پیوند‌های مرتبط

photo_2018-12-13_12-07-26

شرکت ها و تشکل های منتخب

معرفی اقدامات و خدمات سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران

آشنایی با سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی

خانواده قرمزيان
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

داستان خانواده ايراني« قرمزيان» ؛ خالق و مالک هشتمین شگفتی دنیا

در همين روزها، كه احساس مي كنيم كه زير صد آسمان تاریک جهاني، يك ستاره روشن نداريم، بد نيست بدانيد كه بزرگترين مركز تجاري جهان، بزرگترین تفریگاه ساخته شده جهان، بزرگترین دریاچه و استخر سرپوشیده جهان، بزرگترین پیست اسکی سرپوشیده جهان، بزرگترین پارکینگ اتومبیل جهان و بزرگترین بنگاه ملکی و مستغلات جهان، متعلق به «قرمزيان» یک خانواده ایرانی ساکن آمریکا و کاناداست که سالانه ميليون ها جهانگرد پولدار اروپايي و روسي و چيني و انگلیسی و آلمانی و غیره ... در نوبت می ایستند تا ميلياردها دلار خود را صرف خريد و تفرج در این اماکن كنند.

در همين روزها كه زير فشار تحريم و كرونا، سقف آرزوي بسياري از ايراني ها، «زنده ماندن» آنهم با دريافت دوز اول واكسن بركت است و يا براي فرار از بيماري و مرگي كه مسئولين با «نمك» ما رقم زده اند،  خود را سينه خيز و افتان و خيزان به مرزهاي ارمنستان مي رسانند…

در همين روزها، كه به خاطر كاهش بي سابقه سرمايه گذاري هاي داخلي و خارجي، چشم اميد ما به چند بازرگان مفلوك و يا مشخصا قاچاقچي چيني و كره اي و روسي دوخته شده است تا با نيم نگاه پنهاني به بازارهاي ايران و دور زدن تحريم ها، حياتي ترين بخش هاي  توليد و صنعت كشور، لنگ چند قطعه ي وارداتي نماند…

در همين روزها، كه ميليون ها جوان ايراني، روز شماري مي كنند تا در فرداي كرونا، دوباره ميلياردها تومان پول خود را صرف قدم زدن در تفرج گاهها و یا شنا در سواحل اروپا  و یا خرید از برج هاي تجاري مجلل دبي و قبرس و تركيه کنند و با اشتیاق بشتابند تا آواز و آهنگ، هنرمندان خودشان را در سرزمين ديگران گوش كنند…

 و خلاصه در همين روزها، كه احساس مي كنيم زير صد آسمان تاریک جهان، يك ستاره روشن نداريم، بد نيست بدانيد كه بزرگترين مركز تجاري جهان، بزرگترین تفریگاه ساخته شده جهان، بزرگترین دریاچه و استخر سرپوشیده جهان، بزرگترین پیست اسکی و هاكي سرپوشیده جهان، بزرگترین پارکینگ اتومبیل جهان و بزرگترین بنگاه ملکی و مستغلات جهان، متعلق به یک خانواده ایرانی ساکن آمریکا و کاناداست که سالانه ميليون ها جهانگرد پولدار اروپايي و روسي و چيني و انگلیسی و آلمانی و غیره … در نوبت می ایستند تا  ميلياردها دلار خود را صرف خريد و تفرج در این اماکن كنند.

خانوده قرمزیان در آمریکا و کانادا و شاید در کل جهان با بزرگترین سازه تجاری جهان، معروفند. «وست ادمونتون مال-  West Edmonton Mall) » تا سال ۲۰۰۴ بزرگ‌ترین مرکز خرید جهان بود و اکنون شعبه ای از آن در نیوجرسی با عنوان « mall of american» بزرگ‌ترین مرکز خرید آمریکا و دهمین مرکز خرید بزرگ جهان است.

 این مرکز تجاری و تفریحی که مساحت آن حدود ۵۰۰ هزار مترمربع (۵۰ هکتار) است، در بر گیرنده ۸۰۰ فروشگاه، ۲۵ رستوران با وسیع ترین و با شکوه ترین سالن ها و تجهیزات ورزشی، سرگرمی، فرهنگی و سینمایی است که سالانه 32 میلیون بازدید کننده دارد و هشتمين شگفتي دنيا ناميده مي شود.

اين مركز، به همراه شركت « تریپل فایو گروپ –  Triple Five » يعني بزرگترين بنگاه املاك و مستغلات جهان، داراي 400 شعبه در کشورهای کانادا، آمریکا، بریتانیا، ژاپن، تایوان و خاورمیانه و نيز چندين  هتل مستقر در لاس وگاس، يك شركت معتبر نفتي و نيز صدها موسسه جانبي در چين، آفريقا و هنگ كنگ، متعلق به «يعقوب قرمزيان» و پسرانش اسکندر، نادر، رافائل و بهمن است. قرمزيان، بزرگترین خانواده ثروتمند ايراني  است که حداقل در 20 كشور جهان سرمايه گذاري كرده اما یک ریال از سرمایه او در اقتصاد ایران، جریان ندارد!

استخر سرپوشيده ادمونتون مال

يعقوب قرمزيان( متولد 1280 شمسی) تاجر خرده پا و از يهوديان اهل آذربايجان ايران بود كه فرش هاي محلي آن منطقه را مي خريد و به تجار تهراني مي فروخت. به مرور زمان ، خود او با تجار خارجي طرف شد و مستقيما به تجارت فرش و پارچه هاي نفيس ايراني مبادرت كرد و به يكي از تجار سرشناس كشور مبدل شد. اعتبار او به حدی رسید که گفته مي شود در جريان كنفرانس تهران كه رهبران متفقين (روزولت، چرچيل و استالين) در تهران حضور داشتند، شبي را نيز ميهمان منزل او بودند.

قرمزيان در اواخر دهه 1940 ميلادي و در شروع حكومت محمدرضاشاه پهلوي به همراه خانواده اش به نيويورك آمريكا مهاجرت كرد و در آنجا، فروشگاه كوچكي در زمينه صنايع دستي و مخصوصا فروش قالي و قاليچه هاي ايراني داير كرد. كار او خيلي زود رونق پيدا كرد و نزديك به 20 شعبه فرش فروشي در آمريكا و كانادا تاسيس كرد.  و در کمتر از چند دهه تبدیل به اعجوبه ای در تجارت دنیا شد.

امپراطوری خانواده ایرانی در کانادا | IRANADA
فرزندان قرمزيان در جواني و در كنار پدر و مادر

می بینید که ما ملت خیلی تنها و بی چیز و بی دست و پایی نیستیم و آنچه امروز از فقر و درد و انزوا بر سر ما آمده، از نتایج سیاستی است که خود انتخاب کرده ایم و به شکل حیرت انگیزی برآن پای می‌فشاریم! بر خلاف توهمات موجود در خصوص سرمايه داران و بویژه یهودیان ثروتمند و مهاجر ایران، آنها هیچ نسبتی با رژیم اسرائیل ندارند. عمر یعقوب خانواده قرمزیان به مراتب طولانی تر از عمر اسرائیل است و یهودیان ایران در هر کجاي دنيا که زندگی می کنند، همچنان خودشان را با هویت ایرانی تعریف می کنند.

 الغرض، اگر روزی بر سیاست استفاده از ظرفیت های فکری و سرمایه اقتصادی ایرانیان مهاجر راسخ و ثابت و صادق بودید، خانواده های یهودی ایرانی تبار خارج از ایران را هم از یاد نبرید. کمک گرفتن از آنها در شرایط سخت خاصه برای نجات جان ایرانیان، آسان تر از شنیدن نیش و کنایه های دولتمردان صهیونیست و مسلمان خاورمیانه است.

کنیسه یهودیان در یوسف آباد تهران

اوضاع اقتصادي يهوديان ايران

بر اساس مستندات تاريخي، حضور يهوديان در ايران به سه هزار سال پيش مي رسد و بيشترين قرابت فرهنگي و همزيستي مسالمت آميز را با ديگر هموطنان خود داشته و به دليل اعتبار و نفوذ اجتماعي خود، در امر صنعت و تجارت نيز، همواره موفق بوده اند.

يهوديان ايران در دوران بعد از اسلام، با پرداخت جزيه و خراج تحت حمايت حكومت اسلامی قرار داشتند. با حمله مغول ها و از بين رفتن مرزبندی های ديني، زمينه اي براي ترقي يهوديان در حوزه سياست و تجارت فراهم شد اما با استقرار حكومت شيعي صفوي، اين فرصت محدود شد و در دوره قاجاريه بويژه حكومت محمدشاه قاجار، حتي فشارها و كشتارهايي براي تغيير دين آنها به راه افتاد .از اینرو، یهودیان در جنبش مشروطیت نیز ازمشروطه طلبان حمایت کردند. در اين دوره شغل بيشتر يهوديان ايران داد و ستد و تجارت بود و در امر زراعت و كشاورزي حضور چنداني نداشتند.

بعد از جنگ جهاني دوم  و تشكيل كشور اسرائيل، بنا به تبليغ آژانس يهود، تعدادي از يهوديان ايران نيز به سرزمين هاي اشغالي مهاجرت كردند. گفته مي شود كه يهوديان ايران را از اين جنبه، مي توان به سه دسته تقسيم كرد: يهوديان پولدار به آمريكا و اروپا مهاجرت كردند، يهوديان فقير به اسرائيل رفتند وطبقه متوسط آنها در ايران ماندند. از ميان ايرانيان مهاجر به اسرائيل يك نفر (موشه کتساف يا موسی قصاب) به مقام رئيس جمهوري و شائول موفاز وزیر دفاع و تعدادي از اشكنازي هاي شيراز به مقاماتي در حد وزارت رسيدند. ناگفته نماند که جمشید دلشاد از یهودیان ایرانی تبار آمریکا، در سال 2007 شهردار بورلی هیلز در ایالت کالیفرنیا شد.

در زمان حكومت پهلوي دوم و به تبع سياست هاي سكيولار حكومت، اوضاع يهوديان ايران بهبود يافت. بسیاری از آنها در استمرا شغل آباء و اجدادی خود، در حوزه تجارت فعال بودند. معدودی از آنها نظیر  حبيب القانيان ( مالك پلاسكو) تبديل به يكي از صاحبان بزرگ صنایع شد اگر چه در سال 54 به خاطر گراني ها و درگیری شاه با سرمایه داران بزرگ، او هم تحت فشار قرار گرفت و مدتی بازداشت شد.

با پيروزي انقلاب اسلامي و ظهور ايدئولوژي ضد سرمايه داري، بسياري از يهوديان ثروتمند ايران، كشور را ترك كردند و يا اموال آنها مورد مصادره قرار گرفت. ضدیت نظام تازه تاسیس ایران با رژیم صهیونیستی اسرائیل، حساسیت هایی را متوجه یهودیان ایران کرد. در عین حال حقوق سیاسی و قانونی یهودیان از قبیل داشتن نماینده پارلمان به رسمیت شناخته شد، اما به دلیل محدودیت های گزینشی، اغلب به مشاغل آزاد و غیر دولتی روی آوردند و به كسب و كارهاي خرد و متوسط پرداختند

 در مجموع یهودیان ایران نسبت به سایر هم کیشان ساكن در ديگر كشورها، از زندگی آرام تری برخوردار بوده اند. یهودیان ساکن در ایران عمدتا در ردیف طبقه متوسط کشور قرار می گیرند و در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، یزد و همدان زندگی می کنند.

کلیمیان در جنبش مشروطه

شروع مهاجرت و رونق تجارت يعقوب قرمزيان

همانطور که عنوان شد، یعقوب قرمزیان در پایان جنگ جهانی دوم به همراه خانواده اش به نیویورک رفت.  در طول سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ آنها کم کم به معاملات املاک و مستغلات روی آوردند. در سال ۱۹۶۵، یعقوب قرمزیان رسما ” بنگاه معاملاتی خود بنام «Germez Developments» را تأسیس کرد که این نام بعدا به« Triple Five »تغییر یافت. سپس در سال ۱۹۶۴ با همراهی ۴ پسرش، به کشور کانادا نقل مکان کرد، اما برخي از موسسات تجاري او همچنان در آمريكا فعال  ماند.

در آغاز دهه 1970، خانواده قرمزيان، به صنعت نفت روي آوردند و با توسعه صنعت نفت در منطقه ادمونتون كانادا، کسب وکار خانواده قرمزیان رونق فوق‌العاده‌ای يافت؛  به‌نحوی که تمامی اعضای این خانواده، به ادمونتونِ آلبرتا مهاجرت کردند. يعقوب قرمزيان در سال 2000 در سن 98 سالگي در گذشت، اما پسرانش  اسکندر، نادر، رافائل و بهمن اين كسب كار خانوادگي را ادامه دادند و تجربه موفقي از اداره بنگاه‌هاي خانوادگي ارائه كردند.

در سال 1981 بزرگترين فعاليت تجاري برادران قرمزيان رقم خورد و آن هم راه اندازي مركز بزرگ تجاري «وست ادمونتون مال» در كانادا بود.

جشن نامزدي يعقوب قرمزيان و همسرش

ميزان ثروت خانواده قرمزيان

ميزان ثروت اين خانواده ايراني تبار، تا سه دهه بعد از مهاجرت آنان به آمريكا، در حدي نبود كه مورد توجه رسانه هاي غربي باشد. اما در سال 1992 براي نخستين بار وبسايت آمريكايي همیلتون اسپکتِیتور،دارایی‌های خانواده قرمزیان را ۲ میلیارد دلار برآورد کرد.

در سال ۲۰۱۰ نشریه جروزالم پست (اورشليم پست) روزنامه انگليسي زبان اسرائيل، ثروت این خانواده را در حدود ۴ میلیارد دلار اعلام کرد. طي 12 سال گذشته هم هيچ خبر يا موضوعي كه نشانگر كاهش ثروت اين خانواده باشد در رسانه ها منتشر نشده است. بنابراين، پيش بيني مي شود كه ثروت اين خانوده در حال حاضر حدود 6 تا 7 ميليارد دلار باشد.

در مجموع، خانواده قرمزیان در حال حاضر ثروتمندترین خانواده ایرانی خارج از كشور به‌شمار می‌آید و بعد از آن، خانوده ايراني خسروشاهي دركانادا، دومين خانواده مهاجر و ثروتمند ايران است . همچنین در آخرین رتبه‌بندی انجام‌شده توسط مجله «فوربز»، خانواده قرمزیان در رتبه دوم از فهرست ثروتمندترین افراد ایرانی قرار گرفته‌ است. به اين معني كه احتمالا در داخل ايران خانواده هايي با ثروت بيشتر از خانواده قرمزيان حضور داشته باشد.

چالش هاي مالياتي خانواده قرمزيان در كانادا

برادران قرمزيان كه در حال حاضر مالك چند تراست شاملAmerican  mall of و west edmonton mall و triple five  و مجتمع تفريحي American dreme    هستند، در سال‌هاي اخير با اتهاماتي از سوي ادراه ماليات كانادا  (cra )مواجه شده اند كه ادعا كرده يكي از اعضاي اين خانواده، ميزان دقيق دارايي خود را گزارش نكرده و حتي ديانا واتوري دختر نادر قرمزيان در مواردي بيمه بيكاري دريافت است.

 همچنين اداره دارايي كانادا در حال بررسي ميزان ثروت اين خانوده در آمريكا، چين، هنگ كنگ و خاورميانه و آفريقاست كه گمان مي رود دور از رصد اداره ماليات کانادا باشد و برادران قرمزيان، رياست خود بر اين شركت ها را بطور شفاف بيان نكرده اند. اين اتهامات البته بيشتر متوجه دختر (ديانا) داماد(واتوري) و پسران نادر قرمزيان است كه گفته مي شود بعد از دريافت پرسش هاي اداره دارايي كانادا، بلافاصله از مديريت 30 شركت و هلدينگ استعفاء كرده اند.

 خانواده قرمزيان در واكنش به اين ادعاها، اعلام كرده است كه رسيدگي به ثروت اين خانواده در خارج از كانادا، هيچ وقت خارج از پيمان نامه هاي مالياتي كانادا با ديگر كشورها نبوده و از بابت طرح چنين ادعاهاي كذبي به شدت ابراز تاسف كرده است. به عبارتي براردان قرمزیان مي گويند رسيدگي به دارايي اين خانواده بيرون از كانادا، خارج از صلاحيت اداره ماليات كاناداست و پيگيري اين موارد در زمره تعرض به حريم و حقوق شهروندي آنان به حساب می آید.

در مجموع به نظر مي رسد كه اختلاف خانواده قرمزيان با اداره دارايي كانادا، بر سر نوع برداشت متفاوت از كنترل و مديريت دارايي است به اين ترتيب كه ادراه ماليات مي گويد هر سرمايه اي در هر جاي دنيا كه از خاك كانادا مديريت شود، مشمول ماليات مي شود، اما خانواده قرمزيان آن‌ را سرمايه گذاري خارجي مي داند كه بايد طبق قوانين كشورهاي مقصد به آن رسيدگي شود. اما به هرحال، اين اتهامات، اعتبار اين خانواده و شركاي آنان را مخدوش كرده است.

Ghermezian Family : Toronto Public Library

اگر قرمزیان در ایران مانده بود؟!

اگر قرمزیان در ایران مانده بود، با اطمینان می توان گفت چنین موفقیتی کسب نمی کرد! هم ساختار سیاسی و هم فرهنگ عمومی جامعه ما، متاسفانه از دیر باز تا کنون، در ستیز با صاحبان صنعت و سرمایه بوده اند. مصادره اموال القانیان در سال‌های پس از انقلاب مثال بارزی است که نشان می دهد که اقلیت های‌ دینی از بی‌ثباتی‌های سیاسی حتی بیشتر متضرر می شوند.

در عین حال، برای آینده اقتصاد ایران باید به دنبال تجدید نظرهای اساسی در خصوص نحوه مواجهه با صاحبان سرمایه و بویژه سرمایه داران مهاجر ایرانی بود. با اطمینان می توان گفت کمتر ایرانی پیرو هر دین و مذهبی را می توان پیدا کرد که به این سرزمین احساس تعلق نکند و برای عمران و آبادی آن خواهان همکاری نباشد، اما تجربه های تلخ و زخم های عمیقی هست که باید ترمیم شود و اعتمادي متقابل توليد شود.

کاش دولت جدید ایران که خواهان بازگشت سرمایه داران ایرانی است، تقاضا و اطمینانی را هم به برادران قرمزیان ارائه کند. چه می‌شود اگر بخشی از آن سرمایه ای که در اغلب کشورهای جهان در جریان است، در خاستگاه و موطن قرمزی ها جریان داشته باشد؟ ! . می شود اگر بخواهیم و اگر بخواهند؛ ایران می تواند کشور پر قدرت و پرثروتی باشد، اگر قدری به غنای فکری و مدارای ما افزوده شود

خاطره مهدی کرباسیان از دیدار با قرمزیان در کانادا

۱۳۷۰-۱۳۶۷ سه سال مدیر بازرگانی شرکت نفت بودم همزمان با پایان جنگ و شروع بازسازی صنعت نفت که اکثر ماشین آلات و تجهیزات و حتی مواد شیمیایی مورد استفاده امریکایی بود وبمباران های مکرر و آتش سوزی ها استخراج و تولید نفت را حداقلی کرده بود و اقای هاشمی و وزارت نفت تصمیم گرفته بود که تولید را به ۳/۲۰۰ میلیون بشگه در کوتاه زمان برساند.

مسیولیت اموربازرگانی در تامین کالا سنگین بود، شرکت کالای نفت تهران، لندن، شارجه بازوهای عملیاتی بودند و تحریم امریکا نیز در دادن قطعات و مواد بسیار جدی بود.

تصمیم گرفتیم شرکتی در کانادا بزنیم و اقلام امریکایی را ارزان تر و سریع تر تامین کنیم. در کالگری مرکز نفتی کانادا شرکتی تاسیس کردیم ( سطح روابط با کانادا بدلیل اشغال سفارت امریکا کاردار بود ) ، در گشایش شرکت بازرگانی نفت ایران در کالگری وزیر انرژی کانادا را دعوت کردیم و با معاونین خود در مراسم افتتاح شرکت کرد و شروعی برای ارتقا روابط سیاسی و تبادل سفیر گردید.

با مدیر ارشد نفت کانادا بازدید و ملاقات با مدیران نفتی کانادا در ادمونتون مرکز استان داشتیم و هیات نفتی ایرانی را برای ناهار در مرکز تجاری ادمونتون که در آن مقطع بزرگ‌ترین در جهان بود دعوت گرفتند در بدو ورود آقای لاک مدیر ارشد کانادایی پیرمردی با قبای بلند و کلاه پوستی که بر یک صندلی در ورودی نشسته بود معرفی کرد و گفت آقای یعقوب قرمزیان افتخار ما کانادایی ها هستند مالک و سازنده این مرکز هستند. آقای قرمزیان فارسی خیر مقدم گفت و به مدیر گفت این مرکز متعلق به من است و امروز ناهار همه میهمان من هستند.

شروع صحبت را از تهران و خیابان تخت جمشیدو میدان کاخ و خاطرات کوتاهی از تهران قدیم گفت و از رضاشاه گله مندی فراوان کرد که خانه اجدادی ما را در خیابان کاخ گرفت و گرفتاری‌های جدی در تجارت خانواده ماایجاد کرد چون ما مقاومت می‌کردیم و ادامه آن با پهلوی دوم بود و لذا از کشور خانوادگی کوچ کردیم و در آخر ابراز علاقه کرد که آماده است در صدی از سرمایه خودرا به ایران بیاورد.

ما خواستیم ناهار را با ما بخورد ، گفت در خانه قرمه سبزی پخته اند و من بجز غذای ایرانی نمی‌خورم و در خانه من فرزندان و عروس و دامادها و نوه ها بایستی فقط در جمع خانوادگی فارسی حرف بزنند و در خانه ما فقط غذای ایرانی پخت میشود و همه بایستی همان را بخورند و چند بار تاکید کرد ما ایرانی هستیم و وطن ما ایران است.

‌‎‌

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها