ابریشم دوران زندیه 2 (1)

صنعت و تجارت ابریشم ایران در عصر زندیه

ابریشم به عنوان یكی از مهمترین تولیدات ایران از روزگار باستان است كه به عنوان یك تولید بومی از یك طرف با كشاورزی و از طرف دیگر با صنایع مهمی چون پارچه بافی و فرش بافی ارتباط نزدیكی دارد.تولید این محصول در روزگار ساسانیان در ایران باستان و در روزگار صفویان در بعد از اسلام از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است، در این روزگار به دلیل امنیت ایجاد شده در ایران و وحدت سیاسی حاصل از تلاش‌های پادشاهان صفوی، ایران جهش بی مانندی را در عرصه اقتصادی از خود نشان داد و یكی از مهمترین كالاهایی كه باعث مثبت شدن تراز بازرگانی ایران در این دوران بود، ابریشم خام و ساخته شده است كه به صورت پارچه‌های ابریشمین و یا قالی‌های ابریشم خود نمایی می‌كرد، ولی با سقوط دولت صفوی، اوضاع ایران به شدت، درچار آشفتگی می‌شود تا اینكه با به قدرت رسیدن كریم خان زند و بازگشت دوباره آرامش به كشور، بار دیگر شاهد تلاش‌هایی برای بازسازی اقتصاد ایران هستیم

ابریشم به عنوان یک کالای ارزشمند، از قدیم مشهورترین مال لتجاره ایران بوده است و اغلب کشورهای اروپایی ایران را به نام تولید کننده، ابریشم خام، پارچه‌های ابریشمین و قالی به خصوص قالی‌های ابریشمین می‌شناختند. در واقع ابریشم کالای پول ساز تاریخ ایران قبل از نفت می‌باشد. زیرا این کالا سبک وزن و سنگین قیمت بود.( هنوز هم هست البته نه برای ایرانیان) این کالا غیر از مساله کشاورزی و کشتِ توت و تهیه بر و حمل و نقل و ایجاد کارخانه و غیر آن، برای زنان ایرانی که در خانه بودند و کمتر وارد عرصه اجتماع می‌شدند کار تولید  می‌کرد. زیرا این زنان برای گرد آوری برگ توت و حفظ دانه تخم کرم و گرم نگه داشتن آن حتی در سینه و کمربند و زیر بغل خود  و بعد نیز کشیدن پیله و رشتن آن و سپس بافتن  و همه کارها در تمام سال فعالیت داشتند. امروزه نیز با وجود پیدا شدن ابریشم مصنوعی هنوز نیز ابریشم طبیعی ارزش و قیمت خود را حفظ کرده است و هنوز مردان و زنان فراوانی در دنیا آرزوی داشتن لباس و فرش ابریشم را دارند در روزگار صفویه همراه با توسعه ایران صنعت ابریشم بافی نیز به کمال خود رسید و امروزه کمتر موزه‌ای در دنیا وجود دارد که مزین به فرشهای ابریشمین ایران عصر صفوی نباشد ولی با سقوط این سلسله و روی کار آمدن  ایلات، کار شکل دیگری پیدا کرده و بسیاری از صنایع ایران یا از میان رفت و یا رونق خود را از دست داد ولی به هر حال از آنجا که هیچ صنعت و یا شغلی یک شبه به وجود نمی‌آید، یک شبه هم از میان نمی‌رود صنعت ابریشم ایران نیز کما بیش در دوران زندیه به حیات خود ادامه داد هر چند در روزگار نادر ،‌اشتغالات نظامی او فرصت پرداختن به امور اقتصادی را نمی‌داد چنانکه لکهارت در مقایسه‌ای بین  تیمور و نادر می‌نویسد که جهانگشای تاتار در خلال فتوحات نظامی و تصرف سرزمینهای تازه به فکر  ایجاد راههای ارتباطی تجاری هم بود و حتی در فرصتهای ممکن از پیشرفت  امور رفاهی دریغ نمی‌ورزید ولی نادر صاحب این فرزانگی نبود و اساساً اندیشه‌ای از این نوع در خاطر نمی‌پروراند.( شعبانی، چ2، 1369 ص 406) و در جای دیگر می‌گوید،‌از آنجا که نادر شم اقتصادی نداشت، خیلی زود نشان داد که برای رواج بازرگانی اعتبار کمی قایل است و هرگز درصدد آن نیست که به تقویت بازارهای مالی مملکت بپردازد.( شعبانی،‌چ2ج1ص 406) هر چند این نظر را نگارنده تاریخ اجتماعی ایران( دکتر شعبانی) قبول نداشته و معتقد است که برخی تلاشها توسط نادر و فرزندش رضا قلی میرزا برای بسط امور تجاری صورت گرفته است، چنانکه کمپانی هند شرقی انگلیس، در روزگار افشاریه مصدر داد و ستد‌های بسیاری با تمام ایران بوده است(‌شعبانی ،‌همان ص 407) به ویژه آنکه از زمان صفویه به بعد ملاحظه می‌شود که دستگاه حکومتی، خود از بازرگانان عمده محسوب شده و تلاش می‌کند سرنخ تمام امور بازرگانی را به دست بگیرد چنان که در این زمان رضاقلی میرزا ( نایب السلطنه) تجارت ابریشم را در اختیار داشته و به وسیله عمال خود، کلیه محصول ابریشم تولیدی در ایالت ابریشم خیز گیلان و دیگر نقاط ایران را خریده و شخصاً به بازرگانان خارجی می‌فروخته است( شعبانی، 1369ص 419) در این زمان متاع گران ایران ابریشم بود که به صورت خام و یا عمل آمده تهیه و قسمت اعظم آن به هندوستان، عثمانی، انگلیس، هلند،( شعبانی، ج1 ص 420) صادر می‌شد  ظاهراً در دوران کریم خان اقداماتی جهت احیاء این صنعت صورت گرفت، که هر چند ایران هرگز به مقام روزگار صفوی بر نگشت ولی تا حدودی این صنایع رونق پیدا کردند.

ابریشم ایران در روزگار زندیه

 غروب دولت نادرشاه افشار مصادف شد با روی کار آمدن متوالی افراد مختلفی از  این خاندان  در خراسان و بروز انقلابات و گردنکشیها در سایر مناطق ایران که این دوران پر آشوب حدود بیست سال به طول انجامید تا اینکه کریم خان زند در نهایت با از میان بر داشتن رقبای سیاسی و گردنکشان موفق شد سرانجام در سال 1179 هـ ق/ 1765 م موفق شد به عنوان سردار بلامنازع ایران در سراسر کشور به جز خراسان مسلط شود. و بار دیگر نظم و امنیت را به مناطق تحت کنترل خود باز گرداند.( لمبتون، ص 187) و با ایجاد آرامش در این کشور بار دیگر کشاورزی ایران که به دلیل آشوب‌های روزگار افشار دستخوش ویرانی شده بود رو به آبادی گذاشت. دوره حکومت کریمخان از 1144ش /1765م تا 1158ش/ 1779م یعنی سال درگذشت او، دوره ثبات و آرامش بود. کریمخان شیراز را پایتخت خود قرار داد و به قول فوران کوشید « جام شکسته عدالت را ترمیم کند» اقدامات او بر تحول و توسعه تاثیر مثبتی داشت اما عمر آن کوتاه بود.( فوران، 1377ص 139) و بهترین صفات او  به گفته فسایی نیک دلی او بود، کریمخان یه دلایل متعدد در مدت 26 سال پادشاهی ( فسایی، ج1 ص 616) موفق به ایجاد نهادهای جدید در حوزه تحولات اقتصادی نگردید و همانند دیگر حکام ایرانی، قبل از خود ترجیح داد از همان امکانات موجود که به صورت سنتی و نهادینه شده در ساختار اقتصادی ایران منتفع شود. تلاش او برای  احیاء بازرگانی و کشاورزی، عموماٌ بر اساس همان الگو‌های قبلی بود  کشور را احیاء کند و با برقراری امنیت در جاده‌ها، دعوت از  بازرگانان به بازگشت به ایران ، احداث بناهای  عمومی و طرحهای زیر بنایی و از همه مهمتر ، میزان معقول مالیاتها کوشید در راستای این سیاست گام بردارد( فوران، ص 139) و با توجه به دیدگاه عدالت محور کریم خان او بدونه اعمال زور و ضرب و شتم مردم توانست درآمدهای مالیاتی خود را به سالانه 535 هزار تومان برساند که دو سوم درآمد مالیاتی در آخرین سالهای حکومت صفویه بود. میگویند هنگامی که کریم خان در سن هفتاد و پنج سالگی و یا هشتاد(  فسایی 1367 ص 616ج1) بدرود حیات گفت در خزانه او فقط 7 هزار تومان پول وجودداشته است که نشان از آن دارد که کریم به جای ذخیره پول در خزاین خود و محروم کردن جامعه از یک فعالیت اقتصادی صحیح آن را در جریان اقتصاد داخل کرده بود تا همه از این ثروت بهره مند شوند. در حالیکه زمانی که نادر کشته شد 715 میلیون تومان در خزانه داشت و مردم ایران گرسنه و بی چیز مجبور بودند فرزندان خود را به جای مالیات  تحویل ماموران دهند. تفاوت این دو در این بود که کریم خان مورد عنایت و احترام جامعه‌اش بود ولی زیاده طلبی‌های نادر به جز خشم کینه چیزی برای او به ارمغان نیاورد. زمان مرگ کریم خان مردم به او دعا می‌کردند و زمان مرگ نادر ( فوران، 1377ص 139)به نقل از جان پری)

الف: ابریشم و کشاورزی

از آنجا که تولید ابریشم،  ارتباط مستقیم با  کشاورزی دارد، باید گفت که نظام کشاورزی ایران در دوران زندیه تغییر چندانی با اسلوب‌های روزگار صفوی و بعد از آن نداشت و بر همان عوامل خاص یعنی زمین، آب، شخم و بذر و نیروی انسانی متکی بود. ولی آن گونه که از منابع بر می‌آید،  زراعت ایران به ویژه در شیراز، اواخر عهد کریم خان ترقی کلی داشته و با حمایتی که از کشاورزان به عمل می‌آمد، اوضاع و احوال به سامانی را دارا  بوده است و بر اساس گزارشات موجود رفاه و آبادانی شیراز نسبت به سایر مناطق از سطح بالاتری برخوردار بود.( مالکم،1362‌ص 200) زیرا کریم خان با تدابیری  مانند ایجاد امنیت و وضع قوانین مالیاتی معقول تلاش نمود که کشاورزان  را تشویق به بازگشت به روستاها بنماید. (فوران، 1377ص 139)  و به این ترتیب رفته رفته اقتصاد روستایی  را ترقی داد و با تشویق‌هایی که به عمل آمد بسیاری از روستائیان که دهاتشان از بین نرفته بود به روستاها بازگشتند و تاسیسات آبیاری  تعمیر گردید و زمین‌های زیر کشت افزایش یافت.( گرانتوسکی و دیگران، ص 303)  مالکیت خصوصی زمین هم از نظر تعداد و هم به لحاظ مساحت املاک افزایش یافت و بنا به گفته فوران دهقانان در بهترین حالت، وضعی بهتر از دوران چهل ساله نا‌آرامی و اخاذی داشته‌اند و وضعیتی مثل سطح معیشتی پایین و « عادی» زمان صفویه پیدا کرده‌اند( فوران 1377 ص 140)ولی بر اساس گزارشات برخی گزارشات  به مرحله‌ای رسید که فرانکلین می‌گوید: « در هیچ نقطه‌ای از دنیا مایحتاج زندگی به خوبی و فراوانی شیراز  به دست نمی‌آید.»( فرانکلین، ص 43)یکی از مهمترین محصولات  شیراز در این زمان توت بوده است که آن را خشک کرده و در زمستان مورد استفاده قرار می‌دادند و در کنار آن با استفاده از برگ این درخت به پرورش کرم ابریشم می‌پرداختند که همچون روزگاران قبل به عنوان یک کالای تجاری دارای موقعیت مناسب بود.( ورهرام، 1368 ص 147) از قدیم الایام  مراکز مهم تولید ابریشم شهرهای استرآباد، ابیورد، فسا، بردع، سمرقند، طبرستان و مرو بودند. ولی بعدها شهرهای گیلان، استرآباد، خراسان، آذربایجان، یزد، کاشان، و خوزستان نیز اقدام به تولید ابریشم نمودند که در این میان گیلان مرتبه اول را دارا بود.( پایان نامه دکتری، دهقان نژاد ص 80)  زیرا پرورش ابریشم  از قدیم‌الایام در ایالت گیلان و مازندران ایران وجود داشت زیرا آب و هوای این دو استان برای گسترش پیله ابریشم بسیار مناسب  بود و لی برای پرورش تخم کرم ابریشم بسیار مرطوب  بود ولذا از خارج به ویژه از فرانسه، روسیه، ترکیه، اقدام به وارد کردن کرم ابریشم می‌نمودند ، این کرمها پس از 45 روز  رشد می‌کردند  و در تابستان برای صدور آماده می‌شدند این پیله‌های ابریشم برای بافندگی به میلان و دیگر شهرهای ایتالیا و یا فرانسه صادر می شدند.( لیتن، 1367ص 130)عبدالله یف نیز معتقد است که در دوره حکومت کریم خان زند، کشور، ظرف مدت کوتاهی به پیشرفتهای قابل توجهی نایل آمد، زیرا او می‌کوشید اقتصاد ویران ایران را احیا نموده و بهبود بخشد. در دوره کریم خان زند، توسعه شبکه‌های ابیاری، اعتلای بعضی رشته‌های کشاورزی و صنایع دستی  دیده می‌شود.( عبدالله یف، ، 1336 ص38)

صنعت ابریشم بافی

نباید فراموش کنیم که ابریشم به واسطه نرمی، شفافیت، ظرافت، و استحکام فوق‌العاده‌ای که داراست یکی از مهمترین و گرانبها ترین الیاف نساجی بشمار می‌رود مصرف ابریشم در قالیهای ایران بیشتر خاص قالیهای بسیار نفیس می باشد که به واسطه گرانی فوق‌العاده آن کمتر بکار برده می‌شود. ( منصورورزی، 2535 ص 95)

در این روزگار به لحاظ صنعت ، هرچند مراکز بزرگ صنایع دستی و مراکز تجاری ایروان، گنجه تفلیس، مرو و مشهد ، هرات خارج از منطقه تحت مدیریت کریم خان بودند، معهذا هنوز با بقیه مناطق ایران ارتباط خود را حفظ کرده بودند. مهمترین مراکز صادراتی ایران در بنادر خلیج فارس در جنوب و در مورد ابریشم رشت و بندر آن انزلی در شمال بودند. به جز این بنادر از سواحل شیروان، باکو ، دربند، و مراکز مهم تجاری یعنی استراخان ( هسترخان) نیز، ابریشم ایران به روسیه صادر می‌شد.( گرانتوسکی و دیگران،‌ ص 303)

مراکز ابریشم بافی ایران دراین زمان شهر کاشان، مرکز بافت پارچه‌های ابریشمی محسوب می‌شدند و در اصفهان نیز صنایع دستی ابریشم بافی از رونق به سزایی برخوردار بودند. چنانکه آصف در زمینه ورود کریم خان به اصفهان می‌نویسد:« اصفاهان از استقبال  نمودن و قربانی کردن و شیرینی‌ها آوردن و پا انداز حریر و دیبا گستردن و نثار ریختن وارد شهر  اصفاهان شد و در دولتخانه ملوک صفویه نزول اجلال نمود.» ( آصف، 1352ص 307)  از شهرهای  دیگری که دراین زمان ازلحاظ صنعت ابریشم بافی کمتر آسیب دیده و از رونق خوبی برخوردار بود شهر یزد می‌باشد.( پری، 1365 ص 345) در حقیقت کریم خان تلاش نمود که صنایع دستی کارگاههای سلطنتی را که در دوران پر آشوب تعطیل شده بودند را بار دیگر احیا کند، هر چند این کارگاهها هرگز رونق دوران صفویه را پیدا نکرد ولی در این زمان نیز در این کارگاهها پارچه‌ها و ظروف بلوری مرغوب تولید می‌شدند.( فوران 1377 ص 130)  اما در زمینه قالی بافی نیز در روزگار زندیه باید گفت: در اغلب کتابهای مربوط به صنایع سخنی از صنعت فرش بافی ایران به ویژه فرشهای ابریشمین به میان نمی‌آید. ولی به نظر می‌رسد با آرامش ایجاد شده توسط کریم خان باید صنعت فرش ایران نیز حیات تازه‌ای پیدا کرده باشد. زیرا به نظر نمی‌رسد کشوری که در زمان صفویه قالیهای اعلا و زیبای ابریشمین تولید کرده و به دربارهای اروپایی می‌فرستاد یکباره همه چیز رافراموش کرده باشد.( دیماند، 1365 ص 266) ولی از آنجا که دربار ایران در این زمان ویژگیهای دوران صفوی را ندارد به احتمال قوی هنر  در شیراز به واسطه نظم و امنیت ایجاد شده توسط کریم خان رشد کرده ولی این بار به جای اینکه دربار مشتری زیباترین تولیدات هنری ساخته شده باشد، خانه‌های اشراف و ثروتمندان قدیمی ایران بود که از  هنرمندان حمایت می‌کرد و کالای ساخته شده آنان را می‌خرید و موجب  حیات هنر می‌گردید. چنانکه در برخی منابع آمده است بازرگانان تبریزی به تاسیس کارگاه‌های قالی بافی نه فقط در تبریز بلکه در کرمان، مشهد، کاشان، اصفهان همت گماشته و قالی‌های بافته شده را از طریق  استانبول به اروپا صادر می‌کردند. ولی به هر حال به دلایل زیاد بافت فرشهای ابریشمین در این دوران از رونق افتاد :

عدم حمایت  دربار از این صنعت  به عنوان مهمترین مشتری فرشهای ابریشمین ریرا به نظر می‌رسد با توجه به روحیه وکیل و خواستگاه ایلیاتی آنان، قالیهای دربار باید از جنس محکمتری باشد مانند گلیم و یا فرشهایی که از پشم گوسفند و یا پشم شتر بافته می‌شد.

با توجه به گرفتهاریهایی که زندیه با دشمنان خود در گوشه و کنار داشتند فرصت چندانی برای پرداختن به صنعت فرش بافی به ویژه ابریشمین وجود نداشت.

 به ویژه آنکه به واسطه جنگهای مداوم نادر و سپس آشوبهای پس از او بسیاری از اقشار ثروتمند جامعه یا ثروت خود را از دست دادند و یا به طبقات پایین‌تر سقوط کردند.

از آنجا که شیراز قبل از زندیه نیز در زمره مراکز صنعت قالی بافی نبود لذا در زمان پایتخت شدن آن نیز تحول چندانی در صنایع فرش ایران ایجاد نگردید ولی از آنجا که ایران  به معنای شیراز نیست در سایه آرامش و امنیت ایجاد شده مراکز فالی بافی ( ابریشم) در کاشان، یزد، اصفهان، کرمان توانستند به اوضاع خود سر و سامانی دهند، حکام نیز غالباً از ساخت قالی حمایت می‌کردند زیرا این کالا مهمترین کالای صادراتی ایران به خارج کشور بود که توسط کمپانی‌های هند شرقی کشورهای مختلف خریداری می‌شد.

ولی به هرحال شورش افاغنه که دوران آشوب و کشتار و سختی فراوانی را به دنبال داشت، شیرازه اقتصادی و فرهنگ ایران از جمله هنرها، صنایع و فنون  و به ویژه قالی بافی را از هم گسیخت و وضع نابسامان  قالی نزدیک به حدود 100 سال از انقراض صفویان تا پایان جنگهای  ایران و روس  در زمان فتحعلی‌شاه قاجار ،‌ادامه داشت. در این دوران بر صنعت فرش ایران لطمات فراوان وارد شد تا اینکه به دنبال استقرار آرامش نسبی در کشور زمینه کار قالی  فراهم شد و با رونق  نسبی کشاورزی و بازرگانی  صنعت قالی هم آهسته آهسته زندگی را از نو آغاز کرد.( به کوشش عباس نامجو، 1378 ص 227) پرایس نیز معتقد است  فرشبافی ایران در سده‌های هیجدهم و نوزدهم برابر با قرون  دوازدهم و سیزدهم هجری رونق و شکوه دوران صفوی را از دست داده بود. در این دوران همه هنرها پس از  صفویه رو به انحطاط گذاشته بود.( پرایس، 1364 ص 195)

کریم خان نیز مانند دیگر سلاطین ایران از امر داد و ستد و تاثیر تجارت بر افزایش درآمدهای ملی به خوبی آگاه بود و لذا با فراهم کردن شرایط مناسب زمینه تجارت داخلی و خارجی را به خوبی فراهم کرد. و در همین راستا بود که نسبت به اروپائیها و اقلیت‌های مذهبی که می‌توانستند در این مسیر او را یاری دهند فوق‌العاده رئوف و مهربان بود.( فرانکلین، ص 90)

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها