حضرت ایت الله سیستانی
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

آیت الله سیستانی؛ ایرانی ترین مرجع تقلید بیرون از ایران

بيش از 70 سال است كه در عراق زندگي مي كند، به زبان عربي درس مي دهد اما  با اهل منزل، فارسي  صحبت مي كند و هنوز شناسنامه و پاسپورت ايراني در جيب دارد و با افتخار مي گويد: من ايراني ام.  اهل عراق هم مي گويند ما مريدان اين آيت الله ايراني هستيم !

 

 این را اگر بگذارید در کنار برخی  از روحانیون درون جامعه امروز  ایران که متاسفانه، بر مبنای یک تفسیر تنگ نظرانه از دین داری و امت گرایی،  همه نشانه های فرهنگ و هویت ایرانی را، فرونهاده اند، متوجه خواهید شد که بحث از چه پدیده متفاوتی در میان است؛ آیت الله سیستانی  

13 مرداد، زاد روز آیت الله سید علی سیستانی، یکی از متنفذترین و متفاوت ترین مراجع تقلید شیعیان معاصر و چه بسا، قرون اخیر است. او در سال 1309 در مشهد متولد و امروز 94 ساله شد. پدرش از سادات حسینی خراسان و مادرش از ترکان اهل آذربایجان است.

 سیستانی علاقه ای رسمی به سیاست نشان نمی دهد و از به حضور پذیرفتن مقامات سیاسی پرهیز می کند و با پذیرش مناصب سیاسی و حکومتی از سوی روحانیون شیعه، موافقتی ندارد اما در عین حال و به گفته یکی از روزنامه نگاران او « سیاسی ترین مرجع تقلید غیرسیاسی جهان است». بطوریکه در عراق بعد از سقوط صدام، هیچ حزب و گروه سیاسی اعم از شیعه و سنی و کرد و مسیحی، بدون اجازه او، آب نمی خورند.

در حالیکه این آیت الله کهنسال به نفوذ و اقتدار علمی و سیاسی و اخلاقی شهره است، اما برکشیدن و گسترش نفوذ خاندان سیستانی به دست یکی از ضعیف ترین و کم اقتدارترین حاکمان ایران، یعنی شاه سلطان حسین صفوی انجام شد که جد او سید محمد حسینی را به عنوان شیخ الاسلام از مشهد به سیستان فرستاد و این خاندان از آن زمان به سیستانی مشهور شدند. 

سیدعلی سیستانی تا سال 1327 در مشهد و قم به تحصیل علوم رایج حوزوی پرداخت و از سال 1330 به نجف رفت و تبدیل به یکی از شاگردان برجسته مرجع تقلید وقت آیت الله ابوالقاسم خویی شد و از معدود روحانیونی بود که از او اجازه اجتهاد کتبی دریافت کرد. در سال 1339 به مشهد بازگشت اما یکسال بعد مجددا به نجف رفت و شروع به تدریس کرد و ماند.   

ساحت و مکتب علمی آیت الله سیستانی موضوع این نوشته نیست، اما بطور کلی در زمره علمای مکتب اصولی شیعه  قرار می گیرد و از در آمیختن آن با مکاتب عرفانی اجتناب کرده است و بطور خاص مکتب عرفانی ابن عربی که مورد علاقه عجیب آیت الله خمینی(ه) بود را از اساس قبول ندارد.

شروع مرجعیت سیستانی با نمازه او بر جنازه آیت الله خویی آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است. سیستانی در دوران خفقان حزب بعث، فعالیت سیاسی خاصی انجام نداد اما با سقوط صدام و شروع درگیری های داخلی عراق، به گروههای سیاسی شیعه توصیه کرد که نوری مالکی را کنار بگذارند و نخست وزیر دیگری در تعامل با دیگر گروههای کرد و سنی عراق انتخاب کنند. اقدامی که از نزاع خونین و دامنه دار شیعه و سنی در عراق کاست. آخرین دخالت نجات بخش او در عرصه سیاست عراق، اعلام حکم جهاد برای پیشگیری از سقوط عنقریب این کشور به دست داعش بود که با پیشروی برق آسا، بسیاری از شهرها را اشغال کرده بودند.

در باره نفوذ کلام و راز محبوبیت آیت الله سیستانی در عراق، مطالب زیادی گفته شده است. چند سال پیش یکی از فرزندان آیت الله منتظری ادعا کرده بود که بعد از سقوط صدام، پدرم به مراجع عراق نامه نوشته و ضمن ارجاع آنان به تجربه ایران، خواسته بود که از در آمیختن مذهب شیعه با نظام سیاسی آینده عراق پرهیز کنند. هر چند نمی توان چنین تجربه هایی را بر رویکرد مراجع عراق به سیاست، بی تاثیر دانست اما رفتار مدبرانه آیت الله سیستانی باید چیزی فراتر از این باشد و بخش اعظمی از این بینش و نگرش، یقینا به معرفت شناسی دینی و تاملات فکری خود او مربوط می شود.

سیستانی با آنکه مرجعی مسلم است اما دفاترش را از بکارگیری عنوان آیت الله و انتشار و نصب تصاویرش در اماکن دولتی و حتی عمومی و سر در مساجد منع کرده است. هیچ مقام غربی را به حضور نمی پذیرد اما در تله غرب ستیزی و ستیز با مدرنتیه نیز گرفتار نیامده است. از صدور فتاوی شاذ و طاقت فرسا و مخل آرامش جامعه و نیز از تقابل با پدیده های مدرن و کمتر شناخته، مثل شرکت های هرمی و بازاریابی شبکه ای و رمزارزها و هوش مصنوعی و موسیقی و غیره نفیا و اثباتا پرهیز کرده است. در عوض وقتی فتوای جهاد صادر کرد، تاکید داشت که حتی علیه زنان و اسرای داعش، از اصول اخلاقی عبور نکنند

سیستانی با آنکه مقلدان زیادی در ایران و هند و بحرین و پاکستان دارد اما دخالت چندانی در امورات سیاسی این کشورها ندارد. در دورن عراق هم، نه حامی همیشگی و نه اپوزیسیون دائمی دولت مستقر است. در نزاع میان جامعه معترض و دولت مستقر اغلب جانب جامعه را گرفته است و حتی دراعتراضات  آبان ماه سال 1398 شیعیان عراق علیه دولت، اعتراض به فساد را حق مردم دانست، کشته شدگان را شهید نامید و نخست وزیر وقت ( عادل المهدی) را به خاطر مسئولیت در کشتار معترضان، دعوت به کناره گیری کرد. از نظر او مشروعیت حکومت بی واسطه از آن مردم است که از طریق ابراز انتخابات آزاد محقق می شود

در مجموع، سیستانی مرجعیت شیعه را تبدیل به بخشی از جامعه مدنی کرده است و به قول نهج البلاغه ای که این روزها مسعود پزشکیان می خواند، اکنون سیستانی و مردم و خدا در یکسو قرار دارند و در سوی دیگر، حکومت و دولت و قوای مجریه و قهریه عراق ایستاده اند. معلوم است که این وزنه به نفع مردم سنگینی می کند.

 

 زاهد کشوری بدم صاحب منبری بدم

کرد قضا دل مرا عاشق و کف زنان تو

 

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها

آخرین خبرها

مطالب مرتبط

تبلیغات

۴۹۴۵۹۷۹۰_۱۹۶۸۱۷۴۰۱۳۴۸۹۲۳۰_۲۴۳۹۸۳۴۳۰۶۵۳۷۸۴۸۸۳۲_n
Maryam-Mirzakhani