پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
خاطره رضا نيازمند از سبك زندگي شخصي مالك ايران ناسيونال
همسراحمد خیامی من را واسطه کرد تا از او بخواهم برای خانه اش یک دست مبل نو بخرد!
گفت من مدتهاست که از شوهرم آقای خیامی خواهش می کنم که یک دست مبل برای خانه خودمان بخرد ولی نمی خرد و به جای آن عاشق خریدن ماشین آلات برای کارخانه است من از شما خواهش می کنم به خیامی سفارش کنید یک دست مبل را بخرد و من اینقدر از مهمان هایم خجالت نکشم!
رضا نیازمند درصفحه ۱۴۸کتاب «تکنوکراسی و سیاستگذاری اقتصادی در ایران» خاطره جالبی را از صنعت گران دوران شاه تعریف میکند که بی شباهت به بخشش ثروتمندان بزرگ امروزی مانند بیل گیتس و رئیس شبکه توئیتر و فیس بوک نیست :
یک شب آقای خیامی مهمانی مفصلی داده بود و عده زیادی را دعوت به شام کرده بود من هم که تقریباً در این گونه مهمانی ها نمی رفتم در این مهمانی شرکت کردم. نیمه مهمای بود که خانم خیامی نزد من آمد، خود را معرفی کرد و گفت: من یک خواهشی از شما دارم؟ گفتم بفرمائید!
گفت من مدتهاست که از شوهرم آقای خیامی خواهش می کنم که یک دست مبل برای خانه خودمان بخرد ولی نمی خرد و به جای آن عاشق خریدن ماشین آلات برای کارخانه است من از شما خواهش می کنم به خیامی سفارش کنید یک دست مبل را بخرد و من اینقدر از مهمان هایم خجالت نکشم. واقعا تعجب کردم خیامی با این همه درآمد و با این همه علاقه به همسرش خرید برای توسعه و بهبود کارخانه را به خرید یک دست مبل رجحان می دهد ؟ (البته در این کار دخالت نکردم .)
چندی گذشت دکتر مجتهدی رئیس دبیرستان البرز به من تلفن کرد که ساختمانی برای آزمایشگاه ساخته است و میخواهد به تمام شاگردان ساخت و تعمیر اتومبیل و صنایع الکتریکی مانند یخچال برقی و تلویزیون و غیره را یاد بدهد مجتهدی از من میخواست که در این راه به او کمک کنم من هم موضوع را تلفنی به خیامی و حاجی برخوردار گفتم.
چند ماه گذشت. مجتهدی گفت یک روز سر راهت به خانه سری به این دبیرستان بزن و آزمایشگاه ما را تماشا کن رفتم و دیدم که واقعاً تجهیزاتی که خیامی و حاجی برخوردار به مدرسه البرز داده بودند ده برابر آنچه من در ذهن خود داشتم بود . معلم هم برای تدریس به مدرسه البرز داده بودند و هر ساله تعداد زیادی دانش اموزان مستعد و بی بضاعت را بورسیه تحصیلی میدادند . کسی که حاضر نبود یک دست مبل برای خانه بخرد با چه هزینه گزافی آزمایشگاه آشنای اتومبیل برای دانشآموزان و دبیرستان البرز ساخته بود…و برخوردار هم که دیگر نیازی به تعریف ندارد!
واقعه دیگری که از نزدیک شاهد آن بودم این بود که روزی خیامی به وزارت اقتصاد آمد و به عالیخانی و من گفت که تصمیم دارد ۹۵ درصد دارایی خود را وقف تاسیس مدارس صنعتی در سرتاسر ایران کند و در هر شهری یک مدرسه صنعتی بسازد و تمام هزینه سرمایه ای و جاری این مدارس را خود تأمین کند .
من از او پرسیدم که عدد ۹۵ درصد چه معنی دارد؟ گفت : آن ۵ درصد ارثیه زن و فرزندان و وارث دیگر است آنجا من فهمیدم صنعتگران نه تنها به توسعه صنعت خود علاقمند هستند بلکه به هر چیزی که صنعت را توسعه دهد رفاه ایجاد کند نیز علاقهمند هستند ….
پدر صنعت خودروی ایران خیامی و پدر صنعت الکترونیک و لوازم خانگی ایران که بزرگترین مجتمع صنعتی خاورمیانه را داشتند( در ان موقع صنایع پارس ایران صادر کننده قطعات و لامپ تلویزیون به سامسونگ کره جنوبی و المان بود) بعد از انقلاب توسط دادگاههای انقلاب به عنوان سرمایهدار مورد اذیت و آزار قرار گرفتند و اموالشان از جمله کارخانهها و املاک شخصی مصادره شد، همه داراییها، از جمله حسابهای بانکی انها مسدود شد و به نوعی از کشور اخراج شدند.
خیامی تا زمان مرگ را در انگلستان سپری کرد ولی هیچگاه ایران را فراموش نکرد و صدها مدرسه مجهز حتی بعد از انقلاب در خراسان و مناطق محروم ساخت و برخوردار نیز از غصه و ظلمی که ناروا به او شده بود بعد از سالها تلاش بی نتیجه و بی پاسخ به فراموشی مبتلا و بعد از مدتی از دنیا رفت.
پانوشت:
کتاب« تکنوکراسی و سیاستگذاری اقتصادی در ایران به روایت دکتر رضا نیازمند» به کوشش علی اصغر سعیدی و توسط انتشارات لوح فکر منتشر شده است
در همین باره
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات