پیوند‌های مرتبط

photo_2018-12-13_12-07-26

شرکت ها و تشکل های منتخب

معرفی اقدامات و خدمات سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران

آشنایی با سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی

تجار سنتی ایران
نویسنده

قاسم خرمی

مدیرمسئول

 از اين «صمت»: روز نوشته هاي قاسم خرمي

 خطر زوال حرمت اجتماعی تجار

اين روزها، وزارت صمت و مملكت تعطيل است و چيزي براي نوشتن روزانه نه «از اين صمت» و نه از هيچ سمتي باقي نمانده است اما درگذشت مرحوم علاء الدين مير محمدصادقي تاجر معروف در روز سه شنبه 27 آذر باعث شد كه به رسم معمول يادي از او و سلوك سياسي و اقتصادي اش بكنم كه شايد براي نسل جديد بويژه آنهايي كه تجارت و بازرگاني پيشه كرده اند، اندكي مفيد و موثر باشد

یاددشت من در باره او، نوشته ی کم واکنشی بود. یک و دو نفر فقط تشکر کردند که به جای تسلیت گفتن خالی، لااقل اشاره ای به زندگی او کرده ام. چند نفری هم از سبک و شیوه نگارش من تمجید کردند، بدون آنکه به موضوع نوشته اشاره کنند. سه چهار نفری فقط برای این تازه درگذشته، طلب مغفرت الهی کردند و حدود 10 یا 15 نفری هم نقد داشتند که چرا به همه ابعاد زندگی او بویژه از بهره مندی های بسیاری که بعد از پیرزوی انقلاب اسلامی نصیب او و دیگر تجار مذهبی نزدیک به جریان موتلفه اسلامی شده است، اشاره به میان نیاورده ام. در عوض بسیاری از کسانی که احتمالا او را از نزدیک می شناختند، فقط سکوت کردند، سکوتی که هرچه بود، از رضایت نبود!

این قبیل مطالب را من برای نشریه کارخانه دار می نویسم و طبیعی است که زاویه نگاه من باید به ویژگی های کارآفرینی و کم و کیف اثر گذاری های اقتصادی آنها، معطوف باشد و تا حد ممکن روایتی نزدیک به واقعیت و منصفانه ارائه کنم.

علا میر محمد صادقی همانطور که در همان یادداشت نیز اشاره کردم در حوزه خودش، یعنی عالم تجارت و بازرگانی و فعالیت های متصل به این حرفه، کم آدمی نبود. این دسته از تجار مذهبی و سیاسی، گذشته از میزان نقشی که در انقلاب 57 برای خودشان قائل بودند و جدای از جایگاهی که امروز در ذهن و باور مردم ایران دارند، اما در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، سلاطین بلامنازع بازار تهران و اتاق بازرگانی و بازیگر قهار لایه های پنهان و اشکار قدرت کشور بودند و تقریبا تا همین اواخر، روس سیاست های تجاری کشور را تعیین می کردند و هیچ وزیر بازرگانی، بدون چراغ سبز آنها وارد کابینه نمی شد.

گذشته از ارتباط تاریخی آنها با روحانیون و تریبون داران رسمی، نفوذ عجیبی در صدا و سیما داشتند و خبر ارسال کمک های اهدایی آنها به جبهه های جنگ، با آب و تاب، بازتاب می یافت . فیلم ها و سریال های زیادی ساخته شد که نشان دهند محور مقاومت در مقابل رژیم پهلوی بوده اند و اگر مساعدت های مالی آنها نبود، آب از آب تکان نمی خورد. به همین دلیل، اگر سکته دسته جمعی و گورهای گروهی آنها در روز پذیرش قطعنامه 598 به خاطر سقوط قیمت اجناس احتکار شده، اتفاق نمی افتاد، شاید به این راحتی از خر مراد و سینه چاکی برای انقلاب پیاده نمی شدند.

چند باری انقلابیون چپ اندیش به دنبال دولتی کردن کل تجارت خارجی برآمدند که همین تجار مذهبی با حمایت روحانیون متنفذ، طرح آنان را نقش بر آب کردند. یک و دو باری هم دولت میرحسین موسوی زیر خم آنها را گرفت اما قادر به خاک کردن آنها نشد و با تلفاتی عقب نشست. القصه روزی، روز گاری، این تجار مذهبی ، برای خودشان قدرت و حشمتی به هم زده بودند. اما چرا دیگر آن موقعیت و منزلت اجتماعی وجود ندارد تا جائیکه خبر مرگ آنها هم، واکنش چندانی در جامعه بر نمی انگیزد؟!

پاسخ به چرایی این پرسش مفصل است اما بپردازیم به عواقب این افول حرمت اجتماعی که از دلایل این سقوط، مهمتر است. احمد اشرف در کتاب « طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب » از اصطلاحی با عنوان « زوال حرمت اجتماعی تجار ایرانی» یاد می کند. به نظر او اغلب تجار ایرانی در دوره قاجاریه، نه تنها در امر تولید و صنعت، سرمایه گذاری نکردند تا یک بورژوازی ملی در ایران شکل بگیرد، بلکه آشکارا به عنوان واسطه فروش کالاهای وارداتی روسی و انگلیسی عمل کردند و مختصر مصنوعات دستی و پیشه وری کشور را هم ورشکست کردند. این تجار به همان میزان که ثروتمند می شدند از احترام و حرمت اجتماعی آنان نزد مردم، کاسته می شد.

به گفته اشرف، آنها به مرور آنقدر مورد خفت و خواری قرار گرفتند که برای احیای آبرو و اعتباراز دست رفته خودشان، نهایتا به سمت بیزاری از خارجی¬ها و همنوایی با تجار خرده پا و ضدیت با حکومت سوق یافتند و زمینه های شکل گیری انقلاب مشروطیت را فراهم کردند. به عبارتی آنها دست به انتحار زدتد تا از سرافگندگی تاریخی رهایی یابند.! بنابراین، زوال حرمت گروههای مرجع در جامعه، نوعا پدیده خطرناکی است و چه بسا ممکن است به ثبات و یا در روند طبیعی تغییرات ضروری در حوزه سیاست و اجتماع، اختلال ایجاد کنند. به امید آنکه این تجارب گران سنگ، توشه راه تجار جوانتر شود و در جایی بایستند که حد واسط افتخار و انتحار نباشد

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها