پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
از اين صمت: روز نوشته هاي قاسم خرمي
جان ايرانيان مهم است
هفته اي كه گذشت، از تلخ ترين روزهاي شروع كاري ما در وزارت صنعت، معدن و تجارت دولت چهاردهم بود. جان باختن 49 انسان آنهم از اقشار زحمت كش و فرودست جامعه، همه ما را در بهت فروبرد و كل هفته را درگير اين واقعه كرد
با اينكه وزير صمت به فاصله چند ساعت از حادثه در محل حضور يافت و دستور فوري تشكيل كميته كارشناسي براي بررسي ابعاد فني حادثه را صادر كرد، اما در روز دوم حادثه، تعدادي از مسئولين حاضر در محل، اظهارات زود هنگامي در باره عوامل فني و ايمني حادثه كردند كه به گمانم اين قبيل پيش گويي ها، نه تنها به التهاب اجتماعي منجر مي شود، بلكه روند طبيعي بررسي هاي كارشناسي را هم سخت تر مي كند.
احساس اندوه و همدلي جامعه و رسانه ها با خانواده جانباختگان، واقعا ستودني بود و به درستي نشان دادند كه جان ايراني ها مهم است و بايد مهمتر هم باشد. شيوه مواجه جامعه با اين حادثه و نحوه پرسشگري و مطالبه گري را بايد نشانه بلوغ اجتماعي تلقي كنيم. البته افزايش نسبي سرمايه اجتماعي بعد از آخرين انتخابات هم در اين نوع واكنش ها بي تاثير نبود. بحث سياسي نيست. اگر سرمايه اجتماعي رو به افول باشد، وقوع حوادث دلخراش در اين سطح، مي تواند به بحران اجتماعي منجر شود.
شيوه همكاري صدا و سيما در اطلاع رساني از حادثه هم به گمان من قابل قبول بود، البته بعضا هم اين حادثه نوعي تحليل مي شد كه ممكن بود بيننده يا شنونده فكر كند نوعي كوتاهي دولتي در ميان بوده است. هر چند نقش قانوني وزارت صمت در معادن، صرفا به صدور مجوز و نظارت بر رعايت استاندادهاي فني محدود مي شود و نظارت بر مسائل ايمني و رفاهي كارگران به دستگاههاي ديگري مربوط مي شود اما به گمان من، نه دولت و نه وزارت صمت، نمي تواند از مسئوليت هاي اخلاقي و اجتماعي اين قبيل حوادث مبرا باشد.
تحليل عميقي در روزنامه هم ميهن خواندم با عنوان « ناترازي ها و انفجار معادن» كه فقدان تجهيزات فني معادن را با استهلاك كليت اقتصاد بي ارتباط ندانسته بود. وزارت صمت در چارت سازماني جديدش كه سه روز قبل از اين حادثه به تصويب رسيد، مجددا به احياي دفتر نظارت بر معادن اقدام كرده بود كه مي تواند به نظارت جدي تر و كاهش اين قبيل حوادث منجر شود.
روزنامه شرق گزارش تاثرآوري با عنوان «گورهاي سياه» منتشر كرده بود كه تا حدودي نشانگر عمق اين فاجعه بود. البته گزارشگر به نقل از خانواده يكي از جانباختگان مطلبي با موضوع دريافت پول هزينه آمبولانس درج كرده بود كه متاسفانه دروغ محض بود. در آنجا دهها آمبولانس دولتي آماده حمل اجساد بودند و شركت مالك معدن حادثه ديده در همان ساعات اوليه، كليه هزينه هاي مربوط به دفن و برگزاري مراسم ختم و ساير حقوق قانوني را پذيرفته بود. اين نادرست ترين مطلبي بود كه در باره اين حادثه منتشر شده بود و همخواني چنداني با سوابق اين روزنامه حرفه اي نداشت.
در جايي هم ادعا شده بود كه خبرنگاران براي حضور در محل حادثه با موانعي روبرو بودند كه اين مطلب نيز صحت نداشت. خبرنگاران و عكاسان بويژه گزارشگران صدا و سيما كه از تهران عازم شده بودند، در محل حضور داشتند و فقط ورود به درون بلوك ها به دليل نشت گاز وجود نداشت.
همكاران من هر لحظه اخبار را چك مي كردند و خود من آخرين خبرها را در اختيار رسانه ها قرار مي دادم. موضوع قابل كتماني نبود. در يك معدن خصوصي اتفاقي افتاده است كه اگر ثابت شود كوتاهي و قصوري صورت گرفته است، موضع وزارت صمت اين است كه بايد با شديدترين وجه ممكن با خاطي يا خاطيان برخورد شود.
عصر روز سه شنبه چهارم مهر، به دفتر وزير رفتم تا گزارشي از آخرين اخبار معدن جو و اظهار نظرها را ارائه كنم و ضمنا از جلسه مجلس با وزراي صمت و كار، اطلاعي كسب كنم. خيلي خسته و اندوهگين بود. پرسيدم : آقاي مهندس ! حادثه تلخي بود و حتي اگر اجساد هم از زير آوار خارج شود، ما حالا حالا زير آوار روحي و رواني اين حادثه خواهيم ماند.
گفتم : شما چي فكر مي كنيد؟ سرش را بالا آورد گفت: من بعد از سه روز كه توانستم با همسرم تلفني صحبت كنم به ايشان گفتم با ديدن اين صحنه از صميم قلب دوست داشتم جاي يكي از اين جواناني باشم كه زير آوار مانده اند ! چشمانش پر اشك شد و من فضا را براي ادامه گفتگو مناسب تشخيص ندادم و خارج شدم.
شايد ايشان از طرح اين موضوع در روزنوشته هاي من راضي نباشد، شايد هم با كل اين نوشته ها موافقتي نداشته باشد. اما من قصد دارم تا حد ممكن اين فضاي خشك و متصلب و پر از محرمانگي حاكم بر بوروكراسي دولتي را بشكنم. فقط نگرانم كه اين نوشته ها طور ديگري برداشت شود. من به عنوان روزنامه نگار با دهها كارآفرين و تكنوكرات گفتگو كرده ام و برداشت خودم را نوشته ام. فقط اي كاش اتابك رئيس من نبود
در همین باره
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات