غلام نبی جاودان ۶
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

 به یاد مرحوم پاسدار غلام نبی جاودان

در روز سوم شعبان و روز پاسدار، يادي كنيم از مرحوم غلامعلي جاودان كه همه مسيرهاي منتهي به شهادت را پيمود اما عاقبت در بستر بيماري و آنهم در سنين جواني درگذشت و اين روزها، خيلي نام و نشاني از او ديده نمي شود

مرحوم جاودان اهل روستای اشتیوان باخرز بود که در همان سالهای نخست انقلاب به عضویت سپاه درآمد و به دلیل رشادت هایی که در جنگ به خرج داده بود، به فرماندهی سپاه شهرک باخرز در سالهای 64 و 65 رسیده بود.

قامت بسیار بلند و رعنایی داشت و وقتی که در صف نظامیان می ایستاد، تقریبا یک سر و گردن از همه بلند تر بود. نظامیان باخرز و تایباد، خیلی به لحاظ مسئولیت و رتبه و درجه و مقام نظامی، رشد و ترقی نمی کردند و فقط می جنگیدند. او از معدود افراد بومی بود که به این مرحله و درجه فرماندهی رسیده بود.

بیشترین چیزی که از او در یادم مانده است، سخنرانی هایی بود که صبح زود برای سایر پاسداران و بسیجیان از پشت بلندگوهای بزرگ و قدیمی ایراد می کرد. دبیرستان ما در شهرک باخرز، تقریبا نزدیک به همان پادگان سپاه بود و هر روز صبح، صدای او را می شنیدیم که دارد کوبنده صحبت می کند و البته خیلی هم طولانی صحبت می کرد.

فضای جنگی در کشور حاکم بود و هم سخنرانان حوصله حرف زدن داشتند و هم دیگران حوصله شنیدن و بواسطه صداقت این قبیل آدم ها بود، که حتی ما هم که مخاطب مستقیم آن سخنان نبودیم، از شنیدنش احساس ناراحتی و مزاحمت نمی کردیم.

غلام نبی جاودان مثل اغلب پاسداران دوران جنگ، انسان رزمنده و باورمندی بود. شاید قسمت او بود که از میان آن همه گلوله توپ و تانک و خمپاره در خط مقدم جنگ به سلامت عبور کند و عاقبت در سکوت و آرامش بواسطه بیماری از پای در آید و برای همیشه خاموش شود. گمانم دچار سرطان شده بود و در اواخر و یا پایان جنگ درگذشت.

در این چند دهه اخیر، من ندیدم کسی یا کسانی چیزی در باره او نوشته باشند و یا مراسمی برای تجلیل و تقدیر از او که در اجر، شریک همه شهیدان بود، برگزار شده باشد. . این ها همه از عواض تبدیل هم رزم و همسنگر به همکار و همسایه است! نسل رزمندگان دوران جنگ، خودشان هم خودشان را فراموش کردند!

من نقد و اعتراض نسل های جدید را درک می کنم اما این توفیق را هم داشته ام که آدم های پاک و صادق و زلالی مثل غلام نبی جاودان را هم به چشم ببینم. افسوس که که افرادی به دنبال تجاری سازی آن ارزش ها، رفتند و فضای جامعه را چنان بر انگیختند که امروزه، حرف زدن از آن اسوه های شهامت و شرافت، کار راحتی نباشد !

آهسته تر خرام در این دشت ای صبا
ما بذر لاله کاشته‌ایم این حدود را

🌺 روحش شاد و یادش گرامی

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها