پیوند‌های مرتبط

photo_2018-12-13_12-07-26

شرکت ها و تشکل های منتخب

معرفی اقدامات و خدمات سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران

آشنایی با سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی

علیرضا نبی

اینجا شرط استخدام داشتن سوءپیشینه است!

موفقیت راه‌های گوناگون دارد؛ درست به اندازه تعداد انسان‌های روی زمین! یکی از مهمترین ویژگی‌های موفقیت اینکه «نسخه منحصر به فرد خود را بیابی»؛ درست مثل دکتر علیرضا نبی!

دکتر علیرضا نبی؛ در سال ۱۳۴۷ در خانواده‌ای فقیر و پرجمعیت در حاشیه شهر مشهد به دنیا آمد. از هفت سالگی در سر چهارراه های مشهد روزنامه فروشی می‌کرد. می‌گوید: سال 1355 وقتی 8 سالم بود خیری به ما 10 تومان داده بود، این پول آنقدری بود که با آن مادرم 10 تا روزنامه می خرید تا وقتی من از مدرسه می آمدم برویم دونه‌ای 15 ریال بفروشیم.

خاطرم هست روزنامه‌ها از من بزرگتر بود، گاهی روزنامه‌ها به فروش نمی‌رفت و با مادرم دونفری تا خانه گریه می‌کردیم، من طعم ورشکستگی را بارها و بارها تجربه کردم. آن روزها وقتی سرمایه 10 تومانی از دست می‌رفت، باید می‌رفتم واکس می‌زدم تا یک ماه، تا سودش بشود 10 تومان، بلکه دوباره 10 تا روزنامه بخریم.

سال 57 وقتی 10 سال داشتم یک روز عصر که روزنامه‌ها رو فروخته و خوشحال از اینکه برای امشب شام داریم در راه بازگشت مادرم تمام پول‌هایمان را داد به آن خانم کولی که کنار خیابان نشسته و بچه‌اش را شیر می‌داد و بچه‌های دیگرش کنارش توی برف بودند. من مات و مبهوت ماندم که وای هم سودمان رفت و هم سرمایه‌مان، اما بعد متوجه شدم که این یعنی «بخشش»، بخشش یعنی صد در صد آنچه را که داری بتوانی ببخشی، بتوانی از آن بگذری!

در 17 سالگی اولین کارگاه چاپ روی پارچه را زد تا اینکه در 19 سالگی ازدواج و وارد یک خانواده کاملاً فرهنگی و اهل کرمانشاه شد که کرد زبان هم بودند. برای خانواده همسرم کتاب، شعر و مطالعه ارزش بود و برایشان مهم نبود من چی دارم و چی ندارم، می‌گفتند تو چقدر شعر خوب حفظ می‌کنی، چقدر خوب می‌نویسی و چقدر تو عالی هستی؛ این شد که مادر همسرم نیز سازنده شخصیت فرهنگی‌ام شد، به همین دلیل به من می‌گویند دو شخصیت داری، یکی شخصیت مدیریتی و بیزینسی و یکی شخصیت فرهنگی است.

در سال 1383 وقتی 36 ساله بود اولین کارخانه خود را با 15 نفر برای تولید انواع فراورده‌های زیتون (آرشیا) شروع کرد و حالا کارخانه‌ها به سه عدد رسیده است. یک شرکت نیز در مینو دشت گلستان باغات را مدیریت می‌کند نقطه عجیب ولی واقعی شرط استخدامان این کارخانه‌ها «داشتن سوء پیشینه» هست، اغلب آنها مجرمان و معتادان دیروز هستند یا زن‌های بی‌سرپرست می‌باشند.

او می‌گوید: ناگفته نماند آن زمان هیچکس ایده من را تائید نکرد! کسی تشویق نکرد؛ بلکه همه گفتند این کار غلط است، اگر زندانیان را بیاوری به تو چاقو می‌زنند، کیف و مالت را برمی‌دارند، دزدی می‌کنند و دستت هم به جای بند نیست و با این کار فقط یک مشت دزد را دور خود جمع می‌کنی که هیچ امنیت جانی و مالی نخواهی داشت. آن روز با 15 نفر کارم را شروع کردم و امروز 1057 نفر زندانی سابقه‌دار که در چهار جرم مشغول به کار هستند، رزق و روزی حلال کسب می‌کنند و نان سر سفره خود می‌برند. معمولا هیچکس باور نمی‌کند چنین افرادی در یک کارخانه کنار یکدیگر در حال کار کردن هستند.
پی‌نوشت:
یکی از موضوعات مهم در حوزه اخلاق؛ این است که از ما می‌خواهد کفش دیگری را به پا کنیم و راه برویم. شاید اگر ما هم در وضعیت افرادی که «دارای سوء پیشینه» هستند؛ قرار می‌گرفتیم؛ امروزه «سوء پیشینه‌دار» محسوب می‌شدیم!

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها