علی اصغر حکمت

علی اصغر حکمت و هویت ایرانیِ ورزشگاه‌ امجدیه

سوم شهریور سالروز درگذشت علی اصغر حکمت روشنفکردولتمرد عصر پهلوی است. آقای حکمت مدتی نسبتا طولانی از سال ۱۳۱۲ تا سال ۱۳۱۷ مسئولیت وزارت معارف(آموزش و پرورش کنونی) را برعهده داشت و در دوران وزارتش منشا خدماتی شد که بر زندگی ایرانیان اثر داشته است

در دوره‌ی وزارت او تعداد مدارس کشور گسترش قابل توجهی یافت و دانشسراهای مقدماتی و عالی جهت تربیت معلم تاسیس شد. همچنین برگزاری کنگره‌ي بزرگداشت فردوسی و بنای آرامگاه‌های شاعران نامدار ایران همچون حافظ و خیام در دوران او صورت گرفت. بنای موزه‌ی ایران باستان و دانشگاه تهران از جمله دیگر خدمات اوست.

یکی دیگر از خدمات علی‌اصغر حکمت راه‌اندازی و تقویت دوره‌های تربیت بدنی و پیشاهنگی در مدارس و تاسیس ورزشگاه امجدیه به عنوان مرکزی برای برگزاری مسابقات ورزشی بود. حکمت به‌خصوص تلاش کرد بنای ورزشگاه امجدیه را با هویت ایرانی عجین سازد.

در خاطرات حکمت می‌خوانیم که او پس از جلب موافقت رضاشاه برای گسترش تربیت بدنی، اقدامات خود را چنین آغاز کرد: ««چهار زمین وسیع در چهار نقطۀ شهر، شمال (اراضی باغ امجدیه)، شرق (اراضی اکبرآباد دولاب)، غرب (اراضی پشت باغشاه) . جنوب (اراضی نزديك بيمارستان شیروخورشید سرخ) خریداری و به نام وزارت معارف قباله شد. بدین ترتیب میدان‌های وسیع در چهار نقطه‌ی شهر به وجود آمد که دانش‌آموزان مدارس هر کدام در ناحیه‌ی خود به آن‌جا رفته به تمرین و ممارست مشق‌های بدنی پرداختند». چنان که حکمت روایت کرده، زمینی که در باغ امجدیه انتخاب شد از همه وسیع‌تر بود و «ورزشگاه نمره‌ی یک» نام گرفت. حکمت این زمین به مساحت ۲۱هزار ذرع را از مخبرالسلطنه هدایت به بهای ذرعی ۳ قران خرید.

چند ماه بعد، ‌دیواره‌های استادیوم بالا رفت، روزی که رضاشاه هنگام سرکشی در خارج از شهر، عملیات ساختمانی در زمین امجدیه را دید، در هیئت وزیران از حکمت پرسید: «این قلعه‌ی مدور که در بیرون دروازه‌ی دولت می‌سازید، برای چیست؟»، پاسخ حکمت به شاه چنین بود: «این ورزشگاهی است که به سبك استادیوم‌های فرنگستان ساخته می‌شود و در آن‌جا جوانان زورآزمایی و هنرنمایی می‌کنند.»

حکمت تنها به ایجاد ساختمان ورزشگاه امجدیه اکتفا نکرد بلکه در جهت هویت‌سازی برای امجدیه، از علی‌اکبر دهخدا خواست یک بیت شعر از شاهنامه را به عنوان شعار ورزشکاران ایرانی پیشنهاد دهد و سپس دستور داد این شعر منتخب دهخدا از شاهنامه با خط نستعلیق در ورودی ورزشگاه امجدیه نوشته شود: «ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کجی زاید و کاستی». (حکمت پیش‌تر شعر «توانا بود هر که دانا بود» از فردوسی را به عنوان شعار عمومی آموزش و پرورش در شورای عالی معارف مصوب کرده بود).حکمت همچنین از ملک‌الشعرای بهار خواست شعری را به مناسبت احداث ورزشگاه امجدیه بسراید.

علی‌اصغر حکمت برای پیوند زدن اسطوره‌های ایرانی به امجدیه، سلیقه‌ و وسواس عجیبی به خرج داد. مطابق با خاطراتش، به دستور کریم‌خان زند، صحنه‌ي رزم رستم و دیو سپید، کاشیکاری شده و بر سردر عمارت ارگ وکیل نصب شده بود. آقامحمدخان قاجار پس از رسیدن به سلطنت دستور داد این کاشیکاری را به تهران منتقل کنند و در کاخ‌اش نصب نمایند. حکمت، از رضاشاه درخواست کرد که این کاشیکاری از کاخ به ورزشگاه منتقل شود و پس از موافقت شاه، کاشیکاری‌های عهد زندیه از رزم رستم و دیو سپید، به امجدیه منتقل و در ورودی غربی ورزشگاه نصب شد( مطابق با خاطرات حکمت این اثر با ارزش تاریخی در سال ۱۳۳۸ بر اثر بی‌مبالاتی تعمیرکنندگان امجدیه از میان رفت).

با افتتاح امجدیه در سال ۱۳۱۸، صفحات مطبوعات آن دوره، شاهد گزارش‌های مختلفی از برگزاری رژه‌های ورزشی در این ورزشگاه بود، و به‌‌خصوص رژه و مسابقات ورزش دسته‌جمعی دختران، مورد توجه مطبوعات قرار می‌گرفت. ماهنامه‌ی آموزش و پرورش مراسم پیشاهنگی آبان ۱۳۱۸ در امجدیه را چنین گزارش داد: «ابتدا دسته‌های ورزشکار دختران و پسران پایتخت و سپس قهرمانان شهرستان‌ها با پرچم‌های مخصوص به حالت رژه از برابر شاهنشاه‌زاده محبوب خود عبور نمودند. […] بعدازظهر مسابقات نهایی قهرمانی دو امدادی میان ورزشکاران پایتخت و شهرستان‌ها آغاز گردید. […] پس از اتمام مسابقه دو، قهرمانان کشتی به میدان آمده و دوبه‌دو به کشتی پرداختند. […] سپس دو دسته از دوشیزگان به مدت یک ربع به بازی هندبال پرداختند. […] در ادامه تیم‌های تهران و اصفهان مسابقۀ فوتبال دادند که تهران چهار بر صفر به پیروزی رسید.» امجدیه و میراثی که حکمت باقی گذاشت، نقطه‌ی مهمی بود برای گسترش تربیت بدنی و ورزش‌های جمعی در ایران.

علی ملیحی

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها