پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
علل شکست صنعت گستری در دوره قاجاریه از نگاه پژوهشگران داخلی و خارجی
تاثیر مخرب عامل خارجی و بطور مشخص ورود کالای بیگانه با تعرفه گمرکی نازل بر نابودی صنایع سنتی و تضعیف ساختار صنایع نوپای ایران دردوره قاجاریه، موضوع قابل انکاری نیست. اما واقعیت این است که این مشکل در آن دوران، صرفا مسئله و مشکلی مختص جامعه ایران نبود.
مجموعه تحولات و دگرگونیهای فرهنگی و اجتماعی اروپا که از قرن شانزدهم میلادی آغاز شده بود، نهایتاً در قرن هیجدهم با تغییر جهت فعالیتهای کشاورزی به صنعتی، منجر به ظهور انقلاب صنعتی شد و در قرن نوزدهم با گذر از انگلستان و در قالب موج صنعت گستری، اغلب جوامع اروپایی و حتی جوامع آسیایی همچون ژاپن، روسیه و عثمانی را تحت تأثیر قرار داد. ورود و گسترش طبیعی این موج به درون مرزهای ایران، به دلیل عدم تماس مستقیم جغرافیایی با غرب با تاخیر انجام شد. دو امپراطوری قدرتمند روسیه و عثمانی، دست کم به لحاظ جغرافیایی، حد حائلی میان برخورد مستقیم ایران و غرب به حساب میآمدند.
با این حال، بواسطه بروز درگیریهای نظامی و اختلافات ارضی و مرزی و انعقاد قراردادهای سیاسی و اقتصادی با همین دو کشور بود که حکومت و زمامداران ایران، به عمق عقب ماندگی و فاصله خود با جوامع صنعتی و نیمه صنعتی وقت، پی برده و به چارهجویی اقتصادی و صنعتی برای جبران عقب ماندگیهای نظامی و رفع نواقص و کاستیهای اداری و دولتی برآمدند. تلاش های اولیه عباس میرزا برای راه اندازی صنایع نظامی ایران با مرگ زودهنگام او، ناتمام ماند. روی کارآمدن حاجی آقاسی و بسط صوفیگری در دوره محمدشاه، روند عمومی نوگرایی در کشور را دچار وقفه اساسی کرد. از اینرو، دوخیز اصلی برای صنعتیسازی ایران عصر قاجاریه، یکی توسط میرزاتقیخان امیرکبیر و دیگری از سوی میرزا حسینخان سپهسالار، هر دو در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار برداشته شد.
در همین دوره، علاوه بر دولت، برخی از ملاکین و تجار ایرانی نیز اقدام به سرمایهگذاری خصوصی در زمینه صنعتی نمودند و اصطلاحا به جرگه بورژوازی صنعتی، پیوستند. شروع فعالیت های صنعتی در این دوره، علاوه برنوسازی صنایع نظامی به تاسیس مجموعه ای از کارخانههای تولید اقلام مصرفی و تجاری نیز منتهی شد. تلاشهایی نیز برای جذب سرمایه خارجی در امور راهسازی، اکتشافات معدنی و امور زیر بنایی بخش صنعت صورت گرفت و برخی کشورها بویژه روسیه وانگلستان مستقیما در بخش تولید کالا، اقدام به سرمایه گذاری کردند. مدرسه دارالفنون برای آموزش تکنسین های ایرانی تاسیس شد و تعدادی دانشجو و کارآموز برای فراگیری علوم و فنون صنعتی به خارج اعزام شدند و درعوض تعدادی از مهندسان و مستشاران خارجی برای آموزش صنایع ماشینی و ایجاد کارخانههای مدرن، به ایران دعوت شدند.
اما به رغم همه اینها، سهم صنعت از اقتصاد کشور افزایش قابل توجهی نیافت و جمع کارخانه هایی که با سرمایه داخلی و خارجی تاسیس شده بود حدود 60 کارخانه با کمتر از 2000 نفر کارگر ماهر و نیمه ماهر صنعتی بود(اشرف، 1359 :98). همین تعداد واحدهای صنعتی کوچک تاسیس شده در این دوره نیز، اغلب تا پایان دوره قاجاریه تعطیل شدند.( ر.ک به باری یر، 1363 : 259 و جمال زاده، 1392 : 82 ) به این ترتیب، مساعی صنعتی پنجاه ساله دوره ناصرالدین شاه در هر دو عرصه دولتی و خصوصی و نیز در حوزه جلب سرمایههای خارجی ناکام ماند و جامعه ایران که صنعتی شدن را همانند بسیاری از کشورهای صنعتی امروز نظیر آلمان، آمریکا و ژاپن از نیمه دوم قرن نوزدهم، آغاز کرده بود، به مسیر کشورهای صنعتی نرفت! این نوشته در صدد پاسخگویی به این پرسش است که چرا ایران در سرآغاز صنعتی شدن کشورها، صنعتی نشد؟ پاسخ درست به این پرسش، می تواند سرنخ هایی از علل توسعه نیافتگی ایران در ادوار بعدی نیز بدست دهد.
در باره علل شکست تکاپوی صنعت گستری در ایران دوره قاجاریه، خاصه عصر ناصری، پژوهش های مستقل چندانی صورت نگرفته است اما برخی از مسائل توسعه صنعتی این دوره، در آثار تعدادی از نویسندگان قدیم و جدید، مورد اشاره قرار گرفته است. آثار موجود اگرچه در قالب طیف متنوعی از رویکردهای نظری انجام پذیرفته ولی بطور کلی می توان آنها را به دودسته رویکردهایی که ریشه عقب ماندگی صنعتی ایران دوره قاجار را به عوامل خارجی و داخلی، ربط می دهند، تقسیم بندی کرد.
- عوامل خارجی
از میان قائلین به تاثیر مستقیم عوامل خارجی در شکست صنعت گستری در دوره قاجار می توان به نوشته های فرهاد نعمانی، احمد اشرف، فتح الله عبدالله یف ، جان فوران، حسن حکیمیان و نیز کتاب جدیدتر اسفندیار بهرام یگانگی با عنوان « تحولات پولی و مالی ایران دوره قاجاریه» اشاره کرد.
فرهاد نعمانی نقش استعماری روسیه و انگلستان در تعیین الگوی کشت وکار در زمین های زراعی را عاملی دانسته است که از این طریق، سرمایه داران ایرانی را به جای سرمایه گذاری تولیدی و صنعتی، به خرید و فروش زمین و فعالیت های کشاورزی سوق داده است (نعمانی،1355: 49).
فتح الله عبداللهیف اگرچه، از شکل گیری نوعی بورژوازی ملی در دوره قاجاریه خبر می دهد اما معتقد است که مناسبات فئودالی و رخنه روز افزون سرمایه خارجی، باعث شد تا بورژوازی ملی ایران به جای صنعت، در کشت محصولات صادراتی و مورد نیاز بازارهای جهانی سرمایه گذاری کند و حجم اندکی از سود دلالی خود را به بخش صنعت منتقل کند. از اینرو، به رغم رونق تجارت خارجی، روش تولید در این دوره درحد تولید کالاهای ساده با بازارهای محدود باقی ماند(30:1350 ).
احمداشرف، ایران دوره قاجاریه را به خاطر رقابت و نفوذ روس و انگلیس، در وضعیت نیمه استعماری توصیف می کند و معتقد است که در این وضعیت، به خاطر نحوه حضور سرمایهداری غربی( اعم از بانکها و کالاها) و نیز به خاطر ماهیت رشد داخلی اقتصاد، امکانی برای رشد سرمایهداری و شکل گیری بورژوازی ملی در ایران فراهم نگردیده است و تجار ایرانی به جای سرمایه گذاری در صنعت، به واسطه فروش کالاهای روس و انگلیس تبدیل شدند (اشرف،1359: 47 و 103).
جان فوران، ماهیت فعالیت های اقتصادی و صنعتی در دوره قاجار را از نوع توسعه وابسته می داند که سبب وابستگی پنهان و پیدا در همه زوایای جامعه ایران شده بود. به نحوی که کشاورزی از شکل سنتی به شکل تجاری و تولید کالاهای صادراتی تغییر کرد. با رونق تجارت خارجی، صنایع دستی و داخلی مستقر در شهرها، از رقابت با کالاهای خارجی فاقد تعرفه گمرکی، بازماند و اکثر صنعتگران ایرانی تغییر شغل دادند و یا مجبور به مهاجرت شدند (فوران، 1371).
فاطمه گراوند نیز به مانند فوران، روند توسعه اقتصادی و صنعتی دوره قاجار را با استفاده از نظریه نظام جهانی والرشتاین و رویکرد توسعه وابسته مورد توجه قرار داده و نتیجه می گیرد که ایران عصر قاجار، کشوری پیرامونی و تولید کننده مواد خام بازارهای جهانی و در معرض تجارت نابرابر با روس و انگلیس بود و برخی ظواهر توسعه مثل توسعه راهها، خطوط تلگراف و تاسیس بانک، نه امر داخلی، بلکه توسط نیروهای خارجی و بطورخاص تامین نیازهای اقتصادی و ارتباطی روسیه و انگلستان بوده است ( گراوند، 2020).
حسن زندیه هم معتقد است به موازات گسترش علوم و فنون در مغرب زمین، ایرانیان هم در دوره ناصرالدین شاه، اقدام به تاسیس کارخانه نمودند، اما سیاست تجاری درهای باز و ورود کالاهای ارزان قیمت خارجی و در مقابل، عدم حمایت دولت از صنایع داخلی، نهایتا به تعطیلی و شکست آنها انجامید (زندیه و ثقفی، 1395).
[i]حسن حکمیان با بررسی اقتصاد قاجار در اواخر قرن نوزدهم، تصدیق می کند که ارتباط با بازارهای جهانی، اگرچه باعث رونق نسبی برخی صنایع تبدیل مثل کارگاههای تولید چرم و فرآوری حنا و ابریشم شد اما بر روی کلیت صنعت ایران تاثیر منفی گذاشت و به سختی می شد صنعتی را پیدا کرد که از تجارت خارجی آسیب ندیده باشد( Hakimian , 2024)
اسفندیار بهرام یگانگی نیز در باره تاثیر پذیری اقتصاد قاجاریه از نظام بین الملل معتقد است که اقتصاد این دوره نمونه تاریخی و بارز تحقق آقتصاد آزاد در نظام و حاکمیت بدون قانون است که واردات با تعرفه ناچیز در جریان بود، ورود و خروج سرمایه به سهولت انجام می شد، سرمایه گذاران خارجی به راحتی می توانستند در ایران سرمایه گذاری کنند و سرمایه داران داخلی هم به سهولت اقدام به خروج سرمایه کنند و دولت ضعیف، مداخله ای در تعیین دستمزدها و نرخ ارز نداشت. اما تنها اتفاق مثبتی که نیفتاد، ایجاد شرکت ها و صنایع داخلی در کشور بود( بهرام یگانگی، 1400).
- عوامل داخلی
برخی دیگر از نوشته ها، اگرچه تاثیر عوامل خارجی را بر توسعه نیافتگی صنعتی دوره قاجاریه، بطور کلی انکار نمی کنند اما ریشه اصلی این وضعیت را در عوامل درونی اعم از شرایط اقلیمی، نبود راههای مواصلاتی، فقدان متخصصان داخلی، ساختار استبدادی و حتی خلق و خو و روانشناسی شخص ناصرالدین شاه جستجو می کنند.
به نوشته چارلز عیسوی، ایران، به دلیل پراکندگی جمعیت، نبودآب، فقدان حمل نقل مناسب زمینی، فقر، نبود سرمایه و کارگر ماهر، از اول هم زمینه مناسبی برای رشد صنعت و توسعه بازارهای داخلی نداشت اما صلح و امنیت کامل در خلیج فارس که بواسطه حضور انگلیس ها حاصل شده بود، سبب ورود کالاهای ماشینی خارجی و نابودی صنایع دستی ایران شد( عیسوی، 1369: 399).
یاکوپ پولاک، با بر شمردن مشکلاتی مثل عدم حمایت دولت، نبودن جاده و حمل و نقل مناسی ، نبود ذخایر فلزی، فقدان ماشین آلات، کمبود سرمایه و نرخ زیاد بهره و عدم کارایی مهندسان اروپایی در اقلیم شرقی، اظهار شگفتی می کند که چطور ممکن است با این وضع، تعدادی از تولیدات داخلی با تولیدات خارجی پهلو بزند و به رقابت برخیزد(پولاک،1368: 129).
هوشنگ امیر احمدی با برشمردن عوامل داخلی نظیر ناامنی عمومی، کمیابی سرمایه، نرخ بهره بالا، فقدان نظام اعتباری، سوددهی بالای کشاورزی، فقدان مواد خام کافی و یا هزینه بالای استخراج آن، انحراف مسیر سرمایه از کارخانه به کشاورزی و نیز فقدان تلاش برای توسعه بازارهای ملی که در شکست بورژوازی ملی این دوره موثر بوده اند تاکید می کند که همه این عوامل باعث فقدان توان رقابت محصولات ایرانی با کالاهای وارداتی شد و صنعت از استمرار بازماند ( امیراحمدی، 1396: 58).
کاظم علمداری، علت اصلی پیشرفت غرب را مناسبات اروپایی مبتنی بر مالکیت خصوصی، فئودالیسم، جدایی نهاد دین و دولت و سپس رشد سرمایه داری نامیده است که به گفته او همه این عوامل رشد سرمایه داری صنعتی در ایران قرن عصرقاجاریه و قبل از آن غایب بود( علمداری، 1384: 66).
احمد سیف نیز علت اصلی عقب ماندگی اقتصادی ایران دوره قاجاریه را به فرهنگ عدم پس انداز و انباشت سرمایه در میان مردم و نیز فرهنگ باجگیری در میان مقامات حکومتی نسبت می دهد و معتقد است که فقدان توسعه صنعتی و و عدم تمایل برای تبدیل کارگاههای کوچک به کارخانه های بزرگ، بیشتر به این دلیل بود که فعالان اقتصادی می خواستند کمتر در معرض دید و باج گیری عمال حکومتی قرار داشته باشند( سیف، 1380: 179).[ii]
از میان مقالات جدید که توسعه نیافتگی صنعتی را به عوامل داخلی ربط می دهند: عبدالمهدی رجایی با تاکید بر اینکه تاثیر رقابت های خرد کننده خارجی نباید محققیقن را از شناخت موانع داخلی توسعه صنعتی ایرانِ دوره قاجار غافل کند، دلیل اصلی عدم تجمع سرمایه، تشکیل شرکت و ساخت کارخانه را عقب ماندگی های علمی و فنی می داند. بطوریکه، بعد از خرید و نصب کارخانه، ایرانیان از چرخاندن آن عاجر می ماندند (رجایی، 1393).
زهرا علیزاده، ناامنی اقتصادی ناشی از کارگزاران فاسد و ساختارهای قانون گریز را سبب تضاد و تنش در رابطه دولت و جامعه و در نتیجه فقدان سرمایه گذاری و عقب ماندگی اقتصادی و صنعتی در ایران دوره دانسته است ( علیزاده، 1401).
محمدامیرشیخ نوری، علت اصلی روی آوری ناصرالدین شاه به اصلاحات تجدد گرایانه را ناشی بحران مشروعیت سیاسی و تلاش برای کسب وجاهت جهانی می داند و از آنجا که این رویکرد جنبه مصلحتی و صوری داشت و بر بنیانهای نظری و فکری استوار نبود، هرگاه از نمادهای تجدد {مثل صنعت گستری} احساس خطر می کرد، دو باره به شیوه استبدادی باز می گشت و مانع از تعمیق دستاوردهای مدرن در کشور می شد( شیخ نوری، 1388).
همانطور که ملاحظه شد، در دسته نخست آثار اشاره شده، عوامل خارجی و بویژه ساختار نظام بین الملل در قرن نوزدهم چه از حیث تحمیل و تعیین خطمشی کشاورزی و رونق دلالی و چه ازحیث حضور سرمایه و کالای وارداتی و تهدید و تحدید تولید داخلی، مهمترین علت صنعتی نشدن ایران در دوره قاجاریه قلمداد شده است. تاثیر مخرب عامل خارجی و بطور مشخص ورود کالای بیگانه با تعرفه گمرکی نازل بر نابودی صنایع سنتی و تضعیف ساختار صنایع نوپای ایران دردوره قاجاریه، موضوع قابل انکاری نیست. اما واقعیت این است که این مشکل در آن دوران، صرفا مسئله و مشکلی مختص جامعه ایران نبود. در قرن 18 دولت انگلیس به خاطر فشار کارخانه داران و با شعارحمایت از صنایع ملی، ورود قماش خارجی بویژه پارچه های ایرانی را ممنوع کرد (عجم اوغلو،1392: 246) چراکه پیشگامی صنعتی انگلستان، مدیون وجود دولت آماده بهره برداری از بازارهای خارجی و دفاع از منافع کارخانه داران داخلی بود (هابسبام،1387: 55).
همه کشورهای متقاضی صنعتی شدن در طول قرن بعدی، نظیر آمریکا، آلمان، ژاپن و روسیه نیز کمابیش با مسئلهای مشابهای از سوی کالاهای انگلیسی مواجهه بودهاند. حتی برخی کشورهای صنعتی شده امروزی مثل هند، کانادا و آفریقایجنوبی مراحل نخستین صنعتی شدن خود را مشخصا تحت سیطره استعمار انگلیس طی کردهاند (ر.ک به کمپ، 1379: 146-233). چه شد که آن کشورها در فرایند صنعتی شدن خود از سد تجارت نابرابر خارجی و چندین تهدید نابودکننده دیگر عبور کردند اما حکومت و جامعه عصر قاجار نتوانست با گذر از چنین موانعی، مراحل نخست صنعتی شدن را طی کند ؟ آندسته از آثاری که در تبیین علل شکست صنعت گستری در این دوره، به عوامل داخلی اشاره کرده اند نیز، اغلب به شرایط نامناسب اقلیمی، موانع ارتباطی، استبداد سیاسی و ضعف انباشت پرداخته و آنرا از منظر کیفیت روابط حکومت و جامعه پی نگرفته اند
منایع:
1-اشرف، احمد ( 1359). موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران دوره قاجاریه. تهران : انتشارات زمینه
2- باری یر، جولیان (1363). اقتصاد ایران. مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری وحسابرسی مؤسسه حسابرسی سازمان صنایع ملی. تهران: انتشارات سازمان برنامه
3-بهرام یگانگی، اسفندیار( 1400). تححولات مالی و پولی ایران از 1875 تا 1932، ترجمه احمدمیدری، تهران: انتشارات دنیای اقتصاد
4= جمالزاده، محمد علی (1392). گنج شایگان یا اوضاع اقتصادی ایران. تهران : انتشارات سخن
5- رجایی، عبدالمهدی( 1393). موانع اجتماعی- فرهنگی تشکیل شرکت و تاسیس کارخانه در ایران دوره قاجار، پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، سال چهارم، شماره دوم
6-زندیه، حسن(1395). نهضت کارخانه سازی و پیامدهای آن در عصر قاجاریه، پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، سال پنجم، شماره اول
7-سیف، احمد (1380). استبداد ، مسئله مالکیت و انباشت سرمایه در ایران. تهران : نشر رسانش
8-شیخ نوری، محمد امیر( 1388). بحران مشروعیت دولت ناصری و تاثیرآن برگرایش به اصلاحات تجددگرایانه، فصلنامه علوم انسانی دانشگاه الزهرا، شماره 75
9-عبدالله یف، فتح الله، ( 1350). گوشه ای از تاریخ ایران، ترجمه غلامحسین متین، ناشر ستاره ( استفاده شده از نسخه چاپ شده در ضمیمه تاریخ اقتصادی ایران نوشته عیسوی)
10عجم اوغلو، دارون و جیمز ای. رابینسون (1392). چراکشورها شکست می خورند؟. ترجمه پویا جبل عاملی و محمدرضا فرهادپور، تهران : انتشارات دنیای اقتصاد
11-علیزاده،زهرا و دیگران(1401) تاثیر ساختار و کارگزار بر نامنی اقتصادی دوره ناصری، نشریه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، شماره 47
12-عیسوی، چالرز (1362). تاریخ اقتصادی ایران. ترجمه یعقوب آژند. تهران : نشر گستره
13-فوران، جان (1371). «مفهوم توسعه وابسته: کلید اقتصاد سیاسی ایران در عصر قاجاریه». ترجمه علی طایفی. ماهنامه اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره 59و60
14-کمپ، تام (1379). الگوهای تاریخی صنعتی شدن. ترجمه محمد ابراهیم فتاحی. تهران : نشر نی
15-نعمانی، فرهاد (1355). توسعه صنعت در دروره قاجاریه و اثر غرب بر آن. تهران : انتشارات امیر کبیر
16-علم داری، کاظم(1384). چرا ایران عقب ماند وغرب پیش رفت، چاپ دوازدهم، تهران: نشر توسعه
17-هابسبام، اریکجان (1387). صنعت و امپراطوری. ترجمه عبدلله کوثری. تهران: نشرماهی
18-امیر احمدی، هوشنگ(1396). اقتصاد سیاسی ایران در دوره قاجار، تهران: نشر گستره
19-پولاک، ادوارد یاکوب (1368). ایران و ایرانیان. ترجمه کیکاوس جهانداری. تهران : انتشارات خوارزمی
20-Hassan Hakimian. “Economy viii. In the Qajar Period.” Encyclopaedia Iranica. Accessed November 16, 2024

قاسم خرمی
( عضو هیات علمی موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی)
در همین باره
Sorry, we couldn't find any posts. Please try a different search.
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات