پیوند‌های مرتبط

photo_2018-12-13_12-07-26

شرکت ها و تشکل های منتخب

معرفی توانمندی ها و محصولات شرکت نورد و لوله اهواز

چرا به اینجا رسیدیم

چه شد که به اینجا رسیدیم؟

عنوان مطلبی است که در شماره ۴۹۳ هفته نامه تجارت فردا منتشر شده است. در این شماره ۸ نفر از کارشناسان و فعالان حوزه های اقتصاد، جامعه شناسی و تجارت به این پرسش پاسخ داده اند

 
 
 
 
مسعود روغنی زنجانی: در چند دهه گذشته قسمت عمده منابع کشور به بهانه عدالت اجتماعی صرف حامی ‌پروری شده است. برنامه اول را که شروع کردیم فرض کردیم عاملی به نام جنگ که شرایط را غیرقابل پیش‌بینی و فضای کسب‌وکار را نامطمئن می‌کرد کنار رفته و باید مبنا را بر ثبات سیاسی در عرصه داخلی و خارجی بگذاریم اما وقتی در حال نوشتن لایحه بودیم، متوجه تابوهایی شدیم که اجازه نمی‌داد اصلاحات اقتصادی را آغاز کنیم.
 
مسعود نیلی: راهبرد «خودکفایی» یک خط‌مشی ثابت در نظام سیاستگذاری ما بوده. این راهبرد برآمده از هیچ بررسی کارشناسی اقتصادی نیست و یک ورودی از عرصه سیاست به اقتصاد بوده است. 
 
موسی غنی‌نژاد: چند اتفاق بسیار مهم در ابتدای انقلاب رخ داد که آثار آن تا امروز باقی است. یکی اشغال سفارت آمریکا بود که چپ‌ها مسبب آن بودند و البته به ظاهر چپ‌های مذهبی و اسلامی بودند که بعداً تبدیل به روشنفکران دینی و اصلاح ‌طلب شدند. کسی نمی‌داند چه اتفاقی رخ داد اما هرچه بود، منافع اشغال سفارت آمریکا به‌طور کامل به حساب شوروی ریخته شد.
 
محمد طبیبیان: سیاست مداران از بالا تا پایین نباید شرکت‌ داری کنند، زیرا شرکت ‌داری کار حکومت نیست. مسوولان حکومتی نباید اموال و ثروت‌های کشور را زیر کلید خودشان جمع کنند یا به مالکیت در بیاورند. ما می‌گوییم نیروهای مسلح نباید تجارت، فروش نفت، واردات کالا و اقداماتی از این دست انجام دهند.
 
محمد مهدی بهکیش: تجربه اتحاد جماهیر شوروی پیش‌روی ماست. این کشور خیلی تلاش کرد تا قلمرو وسیعی ایجاد کند، از نظر تکنولوژی به بالاترین سطح برسد، از نظر نظامی ارتشی قوی و فراگیر ایجاد کند و سلطه خود را بر نیمی از جهان تحکیم بخشد اما در نهایت بازی را به اقتصاد باخت.
 
محسن جلال‌پور: تا زمانی که تصمیم‌ها جایی دیگر گرفته می‌شود، مدیران اقتصادی نمایشی و دکوری هستند. ما برای ارتباط با بازارهای جهانی هم به دیپلماسی خوب نیاز داریم و هم به بانک‌های متصل به جهان. سال‌هاست با مسائل مربوط به نظام بانکی درگیریم. مساله صرفاً هم به دولت دهم، نهم و یازدهم و… برنمی‌گردد. ما با طرح بانکداری اسلامی خود را از بانکداری متعارف جهان جدا کردیم و نظامی خلق کردیم که نه بانکداری و نه اسلامی است.
 
محمد فاضلی: جامعه ایران به نقطه‌ای رسیده که احساس می‌کند حکومت را نمی‌شود مهار کرد و حکومت هر کاری دلش بخواهد می‌کند. پس بحران سرمایه اجتماعی‌ پدید می‌آید. حکومت در کشور ما توازن قدرت را به هم زده است؛ برای مثال در انتخابات هر نامزدی را که بخواهد تایید و هر نامزدی را که بخواهد رد می‌کند، قدرت را یکدست می‌کند و همه توافق‌ها را به نفع خودش به هم می‌زند، اهمیتی هم نمی‌دهد که ما چه می‌خواهیم چون ما توان مهارش را نداریم.
 
مریم زارعیان: ما تلاش کردیم نسل جدید را به صورتی جامعه‌پذیر کنیم که مطلوب نظام ارزشی خودمان باشد ولی یکباره متوجه شدیم این نسل با ارزش‌های جهانی بالیده است. گویی ما با کسانی مواجه شدیم که اصلاً آنها را نمی‌شناسیم چراکه این نسل به خطوط قرمز موجود که جامعه یا حکومت برایشان ترسیم کرده، اعتقادی ندارد و حاضر نیست هیچ‌گونه امر مقدسی، اعم از کشور یا قوانین و مقررات یا هر چیز دیگری را 
 
 
 

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها