اقتصاد عهد ایلخانان

جایگاه صنایع کارخانه‌ای در اقتصاد و جامعۀ عهد ایلخانان

علی‌رغم خشونت و شدت عمل مغول‌ها در حملات آغازین به ایران، عصر حاکمیت ایلخانان امنیت و ثباتی نسبی پدید آورد و اوضاع سیاسی و اقتصادی بسامان‌تری را رقم زد. یکی از ویژگی‌های مهم این عهد بهبودی نسبي در زمينۀ صنعت و هنر است. در خصوص صنايع و حِرَفي كه مورد توجه مغول‌ها بود اين موضوع به‌ويژه نمودهاي مشهودتري داشت. پس از دوره‌ای تشتت، توجه به صنعت و تأسيس كارخانه‌ها آغاز شد. اهتمام عمومي مغول‌ها به صاحبان فنون و صنايع در گير‌و‌دار فتوحات مشهود بود و پس از آن نيز ادامه يافت. در مقايسه با ساير رعايا، صنعتگران وضعيت بهتري داشتند. توجه به محترفه و انتقال بسياري از صنعتگران به سرزمين مغولستان به سبب نيازهاي معيشتي و نظامي مغول‌ها بود و بدین سبب كه در تمامي ادوار اين دسته از نيازها وجود داشتند، به صنعتگران و هنرمندان هم که مرتفع‌كنندگان اين نيازها بودند توجه می‌شد. مغول‌ها مردمي جنگجو بودند و اقبال عمومي خود را از جهانگيري و كشورگشايي به دست آورده بودند. به علاوه، پس از يك دوره فتوحات در زمان چنگيز، به سروران بخش مهمي از بلاد متمدن آن روز جهان تبديل شده و زندگي آنها در تجمل و شوكت فرورفته بود. تأمين وسايل و تداركات جنگي برای تداوم فتوحات و ابزار و لوازم معيشت تجملي آنها بر عهدۀ صاحبان صنايع بود و بدين سبب كه قوم فاتح در اين خصوص تجربه‌اي نداشت، بار اصلي بر دوش صنعتگران اقوام مغلوب قرار می‌گرفت. همانندی ساختار حکومت ایلخانان با ساختار امپراتوری مغول و نیاز آنها به تولیدات صنعتی و هنری از یک سو و پیشینۀ صنعت و هنر به منزلۀ شیوه‌ای از معیشت مردم شهری ایران از سوی دیگر، اهتمام به صنعتگران را ضرورت بیشتری بخشید و در سراسر عهد ایلخانان و به‌ویژه عهد مسلمانی آنها، کارخانه‌ها رونق بسیار داشتند. به نظر می‌رسد نیاز مغول‌ها به مصنوعات کارخانه‌ها در این رونق سهمی بسزا داشت و رونق نسبی در اقتصاد شهری نیز در میان دخیل بود

زمینههای فعالیت صنعتی در عهد ایلخانان

در ایران که زمینه‌های رشد صنعت و هنر به منزلۀ مظاهر زندگی شهری و تمدن دیرپای ایرانی فراهم بود، نیاز و علاقه‌مندی مغول‌ها نقش مضاعفی در این زمینه ایفا کرد و برخی از رشته‌های صنعتی رو به رشد نهادند. اولین نشانه‌های توجه مغول‌ها در این زمینه از دورۀ فترت قبل از شکل‌گیری حکومت ایلخانان خود را نشان داد و با تأسیس کارخانه‌های شهری در زمان حکومت گورگوز بر خراسان قدم مهمی در این خصوص برداشته شد. توجه به صنعت و هنر پس از پیدایش حکومت ایلخانی هم ادامه یافت و در نتیجه تمرکز سیاسی و اقتصادی نسبی قلمرو و لزوم مقابله با مشکلات نظامی، زمینه‌های مناسب‌تری در اختیار صنعتگران قرار گرفت. روابط فرهنگی میان ایران و چین هم در رشد صنعت و هنر و تعالی و تنوع سبک و فنون صنعتی این عصر تأثیرات قابل توجهی داشت. همچنین، مناسبات میان ایران و اروپا در این زمینه بی‌تأثیر نبود. تساهل مغول‌ها در زمینه‌های عقیدتی و فرهنگی و از میان رفتن بخشی از محدودیت‌ها نیز رشد صنعت و هنر را به دنبال داشت و در برخی از رشته‌های هنری از جمله نقاشی، نگارگری و کاشی‌سازی تحولات چشمگیری پدید آورد. امر دیگری که در جای خود سهم مهمی در روند تولیدات صنعتی داشت رشد تجارت و گسترش مبادلات اقتصادی در جهان آن روز بود. بخش مهمی از تولیدات صنعتی این روزگار در خدمت تجارت بود و تقاضای فراوانی در اطراف و اکناف عالم داشت. این دسته از تولیدات صنعتی که در رأس آن پارچه‌بافی و تهیه و تولید مواد خام صنعتی و معدنی بود رشد بسیار کرد و علاوه بر نیازهای معیشتی مغول‌ها، بخشی از مایحتاج سایر ملل را نیز برآورده می‌کرد.

مجموع عوامل فوق رشد صنعت و هنر را به دنبال داشت، اما در تمامی مراحل حکومت ایلخانان آهنگ رشد صنایع یکسان نبود و همۀ مناطق ایران به یک میزان از این شرایط برخوردار نبودند. مشخص‌ترین نمودهای رشد صناعت در عصر مسلمانی آنها بود و بیشترین رونق صنعتی به مناطق مرکزی و نیمه‌غربی ایران تعلق داشت. به عبارتی، مناطقی که مورد هجوم مغول قرار نگرفت، نواحی‌ای که در مسیر عبور راه‌های تجاری قرار داشتند و مناطقی که مرکز سیاسی حکومت ایلخانی و حکّام تابع آنها بودند بیشترین رشد صنعتی را داشتند. در کل، ایلخانان به دنبال ویرانی بخش مهمی از مناطق شرقی و یک دوره نابسامانی پس از تهاجم مغول بر ایران حکومت یافتند و نوع تأثیرگذاری آنها بر حیات صنعتی و هنری مسئلۀ مهمی محسوب می‌شد. با این همه باید در نظر داشت که این تأثیرگذاری رشد همۀ صنایع را به دنبال نداشت و بیشترین رشد از آنِ رشته‌های مطلوب آنها (پارچه‌بافی و فلزکاری) بود. رشته‌های هنری و صنعتی دیگری از قبیل کاشی‌سازی، جواهرسازی، کاغذسازی، معماری، نقاشی، کتاب‌آرایی، خط و تذهیب هم در پرتو تحولات این زمان رو به رشد نهاندند، اما رشدی به اندازۀ پارچه‌بافی و اسلحه‌سازی نداشتند. در زمان ایلخانان، صنعتگران دیوان و دفاتر مخصوص به خود داشتند و فعالیت کارخانه‌ها اقدام بی‌سابقه‌ای به حساب می‌آمد. بازارها و کارخانه‌ها، دو مرکز مهم صنعتی این زمان، مورد اهتمام خاصی بودند و در هر شهری که در این زمان ساخته یا احیا شده است، این دو مرکز اقتصادی اهمیت خاص داشتند. عمدۀ فعالیت‌های صنعتی این زمان درون بازار شهرها صورت می گرفت و صرف نظر از تولید گیاهان صنعتی و بخشی از صنایعی که روستاییان نیز در آن مشارکت داشتند، مابقی مصنوعات در کارخانه‌های شهری تولید می‌شدند.

کارگاه‌های حکومتی در عهد ایلخانان

الف. پیشینۀ کارگاهها در ایران

فعالیت‌های صنعتی در کارگاه‌های تحت نظر حکومت در سراسر دوران اسلامی صورت می‌گرفت و سابقۀ آن به عهد ساسانیان می‌رسید. در دوران بنی‌عباس، تعدادی از صنعتگران در کارگاه‌های دولتی به بافت و تولید و تزئین پارچه می‌پرداختند و تولیدات آنها در اختیار دولت قرار می‌گرفت. این کارگاه‌ها را ”طرازخانه“ (دارالطراز) و به اختصار ”طراز“ می‌گفتند و زیر نظر منصبی که عنوان ”صاحب الطراز“ داشت فعالیت می‌کردند. وظیفۀ صاحب طراز نظارت بر کار بافندگان، تهیۀ مواد خام و وسایل مورد نیاز آنها و پرداخت مزد و مواجب ایشان بود. در ایران، چنین کارگاه‌هایی را ترازکده و تراز می‌خواندند و موارد عدیده‌ای از آن در شهرهای ایران گزارش شده است. ابن‌حوقل از وجود چنین کارگاه‌هایی در کازرون، شوشتر، شوش، جهرم و بم سخن گفته و یاقوت حموی از سوء استفادۀ محمد‌بن مسافر، پادشاه دیلم، از چنین شیوه‌ای برای استثمار صنعتگران یاد می‌کند. این شخص با دادن وعده‌های مالی صنعتگران را به سوی خود جذب می‌کرد و با محبوس کردن ایشان در قلعۀ سمیران و وادار کردنشان به کار اجباری سود فراوانی می‌برد. گویا شمار پارچه‌بافانی که او استثمار می‌کرده است از 5هزار نفر هم بیشتر بوده است. علاوه بر ترازکده‌ها، طریق دیگری که در تولید پارچه معمول بود، گرفتن مساعده از دولت و تحویل پارچه در قبال آن بود. ابن‌بلخی از چنین شیوه‌ای در کازرون زمان سلجوقی یاد کرده است: ”جولاهگان کازرون علی‌الرسم مساعده‌ای از دیوان می‌گرفتند تا برای آن جامه بافند و تحویل آن بر عهدۀ بیاعان معتمدی بود که قیمت عدل بر آن می‌نهادند.‌“ بر پایۀ سندی از وسائل الرسائل اثر رشید الدین وطواط، در روزگار خوارزمشاهیان همچنین کارگاه‌هایی وجود داشته و عنوان بیوتات داشته است. افراد امینی در رأس این بیوتات قرار داشته و امور آنها را زیر نظر وزیر اداره می‌کردند.

ب. آشنایی مغول با کارگاههای صنعتی

بر اساس گزارش برخی منابع، می‌توان گفت که مغول‌ها قبل از حمله به ایران با عملکرد چنین کارگاه‌هایی آشنایی داشته و از تولیدات آنها استفاده می‌کرده‌اند. از این گذشته، در همۀ ایام فتح و حکومت، پارچه‌بافان و آهنگران مورد توجه مغول‌ها و در مقام غلامان و زیردستان بزرگان مغول مشمول لطف و مساعدت بودند. به هر ترتیب، آشنایی قبلی مغول‌ها با این پدیده یا نیاز مبرم آنها به محصولات تولیدی صنعتگران که لزوم برخورد منطقی و اقتصادی را در خصوص فعالیت آنها مطرح می‌کرد، نقش مهمی در پیدایش کارگاه‌های حکومتی در این زمان داشته است.

چنین به نظر می‌رسد که در آغاز هجوم به ایران، برخورد مهاجمان مغول با صنعتگرانی که اسیر و جزئی از آرات‌های خان‌زادگان و خواتین مغولی محسوب می‌شدند به دو صورت بود. عده‌ای از آنها را همراه با خانواده‌هایشان به مغولستان انتقال می‌دادند و با سکونت آنها در یورت‌های مشخص به تولید مصنوعات مورد نظر وادار می‌کردند. برخی دیگر را در شهرهای محل سکونتشان باقی می‌گذاشتند تا در آنجا به تولید کالاهای مورد نیاز بپردازند. هر دو دستۀ این صنعتگران اسیر و برده مغول‌ها بوده و ممکن بود ملک مشترک تمامی خان‌زادگان و خواتین مغولی بوده باشند یا در مالکیت جداگانۀ هر یک از آنها به شمار روند. برای مثال، تعدادی از جامه‌بافان هرات به یکی از خواتین چنگیز تعلق داشتند و در همان حال، در شهر بخارا صنعتگرانی متعلق به تمامی خان‌زادگان می‌زیستند. ایلخانان بر صنعتگرانی که در کارخانه‌های قلمرو قوبیلای قاآن مشغول به کار بودند حق مالکیت داشتند و با ارسال ملک معظم فخرالدین احمد در زمان غازان (697ق/ 1299م) سهم آنها از منافع کارخانه‌های مذکور که از زمان هولاکو به تعویق افتاده بود پرداخت شد.  در شهرهای بخارا و سمرقند، علاوه بر صنعتگرانی که در مالکیت عمومی سران امپراتوری مغول بودند، هر یک از خان‌زادگان اولوس‌های جغتای و اوکتای نیز کارخانه‌های خاص خود داشتند.

ج. کارگاههای صنعتی در ایران دوران مغول

مانند هرات، پس از یک دوره نظم نسبی که به دنبال فتوحات دوران آغازین برقرار شد، تعدادی از صنعتگرانی که به اسارت به مغولستان برده شده بودند به سرزمین خود بازگردانده شدند تا با رعایت شرایط در کارگاه‌های حکومتی فعالیت کنند. از این زمان، مقارن با دورۀ فرمانروایی اوکتای قاآن، مدام از تأسیس و ایجاد کارخانه‌هایی سخن رفته است که صنعتگران تحت نظر وابستگان مغولی در آنها کار می‌کردند. در ایران به صورت هم‌زمان جورماغون در نواحی غربی ایران و گورگوز (637-641ق/1239-1243م) در شهرهای خراسان چنین اقدامی را صورت دادند. جورماغون پس از کنار آمدن با مردم تبریز و در سایۀ مساعدت صنعتگران فردی با نام منگو پولاد را در مقام باسقاق پیشه‌وران تعیین کرد و با ارسال منسوجات گرانبها و از جمله خیمۀ بسیار مجللی که پارچه‌بافان تبریزی برای قاآن ساخته بودند، در این مسیر گام برداشت. هدف از این اقدام نظارت بیشتر بر پیشه‌وران و بهره‌برداری از حاصل کار آنها بود و تأسیس کارگاه حکومتی یا بردگی پیشه‌وران در نظر نبود. در عوض، گورگوز بنا به دستور قاآن به تأسیس ”کارخانه‌های نیکو“ در شهرهای خراسان پرداخت و آهنگران و پارچه‌بافان اسیر مغولی را در آنها به کار گماشت. اندکی قبل از آن، با بازگشت پیشه‌وران و جامه‌بافان هراتی به سرکردگی عزالدین مقدم هروی و تحت نظارت شحنگان مغولی چنین کارگاه‌هایی در شهر هرات نیز تأسیس شده بود. با این اوصاف، پیدایش کارگاه‌های حکومتی اقدام مهمی بود که در آن دورۀ نابسامانی و تشتت بسیاری از صنعتگران را در خود جای می‌داد و امکان تداوم فعالیت‌های صنعتی را فراهم می‌کرد که از زمان اوکتای قاآن و از 634ق/1236م تا 638ق/1240م آغاز شده بود. در دوران بعدی نیز مکرراً فعالیت این دسته از کارخانه‌های حکومتی که به‌ویژه در زمینۀ منسوجات و اسلحه فعالیت می‌کردند در منابع منعکس شده است. از سخنان جوینی در شرح امارت امیر ارغون چنین بر‌می‌آید که در زمان او تعداد این کارخانه‌ها رو به گسترش نهاد و اساتید مجربی در آنها مشغول به کار بودند. هولاکو نیز از همان آغاز عملیات خود در زمینۀ فعالیت کارخانه‌ها اهتمام ویژه‌ای به خرج داد. از جمله اقدامات او در این زمینه تأسیس کارخانه در خبوشان بود. پس از فتح بغداد نیز در کنار علی بهادر که او را به شحنگی ارتاقان و اوران نامزد کرد، فردی با نام ابن‌دربوس (درنوس؟) را به سمت خازن کارخانه منصوب کرد. از این اقدام چنین بر‌می‌آید که یا هولاکو دستور به تأسیس کارخانه‌هایی در شهر بغداد داده بود یا از زمان بنی‌عباس چنین کارخانه‌هایی وجود داشته و در آن زمان تحت نظر حکومت مغول در‌آمده بود. آشکار می‌شود که در این دوره میان صنعتگرانی که در بازار و برای خود کار می‌کردند با آنهایی که در کارخانه‌های حکومتی مشغول بودند تفاوت بود. انتصاب علی بهادر در رأس امور ”ارتاقان“ و ”اوران“ (صنعتگران و صاحبان حرف) و ابن‌دربوس به سمت خزانه‌داری کارخانه‌های بغداد دلیل این موضوع است. بنا بر گزارش ابن‌فوطی، ابن‌دربوس تا زمان مرگ این سمت را بر عهده داشت. در زمان هولاکو و در جریان اختلافات سیاسی‌اش با برکه، وصاف از کشته شدن 5هزار خانوار از صنعتگران متعلق به اولوس جوجی گزارش داده است که به فرمان قوبیلای قاآن در کارخانه‌های شهر بخارا مشغول به کار بودند و از توجه ویژۀ مغول‌ها به کارگاه‌های حکومتی و گسترش فوق‌العاده آنها در این زمان حکایت دارد. بدیهی است که وقتی صنعتگران متعلق به اولوس جوجی 5هزار خانواده بودند، سهم دیگران نیز قابل توجه بوده و می‌توان تخمین زد که حداقل در این شهر 20هزار خانواده در کارخانه‌ها به فعالیت مشغول بودند. ادامۀ مطالب وصاف در خصوص فعالیت کارخانه‌های بخارا حاکی از این است که بخش مهمی از فعالیت این کارگاه‌ها تولید اسلحه و اصلاح آلات جنگی بوده است. در زمان آباقا و ایلخانانِ پس از او نیز کارخانه‌ها مورد توجه ویژه بودند. سیفی هروی و فصیحی خوافی از ساخت کارخانه‌ای در بیرون دروازۀ فیروزآباد شهر هرات در زمان آباقا به سال 663ق/‌1265م یاد می‌کنند که پس از اتمام شخص ایلخان آن را افتتاح کرد.

 بازسازی نیشابور در سال 669ق/‌1271م که به دنبال زلزلۀ سال 666ق/‌1268م صورت گرفت نیز یقیناً همراه با ساخت کارخانه در این شهر بوده است، چرا که رشیدالدین در جامع التواریخ از وجود کارخانه‌ای در این شهر سخن می‌گوید. در زمان احمد تکودار از اسکان 300 خانوادۀ پارچه‌باف در کارخانه‌های شهر ورامین به دست ارغون گزارشی در دست است که در جریان درگیری احمد و ارغون به اسارت سپاهیان احمد درآمده بودند. به دنبال این اقدام، ارغون با ارسال ایلچیانی به کارخانه‌های شهرهای نیشابور، توس و اسفراین که در قلمرو حکومتی او قرار داشتند برای سپاهیان جامه خواست و پس از وصول آنها را میان سپاهیان تقسیم کرد. چنان‌که از این مطالب بر‌می‌آید، صنعتگران کارخانه‌های اخیر در حکم ملک شخصی ارغون بوده و از این روی می‌توان گفت اورانی (صنعتگرانی) که در کارگاه‌های حکومت فعالیت می‌کردند تحت تملک سران مغول بودند. در خصوص فعالیت کارخانه‌ها پس از دورۀ حکومت ارغون مطلب قابل ذکر نابسامانی‌هایی است که در این بخش صنعتی حاصل شد و رشیدالدین فضل‌الله به شرح آن پرداخته است. نابسامانی‌های اخیر از فساد کلی حاکم بر فعالیت‌های صنعتی آن زمان ناشی می‌شد و در نتیجۀ آن فعالیت کارخانه‌ها دچار اختلال شده بود. این اختلالات و علل آنها را رشیدالدین فضل‌الله چنین توصیف می‌کند:

و در بعضی شهرها کارخانۀ اوران سلاح بود و مبالغ وجوه در وجه آن معین و نواب امراء قورچی بر آن، و هر وجوه که اطلاق رفتی، عوض آن از بیست یکی حاصل نشدی، یکی به خاطر مشکلات موجود در ولایات و زیاد بودن ایلچیان و طلبکاران و نیرنگ و سیاهکاری حکّام . . . و دیگری به خاطر طمع و تصرفات نواب و بیتکچیان مساس و بعضاً به خاطر کثرت امرایی که بر سر آنها بوده و نظارت می‌کردند و هر یک وجهی را متصرف می‌شدند. از آن گذشته، اوران چون این‌چنین می‌دیدند از کار کردن شانه خالی کرده و به جای کار مفید مشغول عوانی و ایقاقی و منازعت و نفاق بودند. در نتیجۀ این امور کار به آنجا رسید که امور شوم شد و همواره یارغوی اوران و گفت‌وگوی ایشان بود و خلل‌ها در امور ملکی پیدا شد و هیچ درآمدی از این کارخانه‌ها حاصل نمی‌شد.

رشیدالدین فضل‌الله سپس به شرح اصلاحات غازان در این زمینه پرداخته و اطلاعات کامل‌تری در خصوص کارخانه‌های این عهد به دست می‌دهد. بر این اساس،

الف. صنعتگران کارخانه‌های اخیر که زیر نظر بیتکچیان و نواب دیوان مساس کار می‌کردند در حکم اسیران حکّام ایلخانی محسوب می‌شدند و تعدادشان بسیار زیاد بود.

ب. بسیاری از آنها که به تولید اسلحه برای مغول‌ها می‌پرداختند مشخصاً قومیت مغولی (غیر تاجیک) داشتند. تاجیکان هم در کنار آنها حضور داشته، اما در اوایل مهارت لازم در زمینۀ تولید سلاح‌های مورد نظر مغول‌ها را نداشتند. در مراحل بعدی، اینها نیز در ساخت سلاح‌های اخیر تخصص یافته و در زمان غازان به وفور هر نوع سلاحی در بازار یافت می‌شد.

ج. تولیدات کارخانه‌ها به دیوان مساس تحویل می‌شد و دیوان به صنعتگران کارخانه‌ها (اوران، آرات‌ها) مواجبی پرداخت می‌کرد و سلاح‌ها را در اختیار سپاهیان قرار می‌داد.

د. در نتیجۀ اقدامات غازان، وضعیت صنعتگران کارخانه‌ها بهبود یافت و هزینه و سرمایۀ لازم در اختیار آنها قرار داده شد.

هـ. این صنعتگران می‌توانستند تولیدات خود را در بازار بفروشند و معادل آن را وجه نقد به خزانه تحویل داده و مواجب خود را به صورت نقدی دریافت کنند. فقط سلاح‌هایی که در بازار کیفیت لازم را نداشتند یا تعدادشان کم بود به دیوان تحویل می‌شد.

و. در پرداخت مواجب آنها همچون دیگر صنعتگران دقت فراوانی به عمل می‌آمد و افراد امینی مسئولیت پرداخت آن را بر عهده گرفتند.

توضیحات رشیدالدین فضل‌الله در خصوص این مشکلات و اصلاح آنها فقط به کارخانه‌های اسلحه‌سازی محدود نیست. در کارخانه‌های پارچه‌بافی نیز سوء استفاده‌هایی صورت می‌گرفت، اما در نتیجۀ اصلاحات غازان از بین رفت.در دورۀ غازان هم در امور کارخانه‌ها اصلاحاتی به عمل آمد که کارخانه‌هایی متعدد در شهرک‌های غازانیه و رشیدیه تأسیس شدند. طبیعی است که در آن زمان و تحت تأثیر مسلمانی ایلخانان صنعتگران این کارخانه‌ها شرایط بهتری داشتند. در همین زمان، سهم ایلخانان از درآمد کارگاه‌های حکومتی قلمرو قاآن نیز که از زمان هولاکو تا آن زمان دریافت نشده بود با ارسال رسولانی به چین وصول شد. مطالب منابع در زمینۀ فعالیت کارخانه‌ها در زمان الجایتو دقیق‌تر است. در آن زمان، احتمالاً به علت اصلاحات غازان از طرفی و صلح و آرامش نسبی در سیاست خارجی و داخلی فرصت بیشتری در این زمینه فراهم شد. در زمان الجایتو، کارخانه‌های پارچه‌بافی اهمیت بیشتری داشت و شاید تحت تأثیر صلح حاکم بر این زمان از فعالیت کارخانه‌های اسلحه‌سازی به نفع کارخانه‌های پارچه‌بافی کاسته شد و پارچه‌های تولیدی سهم مؤثرتری در فعالیت‌های تجاری ایفا کرد. از این مطلب که وصاف در زمان الجایتو از ورود آلات و ادوات جنگی از اروپا سخن می‌گوید، و فعالیت کارخانه‌های پارچه‌بافی رشد زیادی کردند می‌توان چنین استنباط کرد که سرمایه‌گذاری بیشتر در زمینۀ صنعت نساجی بوده است. در آن زمان، به‌خصوص کارخانه‌های پارچه‌بافی سلطانیه و بغداد رونق زیادی داشتند که با عنوان ”فردوس“ مشهور بودند. کارخانۀ فردوس بغداد اهمیت بسیار داشت و به احتمال زیاد سابقۀ آن به اقدامات عصر هولاکو و فعالیت‌های عطاملک جوینی برمی‌گشت. ترقی موقعیت خواجه تاج‌الدین علیشاه در زمان الجایتو از سرپرستی همین کارخانه‌های بغداد آغاز شد و به‌رغم ترفندهای خواجه سعدالدین ساوجیِ وزیر علیه او، تاج‌الدین علیشاه با انجام مأموریت صحیح خود در ادارۀ این کارخانه‌ها و افزودن بر درآمد آنها موقعیت ویژه‌ای به دست آورد. به‌ویژه پس از به قتل رسیدن نواب سعدالدین وزیر در بغداد به سال 711ق/‌1313م به جرم اختلاس در کارخانه‌های اخیر، موقعیت تاج‌الدین علیشاه رو به تعالی نهاد. کاشانی، در شرح انتصاب تاج‌الدین علیشاه، کارخانۀ فردوس بغداد را چنین توصیف می‌کند که ”از نگارخانۀ ارژنگ و صنعت مانی سبق برده بود.‌“ در بنای سلطانیه هم علاوه بر اهتمام ویژه‌ای که در ساخت بازارها به خرج رفت، کارخانه‌های چندی از جمله کارخانۀ پارچه‌بافی بزرگی با عنوان فردوس ساخته شد و بسیاری از صنعتگران کارخانۀ فردوس بغداد به آن منتقل شدند. وصاف در شرحی که عظمت کارخانۀ فردوس بغداد را نیز در خود دارد کارخانۀ فردوس سلطانیه را چنین توصیف می‌کند:

به توفیق ارادت بی‌چون و میامن دولت روزافزون پادشاه . . . عمارت کارخانۀ فردوس و دیگر اماکن که غیرت کارخانۀ فردوس برین است از مستحدثات رای رزین مخدوم جهانیان دستور نظام جهان تاج الدوله و الدین علیشاه-زید قدره-به اتمام پیوست و چهارهزار نفر صناع بدیع‌صنعت دقیق‌حرفت با اهل و سکن از بغداد بر سبیل طوع و رغب به آنجا نقل فرمود و اصطحال مبنی بر سیصد گز طول و صد گز عرض در پیشگاه آن به سنگ‌های مرمر محجر ساخت.

نقش محرز تاج‌الدین علیشاه در بنای کارخانۀ اخیر و ایجاد بازاری که در زمان حافظ ابرو به بازار بزازان معروف بود در ذیل جامع التواریخ رشیدی نیز آمده است. در زمان ابوسعید هم کارخانۀ اخیر رونق داشت و سرپرستی آن بر عهدۀ تاج‌الدین علیشاه بود.

این کارخانه‌ها سهم عمده‌ای در تداوم و پویایی فعالیت‌های صنعتی داشتند و حمایت شدید حکومت از آنها در این خصوص تأثیر بسیار داشت. در کارخانه‌های اخیر صنعتگرانی از سراسر قلمرو ایلخانان و بلاد خارجی فعالیت داشتند و همین امر فرصت خوبی برای تحول صنعتی و هنری قلمداد می‌شد. تأثیرپذیری هنر ایران از هنر چینی و تحولات فرهنگی این زمان تا حدودی در همین کارخانه‌ها واقع شد و حمایت و تساهل مغول‌ها از فعالیت‌های آنها در این زمینه نقش مهمی ایفا کرد.

د. پارچهبافی در ایران عهد ایلخانان

صنعت پارچه‌بافی مورد توجه همیشگی مردم ایران اعم از شهری و روستایی بوده و مراحل متفاوتی از رشد و رونق را سپری کرده است. از سوی دیگر، مردم خانه‌به‌دوش که به استفاده از محصولات ملل متمدن علاقه‌مند بودند به محض برقراری رابطه با این ملل حرص و ولع زیادی در استفاده از منسوجات تولیدی آنها نشان می‌دادند. استپ‌نشینان آسیا، که در پرتو مناسبات تجاری با دستاوردهای صنعتی و هنری ایرانی‌ها و چینی‌ها آشنا بودند، برای پارچه‌های تولیدی آنها ارزش فراوان قائل بودند و بعضاً از این پارچه‌ها را چون پول در معاملات استفاده می‌کردند. مغول‌ها هم به منسوجات ملل متمدن بهای زیاد می‌دادند. در تاریخ سری و در شرح وقایع قبل از قدرت‌گیری چنگیز از پارچه‌های پشمی آبی‌رنگ و پیش‌بندهای ابریشمین به صورت کالاهای تجملی یاد شده است. چنگیز هم در موقع یادآوری وحدت  ”آندایی“ پدرش با آونگ‌خان کرائیت و درخواست اتحاد از او جامه همسرش را به نشانۀ تعهد فرستاد. در زمان تهاجم مغول‌ها به شهرهای ماوراءالنهر و خراسان و توجه عمومی آنها به محترفه، پارچه‌بافان مورد توجه بیشتری بودند. در تسخیر هرات، صنف جامه‌بافان که ریاست آنها با امیر عزالدین مقدم هروی بود از محدود کسانی بودند که از قتل عام مغول‌ها رهایی یافتند.

 جامه‌بافان که با هدیۀ جامه‌های فاخر در یک نوبت مانع از نابودی شهر شده بودند، پس از اسارت به مغولستان برده شدند و تعداد آنها از هزار خانوار بیشتر بود. از میان آنها عدۀ زیادی به عنوان غنیمت جنگی به یکی از زنان چنگیز رسیدند و با هدف تولید لباس و پوشاک ابریشمی برای وابستگان وی به مغولستان منتقل شدند. شهر تبریز در آذربایجان و گنجه در اران هم به یُمن وجود پارچه‌بافان از نابودی رهایی یافتند. اطلاعات پلان کارپن هم توجه مغول‌ها به پارچه‌بافانی را تأیید می‌کند که به عنوان اسیر در سرزمین مغولستان به سر می‌بردند.در دورۀ ایلخانان، صنعت نساجی از رونق خاصی برخوردار بود و بسیاری از شهرها در این زمینه فعالیت چشمگیر داشتند. خواجه نصیر در اخلاق ناصری پارچه‌بافی را یکی از صنایع مهم مورد نیاز جامعه ذکر می کند.  سیاحان و مورخان آن زمان مراکز مهم این صنعت را برشمرده‌اند. زکریای قزوینی از انواع دیبا، پارچه‌های ابریشمی، خز، پرده، گلیم، فرش و قالی در شهر تستر؛ بافته‌های حریری و سرپوش‌های گلدوزی شده در شیراز؛ پارچه‌های ابریشمی و کتانی در کازرون؛ دستمال‌های حریر زیبا و محکم در شهر یزد؛ رشد نساجی و جولاهی و تولید پارچه‌های پنبه ای و سرپوش‌های زنانه در اصفهان؛ و بافت پارچه‌های عنابی، سقلاطون و اطلس در تبریز یاد می‌کند. مارکوپولو هم از تولید بهترین و گرانبهاترین ابریشم و پارچه‌های بسیار نازک و ظریف در شهر ارزنجان، بافت پارچه‌های زربفت در شهرهای گرجستان، تولید پارچه‌های بافته‌شده از طلا و ابریشم موسوم به موسیلین در موصل، بهترین پارچه‌های ابریشمی همچون دمشقی و دبیت‌های گُل‌دار و زربفت با طرح‌های گوناگون و اشکال متنوع در بغداد، انواع پارچه‌های زربفت و ابریشمین و پنبه‌ای در تبریز، پارچه‌های ابریشمی یزدی، و تولید منسوجات ابریشمین و انواع پرده‌های رنگارنگ و رومتکایی و نازبالش‌های بسیار زیبا در کرمان سخن می‌گوید. در زمان ایلخانان، عده زیادی از بافندگان چینی به ایران آمدند و تحت تأثیر فعالیت آنها سبک و روش‌های تزئینی نوینی در صنعت نساجی پدید آمد. همچنین، عده‌ای از ایرانیان به چین رفتند و در آنجا به تولید پارچه‌های ابریشمی پرداختند. نمونه‌هایی از پارچه‌های ایرانی این عهد که در موزه‌های وین و قاهره موجودند این تنوع و تحول را تأیید می‌کنند.حمایت و استقبال بزرگان دستگاه ایلخانی از تولید پارچه‌های گوناگون سهم مهمی در رشد عمومی صنعت نساجی داشت. به‌ویژه، پارچه‌هایی که برای اهدا به ایلخانان و خان‌زادگان مغولی بافته می‌شدند مورد توجه بیشتری بودند. در این زمینه، بخش قابل توجهی از نیازمندی‌های دستگاه ایلخانی را کارگاه‌هایی تولید می‌کردند که تحت نظارت کارگزاران حکومتی قرار داشتند. رشیدالدین فضل‌الله که با بنای ربع رشیدی و ایجاد کارخانه‌های شعربافی و صوف‌بافی و سکونت صنعتگران و پارچه بافان در محلات مشخصی از شهرک رشیدیه توجه زیادی به این صنعت نشان داد، انواع متعددی از پارچه‌های تولیدی این عصر را برشمرده است. کمخا، اطلس، موئینه، برد، بندقی، عتابیه، کتان، ارمک، برک، سقرلاط، صوف، قطیفه، ابیاذیه الوان، مصریه، شمسیه، عین البقر، صابوریه، ذبیقیه، قدک، متقالیه، مخمل الوان و کرباس برخی از این نمونه‌هاست.در همین زمانِ رشیدالدین فضل‌الله در شهر تبریز پارچه‌های ابریشمی یک‌رنگ (کمخا) و پارچه‌های بافته‌شده از پشم شتر (برک) و مخمل‌های رنگارنگ تولید می‌شد، در شیراز کرباس، پارچه‌های نخی و کتانی، در کازرون کرباس، در اصفهان پارچه‌های نخی، در کاشان پارچه‌های ابریشمی و در هرات منسوجات ابریشمی و کمخا تولید می‌شد. در سفرنامه ابن‌بطوطه هم پارچه‌های متعددی از قبیل ارمک (قبای بالاپوش)، بیرمی (پارچه‌ای از پنبه)، جز (ابریشمی الوان)، کف (کفش ساق‌بلند)، دبیلی (بافت انطاکیه)، دراعه (قبای بلند دکمه‌دار)، زردخانی (ابریشمی لطیف و منقش به شکل حیوانات)، طاقیه (کلاه بلند مخصوص شیوخ)، عصابه (پیشانی‌بند)، فرجی (پیراهن فراخ مخصوص شیوخ)، لاذقی، مرغری (پارچه‌ای لطیف از موی بز)، سرمین، شانباف، صلاحیه، ملف، وسطانیات و تحتانیات نام برده شده است.

رونق صنعت پارچه‌بافی فقط به شهرهای تبریز، بغداد، نیشابور، شیراز، طوس، شوشتر، کرمان و شهرهای گرجستان و روم محدود نبود. بخش مهمی از منسوجات آن زمان در کارخانه‌های وابسته به حکومت تولید می‌شد. قطعاً حمایت بزرگان مغول و وابستگان به دستگاه ایلخانی در این زمینه نقش فراوانی داشت. حمایت و تشویق کارگزاران حکومت ایلخانی از این صنعت برای تأمین نیازهای آنها بود، اما چنان‌که از گزارش‌های منابع آشکار است، بخشی از این فعالیت‌های با اهداف اقتصادی و تجاری صورت می‌گرفت. بی‌شک پارچه‌های تولید یزد، کرمان، شیراز، تبریز، اصفهان، بغداد، موصل و غیره از صادرات اصلی آن زمان محسوب می‌شد.

فرش و قالی هم در ولایات آن زمان بافته می‌شدند، اما نمونه‌هایی از آنها به جا نمانده است. متأسفانه اطلاعات منابع نیز در این خصوص اندک است. فقط مستوفی است که از بافتن زیلو و قالی در شهر قالیقلا، از شهرهای روم، سخن می‌گوید. در همین زمان، صنعت فرش‌بافی شیراز مورد توجه بود و در زمان غازان همۀ فرش هایی که برای مفروش کردن ساختمان‌های ابواب البر غازانیه لازم بود از شیراز تهیه شدند. از نقاشی‌های به‌جا‌مانده از آن زمان و اینکه در دورۀ تیموری و صفوی قالی‌بافی ایرانی رو به رشد گذاشت می‌توان استنباط کرد که قالی‌بافی این دوره نیز رونق داشته است.

هـ. اسلحهسازی

تولید اسلحه مهم‌ترین صنعتی بود که توجه مستقیم مغول‌ها را به خود جلب کرده بود. بنا بر ماهیت نظامی حکومت ایلخانان و مشکلات مداوم آنها در خطوط مرزی، تأمین تجهیزات نظامی سپاهیان مغول یکی از دغدغه‌های اصلی حکومت بود. از زمان چنگیز، مغول‌ها از صنعتگران ماهری که در زمینۀ ساخت اسلحه مهارت داشتند حمایت می‌کردند و آنها را در یورت‌های مخصوص سکونت می‌دادند. در جریان تهاجم مغول هم صنعتگران اسلحه مورد توجه آنها بودند و از اوان دورۀ فتوحات یکی از امور مهم مورد نظر تجّار تأمین مایحتاج نظامی مغول‌ها بود. به هنگام قیام محمود تارابی در بخارا، یکی از عواملی که در برتری اولیۀ قیام مؤثر واقع شد غارت کاروانی بود که از شیراز به مغولستان می‌رفت و حدود چهار خروار انواع سلاح‌های نظامی با خود حمل می‌کرد. پلان کارپن از اهتمام ویژۀ سپاهیان مغول برای مجهز ساختن خود به سلاح‌های پیشرفتۀ آن زمان و تجهیز خویش به کلاه‌خودهای آهنین و انواع نیزه و در اختیار داشتن مواد منفجره سخن می‌گوید. در هنگام اعزام هولاکو به ایران، بخشی از سپاهیانی که از طرف قاآن به او هدیه شد هزار خانوار از صنعتگران مجرب ختایی بودند که در ساخت اسلحه و فنون منجنیق تخصص داشتند. در آغاز پیدایش حکومت ایلخانی، سپاهیان خود مجبور به تهیه یا ساخت تجهیزاتشان بودند. اما جنگ‌های پی‌در‌پی و استهلاک روزافزون آلات و ادوات جنگی این امکان را از سربازان مغولی می‌گرفت و ایلخانان را وادار کرد در این زمینه اقدامی جدی به عمل آورند. توجه به این مقوله از زمان آباقا آغاز شد. در آن زمان، علاوه بر کارخانه‌هایی که تحت نظر دستگاه حکومتی به تولید اسلحه مشغول بودند، دیگر صنعتگرانی که در این رشته تخصص داشتند مجبور به تولید اسلحه برای دستگاه حکومتی و تحویل آن به قورچیان مخصوص این کار بودند. آنچه تحت عنوان دیوان مسّاس در زمان ایلخانان وجود داشت و با سرشماری دقیق از صنعتگران و ثبت اسامی آنها در دفاتر مخصوص بر عملکردشان نظارت می‌کرد در درجۀ اول فعالیت صنعتگران اسلحه را در نظر داشت. اوزان یا اوران (لغتی مغولی که به صنعتگران و کارگران کارخانه‌ها اطلاق می‌شد) در این دوره اهمیت بسیار داشتند و رابطۀ آنها با دستگاه حکومتی از طریق دیوان مسّاس برقرار می‌شد.  جامع التواریخ، تاریخنامۀ هرات و دستورالکاتب دربارۀ دیوان مساس و امیری که در رأس آن قرار داشت اطلاعات پراکنده‌ای به دست می‌دهند. بر اساس گزارش‌های رشیدالدین فضل‌الله، در دوران قبل از ایلخانی غازان، در هر یک از شهرها و ولایات اوران بسیار از ”کمانگیر و تیرتراش و قربان‌ساز و شمشیرگر و غیرُهم،“ اعم از مغول و غیر مغول، مشغول به کار بودند و در ازای سلاح‌هایی که به قورچیان تحویل می‌دادند مرسوم و مواجبی دریافت می‌کردند. همچنین، افرادی با دیوان مسّاس قرار می‌گذاشتند که هر سال تعداد معینی سلاح تحویل دهند و در عوض آن بر وجوه ولایات برات دریافت کنند. بخشی از سلاح‌های مورد نیاز هم در کارخانه‌ها تولید می‌شد. این مورخ در ادامۀ مطلب از فساد و سوء استفاده‌های فراوانی که در امور مالی این صنعت به وجود آمده بود سخن می‌گوید. بر اساس گفتۀ او، کسانی که با دیوان مسّاس قرار به تولید انواع اسلحه داشتند با کنار آمدن با قورچیان و نواب دیوان به جعل اسناد می‌پرداختند و بدون تحویل هیچ سلاحی به دیوان آن را در دفتر ثبت و در مقابل برات دریافت می‌کردند. از این روی، در حالی که جماعت طلبکاران بسیار زیاد و ایلچیان متعددی برای وصول مطالبات در ولایات سرگردان بودند، سلاح چندی به دیوان تحویل داده نمی‌شد. از سوی دیگر، قورچیان و دیگر عُمّال در پرداخت مواجب صنعتگران کوتاهی می‌کردند و این امر موجب دلسردی و شانه خالی کردن آنها از بار مسئولیت و انجام کار می‌شد.

در نتیجۀ این مشکلات که از اواخر عهد آباقا رفته‌رفته آغاز شده بود، صنعت اسلحه‌سازی دچار بی‌نظمی شد و تا زمان قدرت‌گیری غازان نظمی نسبی به خود ندید. برای بهبود این وضعیت در عهد غازان اقدامات زیر صورت گرفت:

  1. کسانی که در شهرهای متفاوت با هزینۀ خود سلاح می‌ساختند به ازای هر چند دست سلاحی که به دیوان تحویل می‌دادند و بنا بر قیمت عادلانۀ بازار اجرت دریافت می‌کردند.
  1. درآمد هر ولایت جداگانه برای پرداخت این اجرت‌ها تعیین شد.
  1. بر سر هر گروه از صنعتگران فرد امینی-شاید هم منصبی با عنوان امین-گماردند تا بر دریافت سلاح و پرداخت مواجب صنعتگران نظارت داشته، ضامن تعهدات آنها باشد.
  1. برای صنعتگران مغولی هم که در کارخانه‌ها کار می‌کردند و در حکم آرات‌های بزرگان حکومتی به شمار می‌رفتند نیز مقرر شد که هزینه و سرمایۀ لازم از طرف دیوان در اختیار آنها قرار گیرد.
  1. چون سلاح‌های باکیفیت در بازار زیاد بود و ساخت سلاح به دست اوران-احتمالاً آن دسته که جزء آرات‌ها بودند-و تحویل آن به دیوان و واگذاری آن به سپاهیان مقرون به صرفه نبود، مقرر شد به سپاهیان به جای سلاح از خزانه وجه نقد دهند تا خود سلاح‌های مورد نظرشان را بخرند. با این اوصاف، تولیدات اوران باید در بازار فروخته می‌شد و وجوه آن به دیوان تحویل داده می‌شد.
  1. فقط سلاح‌هایی به سفارش دیوان ساخته می‌شد که در بازار وجود نداشتند و مابقی سلاح‌ها را از بازار و مستقیماً خریداری می‌کردند.

رشیدالدین فضل‌الله در ادامه از رونق صنعت اسلحه و کاهش قیمت انواع سلاح سخن گفته و سهم اقدامات غازان را در این زمینه مهم می‌شمارد. آنچه که راه سوء استفاده‌های احتمالی در این صنعت را هموار می‌کرد اهمیت اسلحه و لزوم تأمین آن به هر طریق ممکن بود. نظر به اهمیت اسلحۀ مورد نیاز مغول‌ها، بخشی از نیازهای تسلیحاتی سپاهیان ایلخانی از بلاد خارجی و از جمله اروپا وارد می‌شد و صنعتگران اروپایی در اردوی ایلخانان حضور فعال داشتند.

 علاوه بر تولید سلاح در همۀ شهرها و ولایاتی که رشیدالدین فضل‌الله به طور عام از آن سخن گفته است، مهم‌ترین مراکز تولید اسلحه در شهرهای شیراز، کرمان، تبریز و اصفهان قرار داشتند. برای نمونه،  در یکی از مکتوبات رشیدالدین فضل‌الله به فرزندش، خواجه ابراهیم حاکم شیراز، برخی از سلاح‌ها و وسایل نظامی مورد تقاضایش که در شیراز ساخته می‌شدند به این صورت آمده است: شمشیر 1000 عدد، خنجر 1000 عدد، دیوس 1000 عدد، کلرمیه 500 عدد، سکین 500 عدد، قوس 500 عدد، خدنگ 500 عدد، قصب هندی 600 عدد، رماح 1300 عدد، خیزران 1000 عدد.

پیشینۀ صنعت و ضرورت تأمین معیشت بخشی از مردم شهری ایران از راه تولید کالاهای صنعتی و هنری از یک سوی و نیاز مغول‌ها به مصنوعات مردم شهری برای پاسخ‌گویی به ضرورت‌های نظامی و معیشتی از سوی دیگر، فرمانروایان مغول را به برخورد منطقی و آگاهانه با اهل حِرَف و صنایع وامی‌داشت. در آن سوی، صاحبان حِرف نیز از این موقعیت ویژۀ خود برای مهار رفتارهای غیر مدنی مغول و تعدیل گرایشات نامعقول ایشان در سیاست و اقتصاد بهره می‌گرفتند. نیاز مبرم مغول‌ها به تولیدات صنعتی قوم غالب را بر آن داشت که از همان آغاز فتوحات صاحبان حرف و به‌ویژه مشاغل صنعتی مورد علاقه را حرمت بیشتری نهند و با هدایت فعالیت‌های ایشان در چارچوب کارخانه‌ها-‌در جایگاه سنت دیرپای اقتصادی در تاریخ ایران-‌از دستاوردهای آنها بهرۀ بیشتری بگیرند. بنابراین، اندکی پس از تهاجم مغول به ایران، فعالیت‌های این کارخانه‌ها شروع شد و خوانین و خواتین خاندان چنگیزی، چه در مغولستان، چه در ماوراءالنهر و چه در خراسان، از تولیدات این کارخانه‌ها استفاده کردند. به همین سبب، صنایع ”اسلحه‌سازی“ از حیث اهتمام مغول به جنگ به مثابه شیوه‌ای برای تأمین معاش و ابزاری برای تداوم قدرت و بنابراین نیاز همیشگی‌اش به مصنوعات نظامی و ”پارچه‌بافی“ از حیث دگرگونی ساختار زندگی و تمایل به رفاه و تجمل‌طلبی خاندان حاکمه و اشرافیت نظامی مغول مورد توجه بیشتر بود و لذا طبیعی است که رشد بیشتری کرده باشد. فعالیت‌های صنعتی در قالب کارخانه‌ها در سراسر عهد ایلخانان تداوم داشت. اگرچه ناآرامی‌های سیاسی حد فاصل دوران ایلخانی ارغون تا غازان (683-694ق/1285-1296م) ساختار و نحوۀ فعالیت این کارخانه‌ها را گسست، اما اصلاحات عصر فرمانروایی غازان (694-703ق/1296-1305م) گسست و فساد را ترمیم کرد. در پرتو اهتمام ایلخانان به شهر و شهرنشینی در عصر مسلمانی، تولیدات کارخانه‌ای نظم بیشتری به خود گرفتند و صنایع اسلحه‌سازی و پارچه‌بافی به‌ویژه حسب شرایط و سنخ نیاز مغول‌ها در هر عصری ساختار منظم‌تری پیدا کردند.

منبع: ایرانامک

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها