هاروارد

بچه های هاروارد و ایران ورشکسته در سال 39

مطبوعات تهران، اقتصاددانان هارواد در ایران را «جوجه‌های آمریکایی» خطاب می‌کردند، در حالی که در محافل دولتی به آنها برچسب «پسران هاروارد»، «مردان ماساچوست» یا «مافیای فورد» زده می‌شد. بسیاری از سیاستمداران و روشنفکران ایرانی نیز، با هارواردی‌ها مخالف بودند و معتقد بودند که آنان فرهنگ ایرانی را نمی‌شناسند.

شادی معرفت :
 
روز ۱۱ خرداد ۱۳۳۹ اقتصاددانان سازمان برنامه برای رساندن اخبار بد، خود را به دفتر شاه رساندند. خسرو هدایت، وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه، در راس آنها قرار داشت و در کنارش دکتر خداداد فرمانفرمائیان و دکتر غلامرضا مقدم، روسای دفتر اقتصادی سازمان برنامه. تکنوکرات‌ها با بانک جهانی، خزانه‌داری ایالات‌متحده و صندوق بین‌المللی پول دیدار کرده بودند. گزارش آنها تلخ بود: ایران ورشکسته بود. 
 
بودجه عمومی، متورم‌شده از سال‌ها هزینه‌های بیش از حد، به شدت از تعادل خارج شده بود. فساد و سوءمدیریت، میلیاردها دلار درآمد نفتی و وام‌ها را از بین برده بود. بحران تراز پرداخت‌ها، تورم، و فاجعه اقتصادی پیش‌رو بود. اقتصاددانان به شاه گفتند که به دنبال یک بسته تثبیت اضطراری از صندوق بین‌المللی پول هستند، یک برنامه ریاضت اقتصادی که آژانس بین‌المللی طی دهه‌های بعد به آن مشهور شد. این حرکت بودجه را متعادل می‌کرد، اما به‌طور قطع باعث رکود می‌شد. هیچ گزینه دیگری وجود نداشت. 
 
چهار سال بعد، به جای هرج‌ومرج اقتصادی، ایران در حال شکوفایی بود. امینی رفته بود، کندی مرده بود، و مقامات ایالات‌متحده از دولت خود می‌خواستند که از فشار مستقیم بر شاه بکاهد. شاه حکومت خود را از طریق انقلاب سفید تحکیم کرده، تکنوکرات‌های ایرانی آموزش‌دیده غرب جایگزین توسعه‌گرایان خارجی شده و نگاه آمریکایی‌ها به ایران تغییر کرده بود. زمانی که کشور گرفتار مشکلات داخلی بود و توسط دولتی ناتوان اداره می‌شد، ایران اواخر دهه ۴۰ به یک پوستر تبلیغاتی برای تئوری مدرنیزاسیون و متحد کلیدی ایالات‌متحده در خاورمیانه تبدیل شد. اما این تحولات چگونه رخ داد؟ هارواردی‌ها چگونه توانستند ایران ورشکسته را به سوی توسعه پیش ببرند؟
 
بین سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۹، دولت آمریکا با کمک‌های گسترده اقتصادی و نظامی از ایران حمایت کرد. سیاست ایالات‌متحده برای تقویت حکومت ایران به گونه‌ای طراحی شده بود تا بتواند پایگاه حمایتی خود را در عین سرکوب گروه‌های کمونیستی یا انقلابی گسترش دهد. این امر ایران را در اردوگاه غرب نگه می‌داشت، پیروزی کودتای ۲۸ مرداد را استمرار می‌بخشید و کنترل غرب بر میادین نفتی خاورمیانه را حفظ می‌کرد. با وجود این، نتایج ناامیدکننده بود و طی چند سال، آشکار شد که رژیم شاه در مبارزه با فساد، خویشاوندسالاری، ناکارآمدی و اتلاف منابع ناتوان عمل کرده است. 
 
بر اساس گزارش شورای امنیت ملی در بهمن ۱۳۳۵، «آشوب اداری، سوء‌مدیریت، رقابت‌های سیاسی، رکود و فقدان مهارت»، تلاش‌های این طرح را تحت تاثیر قرار داد. بسیاری از ایرانیان به چشم‌انداز این طرح بدبین بودند و آن را به چشم برنامه‌ای با حمایت خارجی می‌دیدند که عمدتاً به نفع طبقات بالا بود. به‌رغم وعده‌های مکرر و گسترده، این طرح دستاوردهای واقعی کمی داشت و به عنوان نقطه کانونی برای نارضایتی طبقات سیاسی ایران عمل کرد.
 
فرمانفرمائیان از دوران حضورش در دفتر به خوبی یاد می‌کند، اما مطبوعات تهران، اقتصاددانان این دفتر را «جوجه‌های آمریکایی» خطاب می‌کردند، در حالی که در محافل دولتی به آنها برچسب «پسران هاروارد»، «مردان ماساچوست» یا «مافیای فورد» زده می‌شد. بسیاری از سیاستمداران و روشنفکران ایرانی نیز، با هارواردی‌ها مخالف بودند و معتقد بودند که آنان فرهنگ ایرانی را نمی‌شناسند. سیدحسین نصر در کتاب «حکمت و سیاست» می‌گوید: یک روز در حضور شاه صحبتی پیش آمد، من گفتم که این خیلی اسباب تاسف است که این افراد واقعاً فرهنگ ایران را نمی‌شناسند، حتی اگر نیت درست هم دارند، تصمیم‌گیری درست نیست و به طعنه می‌گوید: ماساچوستی‌ها دارند پدر ایران را درمی‌آورند.
 
دفتر اقتصادی و گروه مشاوران هاروارد، موقعیت خود را مدیون حمایت ابتهاج بودند، اما با سقوط او در سال ۱۳۳۷، فرماندهی بودجه به وزارت دارایی سپرده شد. فرمانفرمائیان در مصاحبه‌ای خاطرنشان می‌کند: این در حالی بود که این دفتر یک دستگاه اجرایی نبود و تنها وظیفه مشاوره را داشت و موظف بود درخواست وام‌های خارجی را تنظیم کند، طرح‌های پیشنهادی بزرگ را بررسی نماید و برای تهیه پیش‌نویس اقدام کند.
 
اگرچه برنامه دوم نتایج ناامیدکننده‌ای داشت، اما تلاش‌های دفتر اقتصادی به ثمر نشست. ادوارد میسون از دانشگاه هاروارد خاطرنشان کرد که دولت ایران «در حال یادگیری این است که چگونه می‌توان و باید از اقتصاددانان استفاده کرد». فعالیت‌های اقتصاددانان جوان زمانی که نارضایتی‌ها از شاه به اوج خود می‌رسید، شور و شوق واقعی را در اقتصاد کشور برانگیخت. 
 

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها