پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
شبی که برق کل ایران رفت؛ خاطره آخرین روز رقابت انتخاباتی هاشمی و احمدی نژاد در سال 84
اين گزارش را به پيشنهاد يكي از دوستان خارج از كشور در سال 86 نوشتم كه قرار بود، خاطرات روزنامه نگاران را جمع كند و در كتابي منتشر كند. انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري ايران در سال 84 به دوردوم كشيده شده بود و آقايان هاشمي رفسنجاني و محمود احمدي نژاد با كسب بيشترين آراء به دور دوم راه يافته بودند تا در رقابتي دوباره به کرسی رياست جمهوري در ايران دست یابند
روز کاری مورد نظر این گزارش چهارشنبه اول تیرماه 1384 یعنی یک روز مانده به برگزاری دوره دوم از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران است . مطابق قانون انتخابات تبلیغات رسانه ای نامزدها یک روز مانده به زمان اخذ رای پایان می پذیرد و از این رو در فاصله باقیمانده طرفداران کاندیداها تلاش می کردند تا آخرین تلاش ها برای جلب نظر رای دهندگان را به عمل آورند.
انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ایران در سال 84 به دوردوم کشیده شده بود و آقایان هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد با کسب بیشترین آراء به دور دوم راه یافته بودند تا در رقابتی دوباره به کرسی ریاست جمهوری در ایران دست یابند . هر دو کاندیدا برخوردار از پایگاه سیاسی و جناحی و البته هوادارانی بودند اما شهرت و اعتبار سیاسی یکسانی نداشتند. هاشمی رفسنجانی به دلیل سابقه طولانی سیاسی و بویژه سابقه دو دوره ریاست جمهوری در کشور از آوازه به مراتب بیشتری برخوردار بود خاصه اینکه به لحاظ تبلیغاتی به شیوه ای حضور یافته بود که پیروز قطعی انتخابات می نمود. از اینرو اغلب نخبگان سیاسی خاکستری و حسابگرمایل بودند با کمترین هزینه ممکن سرمایه گذاری های سیاسی خود را متوجه چنین فردی نمایند. خاصه اینکه در افکار توده های مردم ایران نیز هاشمی تابوی شکست ناپذیری بود که تا آن تاریخ از هیچ نبرد سیاسی مغلوب بیرون نیامده بود .
من آن روزها به عنوان سردبیر در روزنامه همبستگی فعالیت می کردم. این بار دومی بود که به این روزنامه برگشته بودم. بارنخست در سال 1379 به عنوان سرپرست و مسئول راه اندازی فعالیت کرده بودم که در واقع به همراه تعدادی از دوستان به تاسیس این روزنامه مبادرت کرده بودیم .روزنامه همبستگی به لحاظ قانونی ارگان حزبی با همین عنوان یعنی حزب همبستگی بودکه هیچگاه دست کم به اندازه خود این روزنامه معروفیت سیاسی و اجتماعی نیافت . با این حال پنج سال بعد از تاسیس حزب و راه اندازی روزنامه هنوز تعداد زیادی از فعالین سیاسی و عمدتاً از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی همچنان با این روزنامه مرتبط بودند. بویژه اینکه در ایام انتخابات از جنب و جوش بیشتری نیز برخوردار می شدندو فعالیت در انتخابات ریاست جمهوری برای آنها از اهمیت بیشتری نیز برخوردار بود.
روز اول تیر به توصیه مدیر مسئول روزنامه حتی زودتر از روزهای دیگر به محل کارم در دفتر روزنامه حضور یافته بودم . خبرگزاری ها و سایت های خبری از گوشه و کنار کشور اخبار مختلف و بعضاً متناضی را مخابره می کردند. کارشناسان سیاسی براین باور بودند که احمدی نژاد باتوجه به جناحی که از او حمایت می کند نهایت بیش از 30% آراء رابه دست نخواهد آورد . رقابت میان این دو کاندیدا فضای انتخابات را به شدت دو قطبی کرده بود. در ارودگاه اصلاح طلبان با توجه به حذف آقایان مهدی کروبی و مصطفی معین در دوره اول انتخابات اکنون ائتلاف بی سابقه ای حول هاشمی شکل گرفته بود.تمامی کارکنان روزنامه همبستگی نیز تقریباً هوادار هاشمی به حساب می آمدند از میان شاید یک یا دو نفر که به دلیل از هاشمی دلخوشی نداشتند به تلافی این ناخرسندی به نامزد رقیب او روی آورده بودند.
صفحات خبری روزنامه طبق معمول تا ساعت 6 بعدازظهر آماده می شد و بعد از آن ساعت صرفاً خبرهای خاص و ویژه پوشش داده می شد. ساعت 6 و 30دقیقه بعدازظهر آنروز خبر رسید که تعداد از اعضای شورای مرکزی حزب همبستگی وارد روزنامه شده و تمایل دارند تا مواضع حزب را پیرامون انتخابات به شکل شفاف تری منعکس نمایند. دقایقی بعدمطلع شدیم که مقصود از مواضع به شکل مرسوم بیانیه و یا اطلاعیه تحلیلی خاصی نیست بلکه درصدند تا اسامی تعدادی از اعضای شورای مرکزی حزب با ذکر مشخصات و بعضاً در قالب مصاحبه در حمایت از هاشمی رفسنجانی منعکس گردد. این اقدام قبل از این نیز در حمایت از کاندیداتوری آقای ناطق نوری در انتخابات سال 76 صورت گرفته بود در آن زمان نیز جمع کثیری از نخبگان عمدتاً اجرایی کشور درحمایت از ناطق نوری بیانیه صادر کرده بودند اما نتیجه ای نداده بود و حتی بعدا شنیده شده بود که این اقدام آشکارا شانس و بخت پیروزی رقیب او یعنی محمد خاتمی را افزایش داده بود
در هر صورت مخالفت دبیران روزنامه با این اقدام نتیجه ای نبخشید و تمام صفحه اول روزنامه از بالا تا پائین به همین امر اختصاص یافت . از متن دقیق آن مصاحبه ها چیز زیادی در خاطرم نیست اما تقریبا به یاد دارم که همه افراد حمایت کننده تاکید کرده بودند که باتوجه به اینکه آقای هاشمی از استوانه های انقلاب به حساب می آید بنابراین پیروز انتخابات خواهد بود. تعدادی از مصاحبه کنندگان به جای تاکید برویژگی های هاشمی بر نقاط ضعف رقیب او اشاره کرده بودند. به عقیده آنها ناشناخته بودن احمدی نژاد در سطح ملی از جمله دلایل پیروزی هاشمی رفسنجانی خواهد بود. یکی از آنها گفته بود چون اغلب نخبگان علمی و دانشگاهی کشور با احمدی نژاد همسو نیستند بنابراین شانس زیادی برای موفقیت او حتی بعد از پیروزی وجود نخواهد داشت .
این چنین برداشت هایی از اوضاع سیاسی و انتخاباتی بویژه مناسبات قدرت سیاسی در ایران دلایل متنوعی داشت اما هرچه بود با فرهنگ و رفتار سیاسی حاکم بر نخبگان و کنشگران سیاسی در ایران بی ارتباط نبود . اگرچه تعداد زیادی از نخبگان اصلاح طلب حمایت از هاشمی را در مسیر جریان اصلاح طلبی تعبیر می کردند اما متاسفانه کم نبودند افراد حسابگری که فکر می کردند که هاشمی برنده قطعی این انتخابات است و به قولی بر روی اسب برنده مسابقه شرط بندی کرده بودند. جایی که نیاز به پرداخت هزینه سیاسی نداشتند . این وضعیت در اکثر ستادهای انتخاباتی آقای هاشمی نیز مشهود بود . ستادهای انتخاباتی هاشمی کانون نخبگان پیروزی بود که تصور می کردند انتخابات را برده اند و صرفاً باید نمایش کوشندگان سیاسی را بازی کنند.خاطرم هست چند روز قبل از آن به همراه جمعی از سردبیران روزنامه ها با آقای هاشمی دیدار ی داشتیم .در آن جلسه از مسئولین کمپین تبلیغاتی او شنیدم که می گفتند برای تبلیغات انتخاباتی نیازی به مسافرت به استانها و شهرستانهای کشور ندارند . این مسئله آسیب زیادی به وجهه این کاندیدا وارد کرد حتی بعضی وقتها من فکر می کنم که محمود احمدی نؤاد ایده سفرهای استانی خود را از همین امتناع هاشمی اخذ کرده بود .
حمایت های آنروز از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی تاپاسی از شب ادامه یافت با اینکه معمولاً مراحل تدوین و آماده سازی مطالب روزنامه تا ارسال به چاپخانه باید الزاماً در فواصل زمانی خاصی اتفاق بیفتد ولی آن شب هیچ کس خود را ملزم به رعایت این زمانبندی نمی دانست . در ساعات پایانی شب از سوی افرادی که خود را هوادار احمدی نژاد می دانستند برخی روزنامه تهدید تلفنی می شدند که در صورت درج مطالب تند علیه احمدی نژاد هیچ یک از کارکنان و مصاحبه کنندگان در امان نخواهند بود. انتشار این خبر برخی از دبیران و خبرنگاران روزنامه را واداشته بود تا در مطالب درج شده حتی خبرها و گفتگوهای اخذ شده تجدید نظر کرده و اصطلاحاً گفته هایشان را تعدیل نمایند. برخی حتی مایل بودند تا در صورت امکان کل صفحه مورد نظر حذف شود که این امر به لحاظ فنی یا ممکن نبود ویا نیازمند ساعت ها کار مجدد بود.به هر حال مراحل تدوین و آماده سازی مطالب آن روز روزنامه تا بامداد روز بعد به طول انجامید . روزنامه آنروز به دلیل تاخیردر تیراژ کمتری به چاپ رسید تا فقط در تهران توزیع گردد.
روز جمعه اول تیرماه 1384 انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد وبرخلاف تصور اغلب نخبگان آقای احمدی نژاد به پیروزی رسید . آن روز برای ما از این حیث به یاد ماندنی است که قطعه ای بی بدیل از تاریخ سیاسی معاصر ایران است به گمان من رفتار آن روز برخی نخبگان مغرور ، فرصت طلب و حسابگر کشور سرمنشاء بسیاری از وقایع ناگواری شده که در چند سال اخیر درکشور به وقوع پیوسته است . آن روز نخبگان هوادار هاشمی نه از رقیب که از خود شان شکست خوردند . آن شکست بزرگ فرصت های زیادی را از کف نیروهای فعال و بهبود خواه کشور خارج کرد. رفتارها و مقاومت های بعدی هاشمی پایگاه سیاسی او را در جامعه بهبود بخشید در عوض احمدی نژاد هیچگاه نتوانست اعتماد و حمایت نخبگان و سر آمدان جامعه را بدست آورد اما به هر صورت انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری صورتبندی تحولات بعدی کشور را ترسیم کرد . یادم هست آن شب برق آن منطقه قطع شد و گمان بعد از آن نیمی از کشور در خاموشی فرو رفت
در همین باره
Sorry, we couldn't find any posts. Please try a different search.
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات