کتاب اتحادیه های کارگری

علل جدایی تدریجی بورژوازی صنعتی ایران از جامعه و مردم در سالهای قبل از انقلاب

در سال 1342 كه به ايران بازگشتم خانواده ام به محل مسكوني تازه اي نقل مكان كرده بود كه در مجتمعي محصور در دامنه كوه البرز در نياوران قرار داشت »

حبیب لاجوردی  از صاحبان صنایع  وقت و از مدیران «گروه صنعتی بهشهر» در باره روند و علل جدا افتادگی بورژوازی از جامعه در فاصله سالهای 1327 تا 1347 می نویسد:

«من از سال 1325 تا 1327 در مدرسه غضایری به تحصیل پرداختم که دبستان دولتی محله ام بود. باآنکه پدرم احتمالا در میان اولیای دانش آموزان از همه ثروتمندتر بود، این امر مانع از آمیختن من با سایر دانش آموزان نگردید. تمام دانش آموزان لباس متحدالشکل از پارچه وطنی به تن داشتند و بنابراین تفاوت چندان آشکاری میان ما به چشم نمی خورد. ما در کلاس درس  و در حیاط مدرسه و حیاط مدرسه نه بر اساس سوابق خانوادگی بلکه بر اساس توانایی خود رقابت می کردیم. آزادی اندیشه در میان دانش آموزان رواج داشت. در سال 1342 که به ایران بازگشتم خانواده ام به محل مسکونی تازه ای نقل مکان کرده بود که در مجتمعی محصور در دامنه کوه البرز در نیاوران قرار داشت »

منبع : کتاب اتحادیه های کارگری و خودکامگی نوشته حبیب لاجوردی، 1369: 144)

در باره این کتاب:

ایران سال ۱۳۵۷ از بسیاری جهات با ایران نیم‌قرن پیش از آن تفاوت‌های آشکار داشت. طی نیم قرن تحولات اقتصادی و اجتماعی عمده‌ای، به‌ویژه در شهرها، پدید آمد. از آن جمله می‌توان نیرومند شدن دولت مرکزی، ایجاد نظام آموزشی که به میلیون‌ها کودک سواد آموخت، وضع قوانین برای اعتلای حقوق زنان، احداث جاده‌ها و کارخانه‌ها و پیشبرد مدرنیزاسیون را نام برد. در مجموع، از دهۀ ۱۳۰۰ به بعد ایران به دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی چشمگیری نائل آمد. با این همه وقتی به ضلع سوم مثلث توسعه، یعنی ضلع سیاسی آن، می‌نگریم وضع را کاملا دیگرگونه می‌یابیم. زیرا پس از ده‌ها سال توسعۀ اقتصادی و اجتماعی نه تنها «بلوغ سیاسی» پدیدار نگشت بلکه آن تجربۀ سیاسی هم که دستاورد انقلاب مشروطۀ سال ۱۲۸۵ بود و تا اواسط دهۀ ۱۳۰۰ استمرار نامنظمی داشت در دورۀ حکومت رضاشاه کمابیش از دست رفت.

هدف کتاب «اتحادیه‌های کارگری و خودکامگی در ایران» بررسی فراز و نشیب توسعۀ سیاسی ایران است از راه نگرش بر یک جنبه از رشد سیاسی، یعنی پیدایش اتحادیه‌های کارگری از سال ۱۲۸۵ تا سال ۱۳۴۲؛ زیرا اتحادیه‌های کارگری ابزار مناسبی برای سنجش توسعۀ سیاسی به‌شمار می‌آید. در دوره‌های برخورداری از آزادی‌های سیاسی، اتحادیه‌های کارگری نخستین نهادهایی بود که در صحنۀ سیاسی ایران ایران پدیدار می‌شد و هر زمان که اختناق سیاسی دوباره مسلط می‌گشت نخست اتحادیه‌های کارگری سرکوب می‌شد و سپس نوبت سرکوب مطبوعات و قوۀ مقننه و احزاب سیاسی و جمعیت‌های صنفی و قوۀ قضائیه و سایر مراکز مستقل قدرت فرا می‌رسید.
سالیان دراز کارگران ایران، و بلکه بتوان گفت بیشتر کسانی که آگاهی سیاسی داشتند، در بردباری و مدارا با اوضاع سیاسی ظرفیتی معقول از خود نشان دادند. ولی پس از دوره‌ای نه‌چندان طولانی، به دولت مشروطه و انتخابات پارلمانی و وعده‌های هیأت حاکمه و دوستی ایالات متحد و بریتانیای کبیر بدبین شدند. این بررسی جنبش کارگری در ایران کم و بیش روشن خواهد کرد چرا گروه‌هایی از کارگران ایرانی نیز در برابر حکومت سابق و دموکراسی غربی و غرب به‌پا خاستند.

حبیب لاجوردی دوران نوجوانی و جوانی را در نیویورک گذراند. پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۲ به کار در پیشه خانوادگی‌اش یعنی گروه صنعتی بهشهر پرداخت. وی در سال ۱۳۴۸ با همکاری شماری از اعضای هیات علمی دانشکده بازرگانی و مدیریت دانشگاه هاروارد، نمونه مشابه آنرا در تهران با نام “مرکز مطالعات مدیریت” شعبه ایران دانشگاه هاروارد بنیان گذاشت. او تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در همان‌جا به آموزش سیاست‌گذاری عمومی مشغول بود.

پس از انقلاب، در جریان مصادره اموال و دارایی‌ها، این شرکت به همراه دیگر کارخانه‌ها و شرکت‌های خاندان لاجوردی مصادره شد. با این حال، حبیب لاجوردی قصد ترک ایران را نداشت. اما ترور مشکوک برادرزاده‌اش و اعلام نام او و دیگر اعضای خانواده لاجوردی به عنوان مفسد فی الارض دلایل ترک او از ایران شدند

 

در همین باره

Sorry, we couldn't find any posts. Please try a different search.

پیشنهادها

خوانده شده ها