پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
راه پر پیچ و خم تجارت ابریشم ایران در روزگار زندیه
غروب دولت نادرشاه افشار مصادف شد با روی كار آمدن متوالی افراد مختلفی از این خاندان در خراسان و بروز انقلابات و گردن كشی ها در سایر مناطق ایران كه این دوران پر آشوب حدود بیست سال به طول انجامید تا اینكه كریم خان زند در نهایت با از میان بر داشتن رقبای سیاسی و گردنكشان موفق شد سرانجام در سال 1179 هـ ق/ 1765 م به عنوان سردار بلامنازع ایران در سراسر كشور به جز خراسان مسلط شود. و بار دیگر نظم و امنیت را به مناطق تحت كنترل خود باز گرداند.و با ایجاد آرامش در این كشور بار دیگر كشاورزی ایران كه به دلیل آشوبهای روزگار افشار دستخوش ویرانی شده بود رو به آبادی گذاشت
دوره حکومت کریمخان از 1144ش /1765م تا 1158ش/ 1779م یعنی سال درگذشت او، دوره ثبات و آرامش بود. کریمخان شیراز را پایتخت خود قرار داد و به قول فوران کوشید « جام شکسته عدالت را ترمیم کند» اقدامات او بر تحول و توسعه تاثیر مثبتی داشت اما عمر آن کوتاه بود.و بهترین صفات او به گفته فسایی نیک دلی او بود، کریمخان یه دلایل متعدد در مدت 26 سال پادشاهی موفق به ایجاد نهادهای جدید در حوزه تحولات اقتصادی نگردید و همانند دیگر حکام ایرانی، قبل از خود ترجیح داد از همان امکانات موجود که به صورت سنتی و نهادینه شده در ساختار اقتصادی ایران منتفع شود.
تلاش او برای احیاء بازرگانی و کشاورزی، عموماٌ بر اساس همان الگوهای قبلی بود به نحوی که کشور را احیاء کند و با برقراری امنیت در جادهها، دعوت از بازرگانان به بازگشت به ایران ، احداث بناهای عمومی و طرحهای زیر بنایی و از همه مهمتر ، میزان معقول مالیاتها کوشید در راستای این سیاست گام بردارد و با توجه به دیدگاه عدالت محور کریم خان او بدونه اعمال زور و ضرب و شتم مردم توانست درآمدهای مالیاتی خود را به سالانه 535 هزار تومان برساند که دو سوم درآمد مالیاتی در آخرین سالهای حکومت صفویه بود.
میگویند هنگامی که کریم خان در سن هفتاد و پنج سالگی و یا هشتاد بدرود حیات گفت در خزانه او فقط 7 هزار تومان پول وجودداشته است که نشان از آن دارد که کریم به جای ذخیره پول در خزاین خود و محروم کردن جامعه از یک فعالیت اقتصادی صحیح آن را در جریان اقتصاد داخل کرده بود تا همه از این ثروت بهره مند شوند. در حالیکه زمانی که نادر کشته شد 715 میلیون تومان در خزانه داشت و مردم ایران گرسنه و بی چیز مجبور بودند فرزندان خود را به جای مالیات تحویل ماموران دهند. تفاوت این دو در این بود که کریم خان مورد عنایت و احترام جامعهاش بود ولی زیاده طلبیهای نادر به جز خشم کینه چیزی برای او به ارمغان نیاورد.
ابریشم و کشاورزی
از آنجا که تولید ابریشم، ارتباط مستقیم با کشاورزی دارد، باید گفت که نظام کشاورزی ایران در دوران زندیه تغییر چندانی با اسلوبهای روزگار صفوی و بعد از آن نداشت و بر همان عوامل خاص یعنی زمین، آب، شخم و بذر و نیروی انسانی متکی بود. ولی آن گونه که از منابع بر میآید، زراعت ایران به ویژه در شیراز، اواخر عهد کریم خان ترقی کلی داشته و با حمایتی که از کشاورزان به عمل میآمد، اوضاع و احوال به سامانی را دارا بوده است و بر اساس گزارشات موجود رفاه و آبادانی شیراز نسبت به سایر مناطق از سطح بالاتری برخوردار بود. زیرا کریم خان با تدابیری مانند ایجاد امنیت و وضع قوانین مالیاتی معقول تلاش نمود که کشاورزان را تشویق به بازگشت به روستاها بنماید. و به این ترتیب رفته رفته اقتصاد روستایی را ترقی داد و با تشویقهایی که به عمل آمد بسیاری از روستائیان که دهاتشان از بین نرفته بود به روستاها بازگشتند و تاسیسات آبیاری تعمیر گردید و زمینهای زیر کشت افزایش یافت.
مالکیت خصوصی زمین هم از نظر تعداد و هم به لحاظ مساحت املاک افزایش یافت و بنا به گفته فوران دهقانان در بهترین حالت، وضعی بهتر از دوران چهل ساله ناآرامی و اخاذی داشتهاند و وضعیتی مثل سطح معیشتی پایین و « عادی» زمان صفویه پیدا کردهاند ولی بر اساس گزارشات برخی گزارشات به مرحلهای رسید که فرانکلین میگوید: « در هیچ نقطهای از دنیا مایحتاج زندگی به خوبی و فراوانی شیراز به دست نمیآید.» یکی از مهمترین محصولات شیراز در این زمان توت بوده است که آن را خشک کرده و در زمستان مورد استفاده قرار میدادند و در کنار آن با استفاده از برگ این درخت به پرورش کرم ابریشم میپرداختند که همچون روزگاران قبل به عنوان یک کالای تجاری دارای موقعیت مناسب بود.
از قدیم الایام مراکز مهم تولید ابریشم شهرهای استرآباد، ابیورد، فسا، بردع، سمرقند، طبرستان و مرو بودند. ولی بعدها شهرهای گیلان، استرآباد، خراسان، آذربایجان، یزد، کاشان، و خوزستان نیز اقدام به تولید ابریشم نمودند که در این میان گیلان مرتبه اول را دارا بود. زیرا پرورش ابریشم از قدیمالایام در ایالت گیلان و مازندران ایران وجود داشت زیرا آب و هوای این دو استان برای گسترش پیله ابریشم بسیار مناسب بود ولی برای پرورش تخم کرم ابریشم بسیار مرطوب بود ولذا از خارج به ویژه از فرانسه، روسیه، ترکیه، اقدام به وارد کردن کرم ابریشم مینمودند ، این کرمها پس از 45 روز رشد میکردند و در تابستان برای صدور آماده میشدند این پیلههای ابریشم برای بافندگی به میلان و دیگر شهرهای ایتالیا و یا فرانسه صادر می شدند.
عبدالله یف نیز معتقد است که در دوره حکومت کریم خان زند، کشور، ظرف مدت کوتاهی به پیشرفتهای قابل توجهی نایل آمد، زیرا او میکوشید اقتصاد ویران ایران را احیا نموده و بهبود بخشد. در دوره کریم خان زند، توسعه شبکههای آبیاری، اعتلای بعضی رشتههای کشاورزی و صنایع دستی دیده میشود.

صنعت ابریشم بافی
نباید فراموش کنیم که ابریشم به واسطه نرمی، شفافیت، ظرافت، و استحکام فوقالعادهای که داراست یکی از مهمترین و گرانبها ترین الیاف نساجی بشمار میرود مصرف ابریشم در قالی های ایران بیشتر خاص قالیهای بسیار نفیس می باشد که به واسطه گرانی فوقالعاده آن کمتر بکار برده میشود.
در این روزگار به لحاظ صنعت ، هرچند مراکز بزرگ صنایع دستی و مراکز تجاری ایروان، گنجه، تفلیس، مرو و مشهد ، هرات خارج از منطقه تحت مدیریت کریم خان بودند، معهذا هنوز با بقیه مناطق ایران ارتباط خود را حفظ کرده بودند. مهمترین مراکز صادراتی ایران در بنادر خلیج فارس در جنوب و در مورد ابریشم رشت و بندر آن انزلی در شمال بودند. به جز این بنادر از سواحل شیروان، باکو ، دربند، و مراکز مهم تجاری یعنی استراخان ( هسترخان) نیز، ابریشم ایران به روسیه صادر میشد.
مراکز ابریشم بافی ایران دراین زمان شهر کاشان، مرکز بافت پارچههای ابریشمی محسوب میشدند و در اصفهان نیز صنایع دستی ابریشم بافی از رونق به سزایی برخوردار بودند. چنانکه آصف در زمینه ورود کریم خان به اصفهان مینویسد:« اصفاهان از استقبال نمودن و قربانی کردن و شیرینیها آوردن و پا انداز حریر و دیبا گستردن و نثار ریختن وارد شهر اصفاهان شد و در دولتخانه ملوک صفویه نزول اجلال نمود.»
از شهرهای دیگری که دراین زمان ازلحاظ صنعت ابریشم بافی کمتر آسیب دیده و از رونق خوبی برخوردار بود شهر یزد میباشد. در حقیقت کریم خان تلاش نمود که صنایع دستی کارگاه های سلطنتی را که در دوران پر آشوب تعطیل شده بودند را بار دیگر احیا کند، هر چند این کارگاه ها هرگز رونق دوران صفویه را پیدا نکرد ولی در این زمان نیز در این کارگاه ها پارچهها و ظروف بلوری مرغوب تولید میشدند. اما در زمینه قالی بافی نیز در روزگار زندیه باید گفت: در اغلب کتاب های مربوط به صنایع سخنی از صنعت فرش بافی ایران به ویژه فرشهای ابریشمین به میان نمیآید. ولی به نظر میرسد با آرامش ایجاد شده توسط کریم خان باید صنعت فرش ایران نیز حیات تازهای پیدا کرده باشد. زیرا به نظر نمیرسد کشوری که در زمان صفویه قالی های اعلا و زیبای ابریشمین تولید کرده و به دربارهای اروپایی میفرستاد یکباره همه چیز رافراموش کرده باشد.
ولی از آنجا که دربار ایران در این زمان ویژگیهای دوران صفوی را ندارد به احتمال قوی هنر در شیراز به واسطه نظم و امنیت ایجاد شده توسط کریم خان رشد کرده ولی این بار به جای اینکه دربار مشتری زیباترین تولیدات هنری ساخته شده باشد، خانههای اشراف و ثروتمندان قدیمی ایران بود که از هنرمندان حمایت میکرد و کالای ساخته شده آنان را میخرید و موجب حیات هنر میگردید. چنانکه در برخی منابع آمده است بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاههای قالی بافی نه فقط در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان، اصفهان همت گماشته و قالیهای بافته شده را از طریق استانبول به اروپا صادر میکردند. ولی به هر حال به دلایل زیاد بافت فرشهای ابریشمین در این دوران از رونق افتاد .

عدم حمایت دربار از این صنعت به عنوان مهمترین مشتری فرشهای ابریشمین زیرا به نظر میرسد با توجه به روحیه وکیل و خواستگاه ایلیاتی آنان، قالی های دربار باید از جنس محکمتری باشد مانند گلیم و یا فرشهایی که از پشم گوسفند و یا پشم شتر بافته میشد.
با توجه به گرفتهاری هایی که زندیه با دشمنان خود در گوشه و کنار داشتند فرصت چندانی برای پرداختن به صنعت فرش بافی به ویژه ابریشمین وجود نداشت.
به ویژه آنکه به واسطه جنگهای مداوم نادر و سپس آشوب های پس از او بسیاری از اقشار ثروتمند جامعه یا ثروت خود را از دست دادند و یا به طبقات پایینتر سقوط کردند.
از آنجا که شیراز قبل از زندیه نیز در زمره مراکز صنعت قالی بافی نبود لذا در زمان پایتخت شدن آن نیز تحول چندانی در صنایع فرش ایران ایجاد نگردید ولی از آنجا که ایران به معنای شیراز نیست در سایه آرامش و امنیت ایجاد شده مراکز فالی بافی ( ابریشم) در کاشان، یزد، اصفهان، کرمان توانستند به اوضاع خود سر و سامانی دهند، حکام نیز غالباً از ساخت قالی حمایت میکردند زیرا این کالا مهمترین کالای صادراتی ایران به خارج کشور بود که توسط کمپانیهای هند شرقی کشورهای مختلف خریداری میشد.
ولی به هرحال شورش افاغنه که دوران آشوب و کشتار و سختی فراوانی را به دنبال داشت، شیرازه اقتصادی و فرهنگ ایران از جمله هنرها، صنایع و فنون و به ویژه قالی بافی را از هم گسیخت و وضع نابسامان قالی نزدیک به حدود 100 سال از انقراض صفویان تا پایان جنگهای ایران و روس در زمان فتحعلیشاه قاجار ،ادامه داشت. در این دوران بر صنعت فرش ایران لطمات فراوان وارد شد تا اینکه به دنبال استقرار آرامش نسبی در کشور زمینه کار قالی فراهم شد و با رونق نسبی کشاورزی و بازرگانی صنعت قالی هم آهسته آهسته زندگی را از نو آغاز کرد.
پرایس نیز معتقد است فرشبافی ایران در سدههای هیجدهم و نوزدهم برابر با قرون دوازدهم و سیزدهم هجری رونق و شکوه دوران صفوی را از دست داده بود. در این دوران همه هنرها پس از صفویه رو به انحطاط گذاشته بود.
کریم خان نیز مانند دیگر سلاطین ایران از امر داد و ستد و تاثیر تجارت بر افزایش درآمدهای ملی به خوبی آگاه بود و لذا با فراهم کردن شرایط مناسب زمینه تجارت داخلی و خارجی را به خوبی فراهم کرد. و در همین راستا بود که نسبت به اروپائی ها و اقلیتهای مذهبی که میتوانستند در این مسیر او را یاری دهند فوقالعاده رئوف و مهربان بود.