ناسیونالیسم و صنعتگستری (1)
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

ناسیونالیسم و صنعت : لزوم استفاده از حس «وطن خواهی» در تقویت «تولید ملی»

 مردم باید با اعتماد و افتخار و نه لزوما قدرت خریدشان، باشبکه تولید ملی احساس همدلی و همراهی کنند. توليد ملي زماني رونق مي گيرد كه يك شهروند ايراني قدرت خريد كالاي خارجي را داشته باشد اما بصورت داوطلبانه كالاي ايراني را خريد كند

حمایت از  « تولید ملی» و «ساخت کالای داخلی»، مکررا مطرح است اما این مسئله، شوربختانه از شعارها و خطابه‌های معمول فراتر نرفته و تکان سودمندی در اقتصاد ملی ایجاد نکرده است.  بی تعارف تر، باید گفت هنوز، قاطبه ایرانیان به استفاده از کالای ساخت داخل افتخار نمی کنند!

 افتخار به کالای ساخت داخل لزوما ارتباطی به حجم سرمایه گذاری، سطح تکنولوژی، اندازه ومقیاس تولیدوحتی کیفیت و قیمت کالاهای تولید داخل ندارد. مردم قادرند تولید یک کالای داخلی گران و بی‌کیفیت را تحمل کنند، مشروط بر اینکه احساس کنند چنین ریاضتی در نهایت به سود اقتصاد ملی تمام خواهد شد و تبدیل به رانت و پاداش هیات مدیره شرکت های بی شمار و  ناکارآمد نخواهد شد.

 اگر مردم احساس کنندکه خرید و مصرف یک کالای داخلی درمقایسه با چند سالی است که مسئله کالاهای شیک وارزان وارداتی می‌تواند به بقای سرمایه داران بومی، صرفه جویی در منابع ملی، ایجاد اشتغال، ارتقای سطح زندگی و رفاه عمومی کمک کند، به‌طوریقین بخش زیادی از مصائب دولت درتنظیم تعرفه‌ها و مقابله با قاچاق و کنترل واردات کاهش خواهد یافت. اما چگونه می‌شود در مسیر تولید ملی، حمایت مردم و بازارهای داخلی را بر انگیخت؟ و چرا در ایران تاکنون، چنین جنبشی پدید نیامد؟

یکی ازنیروهای موثر برای دفاع از تولید داخلی در کشورهای درحال توسعه، نیروی ملی‌گرایی و ناسیونالیسم اقتصادی است. ناسیونالیسم ازنیمه دوم قرن نوزدهم به بعد، محرک اصلی در رشد اقتصادی و صنعتی بسیاری از کشورهای صنعتی شده امروزی نظیر انگلستان،ژاپن،آلمان وآمریکا بوده است.

 به باور«فردریک لیست»اقتصاددان بزرگ آلمانی( در قرن 19) ، در کشورهای خواهان توسعه صنعتی، ابتدا باید یک آمادگی فکری و اخلاقی و نوعی سختکوشی وازخودگذشتگی فردی برای اعتلای اهداف ملی پدیدآید ودرحقیقت علایق فردی تحت شعاع علایق ملی قرار گیرد. به عقیده او تقویت روحیه و باور ملی در حمایت از صنایع دولتی و کارآفرینان بومی، مقدمه‌ای لازم برای ورود به عرصه صنعت گستری و رشد صنایع داخلی است( 1)

ناسیونالیسم و صنعتی سازی در قرن 19

استفاده از نیروی ناسیونالیسم برای حمایت از تولید ملی در هریک از کشورها، شیوه‌ها و جلوه‌های متفاوتی داشته است. در انگلستان قرن 18 که خاستگاه اقتصاد نئوکلاسیک و مبتنی بر تجارت آزاد بود، دولت زیر فشار مردم و کارخانه داران و در جهت دفاع از منسوجات انگلیسی، واردات قماش خارجی به داخل انگلستان را ممنوع کرد. عجم اغلو در کتاب « چرا ملت ها شکست می خوردند» تصریح کرده است که در حمایت از صنعت نساجی خودش و بنا به تقاضای کارخانه داران انگلیسی، هر نوع واردات پارچه ایرانی را ممنوع کرد؟ ( 2)

 در اوایل قرن نوزدهم آمریکا، آلمان و روسیه با همین شیوه مسیر واردات کالاهای ارزان قیمت انگلیسی را سد کردند و در اواخر همان قرن، تولیدکنندگان کانادایی با طرح بحث ناسیونالیسم کانادایی خواستار بازار حمایتی مقابل کالاهای آمریکایی شدند.

 در شر ق دنیا، حزب کنگره هند یک ایدئولوژی صنعتی با محوریت ناسیونالیسم را شکل داد و با دفاع از تولید ملی، واردات و مصرف کالاهای انگلیسی را با مشکل جدی مواجه ساخت.

 بارزترین جلوه استفاده از نیروی ناسیونالیسم در جهت توسعه صنعتی در ژاپن بروز یافت. اساس صنعتی شدن ژاپن، آن‌گونه گه «برینگتون مور» بررسی کرده، مبتنی بر تعصبات ملی و ترس از مستعمره شدن و تحقیر از سوی اروپاییان بود.(3)

جلوه های ناسیونالیسم در قرن بیستم

درطول قرن بیستم، کشورهای پیشرفته صنعتی برای گشودن بازارهای صادراتی در صدد کنترل جنبش های ناسیونالیستی در حوزه اقتصاد برآمدند. با این حال، خودِ این کشورها از طریق سیاست های تجاری و مرکانتیلیستی همواره به دنبال حمایت از اقتصاد ملی بودند.

شاید جدیدترین سیاست و برنامه استفاده از نیروی ملی در راستای حمایت از تولیدات و بازارهای داخلی را ترامپ ، رییس جمهور سابق آمریکا درپیش گرفته بود. وی باشعار معروف« آمریکارا با فولادآمریکا بسازیم»،ضمن وضع تعرفه‌های وارداتی، صنایع اروپا و چین را با چالش جدی مواجه کرد والبته ( مطابق آمارهای اعلامی) به صنعت فولاد آمریکا رونق بخشید.

 ناسیونالیسم و صنعت در ایران

درایران، به دلیل عدم پرداختن روشنفکران به مسائل و مناسبات اقتصادی، امکان بهره‌گیری کامل از قدرت ناسیونالیسم و وطن‌خواهی در حوزه صنعت و اقتصاد- آنگونه که باید- پدید نیامد.

 مطابق آنچه ریچاردکاتم درکتاب«ناسیونالیزم و ایران»به دست داده است از اواسط قرن نوزدهم رگه‌های خفیفی از ناسیونالیزم اقتصادی در کشور پیدا شد که خاستگاه و سخنگوی آن، نه روشنفکران بلکه بازاریان نگران از رشد امتیازات خارجی و تیرگی کسب و کاربود. (4 ). به عقیده کاتم حتی ورود علما به سیاست و مخالفت با کمپانی های خارجی هم تحت تاثیر شکوئیه کسبه و پیشه وران ایرانی بوده است که به خاطر واردات کالاهای روسی و انگلیسی و یا سلطه آنها بر اقتصاد ایران، دچار زیان و ورشکستگی شده بودند

تحقیقات دیگر نیز نشان می دهدکه  در دوره مشروطیت، موج بزرگی درحمایت ازکالاهای وطنی به راه افتاد  که با تشکیل کمپانی « اسلامیه» حتی سخن از تحریم کامل، مصنوعات خارجی در میان بود، اما به دلیل اختلاط با ذهنیت ضد استعماری ونداشتن موضع مشخص درخصوص سرمایه و تجارت خارجی و نیز نبود زیرساخت‌های لازم برای گسترش صنایع کارخانه ای، ثمره چندانی از این موج ناسیونالیستی متوجه اقتصاد ملی نشد.

 شاید جدی‌ترین و موثرترین موج ملی گرایی در حمایت از کالاهای داخلی را محمد مصدق پدید آورد اما عمر و اقبال بهره گیری بیشتر از آن را نیافت. چرا که  برانگیختن تمایلات ناسیونالیستی ایران در مسیر تعالی اقتصادی، کنشی خود انگیخته نبود بلکه واکنشی در مقابل تحریم های غربی بود.

ناسیونالیسم دوره پهلوی ها( رضاشاه و محمدرضا شاه) نیز بیشتر عناصر هویت‌خواهانه وباستانی داشت ودرحوزه صنعت و اقتصاد، داعیه و اثرات زیادی درپی نداشت. حتی ایدئولوژیک شدن صنعت گستری در دوره رضاشاه و محمدرضاشاه پهلوی، نوعی مقاومت در میان روشنفکران چپ و نیروهای مذهبی را سبب شد و به ظهور ایدئولوژی ضد صنعتی در دهه 1350 کمک کرد.

نفی ناسیونالیزم در سالهای بعد از انقلاب اسلامی

درسال‌های پس از انقلاب اسلامی به خاطر نوع ایدئولوژی انقلاب و تعقیب اهداف خارج از اقتصاد ملی، باوری رسمی به موجودیت نیرویی به نام ناسیونالیزم و یا بهره گیری از آن در حوزه های خارج از دفاع نظامی، به وجود نیامد.

 از سال 1380 با طرح موضوع «تولید ملی» ، به‌ویژه ساخت خودرو ملی( سمند)  اهمیت حمایت اجتماعی از صنایع داخلی مورد توجه قرار گرفت اما سازوکاری برای جلب این حمایت و همراهی عمومی در مسیر تقویت صنایع داخلی پدید نیامد .

طی سالهای اخیر هم تاکیدات زیادی از سوی رهبر انقلاب بر لزوم تقویت تولید ملی و ساخت داخل انجام شده و چندین سال هم با همین عناوین نامگذاری شده است، اما به نظر نمی رسد که ناسیونالیسم به عنوان یک نیروی مقوم تولید و صنعت، مورد پذیرش رسمی و حکومتی قرار گرفته باشد.

البته دوران ناسیونالیسم تهاجمی و تحقیرکننده تقریبا در تمام دنیا به پایان رسیده است ومقصودازناسیونالیسم اقتصادی حمایت ازکالاهای داخلی  و درک تاثیر این حمایت برروی آینده واعتبارفرزندان ایران زمین و به تبع آن قطع وابستگی های فلج کننده است.این مفهوم ازناسیونالیزم می‌تواند با اقتصاد مقاومتی نیز قرابت و همخوانی داشته باشد.

درهرصورت به نظرمی رسد که بخش اعظمی ازمشکلات صنایع داخلی کشور به جای کیفیت و قیمت، ریشه در ذهنیت های ناروا وتصحیح نشده عمومی دارد. برخی از این ذهنیت ها ساخته شبکه بزرگ واردات ونتیجه تبلیغات شرکت‌ها و نمایندگی‌های خارجی و برخی هم ناشی ازغفلت صاحبان صنایع و شرکت های سازنده حکومتی و دولتی نسبت به باورها، حقوق و احساسات مصرف‌کننده وقدرت حمایتی آنان است.

 مردم باید با اعتماد و افتخار و نه لزوما قدرت خریدشان، باشبکه تولید ملی احساس همدلی و همراهی کنند. تولید ملی زمانی رونق می گیرد که یک شهروند ایرانی قدرت قدرت کالای خارجی را داشته باشد اما بصورت داوطلبانه کالای ایرانی را خرید کند

منابع :

1- لیست ، فردریک (1372) نظام ملی اقتصاد سیاسی ، ترجمه ناصر معتمدی ، انتشارات  دفتر نشر فرهنگ اسلامی

2- عجم اوغلو، دارون و جیمز ای رابینسون  (1392)، چرا کشورها شکست می خورند.ترجمه پوریا جبل عاملی و محمدرضا فرهادپور، تهران:انتشارات دنیای اقتصاد

3- مور، برینگتن( 1369) ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی ، ترجمه حسین بشیریه ،تهران ،مرکزنشردانشگاهی

4- کاتم، ریچارد (1394) ناسیونالیسم در ایران، ترجمه احمد تدین، انتشارات کویر

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها