دفتر قانون
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

به مناسبت 17 مرداد، روز خبرنگار

چرا از قدرت روزنامه نگاران مستقل در جنگ و مذاکره استفاده نمی شود؟

روزنامه نگاری بیش از آنکه یک عرصه منازعه و درگیری حزبی و جناحی و یا زمینی برای دعواها و تسویه حساب های سیاسی باشد، یک حرفه است که افراد آبرومند و باورمند و نیز پایبند به نظام سیاسی و ارزش ها و اعتقادات جاری در آن مشغولند و از همین حرفه پرخطر، امرار معاش می کنند. این حرفه برای بقاء و استمرار نیاز به درجه ای از امنیت شغلی و سرمایه گذاری دارد که تامین آن جز در مسیر تعامل با نهادهای مسئول کشور مقدور و میسر  نخواهد بود . بنابراین ضروری است تا با تقویت پیوندو اعتماد میان حکومت و مطبوعات  خاصه نشریات منتقد دولت، احتمال سوء استفاده بیگانگان از چنین ظرفیت های ثبات بخشی تقلیل یابد.

اغراق نیست اگر بگوییم، کاری ترین ضربات بر  پیوستگی بین مردم و حکومت و عمیق ترین جراحات بر روح و روان مردم ایران را دست کم در یکسال اخیر و بویژه در جریان جنگ 40 روزه، شبکه موساد ساخته « ایران اینترنشنال» وارد کرد!

 شرایط طوری بود که بسیاری از مردم به خاطر کاهش استرس ها و فشارهای روحی و روانی بر اعضای خانواده، این شبکه زهرآگین را خاموش می کردند. تلویزیون تبدیل به هیو لایی شده بود در اتاق نشیمن ! جایی که تقریبا همه شبکه ها به جز همین شبکه لعنتی، دچار اختلال پارازیتی بودند

این شبکه و دیاسپورای جنگ طلب و خارج نشینی که با رقص و پایکوبی به دعوت از دشمن برای حمله به ایران و ایضا کشتار مردم و تخریب زیر ساخت ها، پرداختند، رکورد تازه ای از ایران ستیزی ثبت کردند که بعید من دانم ایران در طول تاریخ چند هزار ساله اش، تا این حد دشمنانی ایرانی تبار و فارسی زبان  به خود دیده باشد!

با همه این  خباثت ها و مزدوری هایی که این شبکه  و برخی دیگر از شبکه های همسو برای وارونه سازی و یا روایت سازی های جعلی نشان دادند، واقعیت این است که اغلب مدیران و خبرنگاران این رسانه ها در روزگاری نه چندان دور، در رسانه های کشور اعمم از صدا و سیما و روزنامه های داخلی مشغول بودند و اکنون بنا به هر دلیلی که اجمالا باید « عدم توانایی در جذب و نگاهداشت» نامید، از کشور رفتند و در مقابل کشور ایستادند!

اکنون برای حفظ و نگاهداشت آن دسته از فعالان رسانه ای که از کشور رفته اند، و یا آن سَلَفی هایی که سلطنت طلب شده اند، کاری نمی شود کرد اما چرا برای آنهایی که هنوز در همین کشور زندگی می کنند و از قضا در همین یک و دو جنگ اخیر، دفاع جانانه و بی اجر و مزدی از کشور به عمل آوردند، کاری انجام نمی شود؟ در کجای دنیا دیده اید، روزنامه نگاری که سالها در حبس و بازداشت باشد اما حاضر نشود برای انتقام از حکومت، جانب متجاوزین را بگیرد و از این ناحیه مورد آزار جمعی دیگری از بی خبران وطنی نیز قرار بگیرد؟

 چرا اکنون که جهان عرصه جنگ روایت خوانده می شود و قدرت رسانه ها در جنگ و صلح غیر قابل کتمان است، تغییری محسوسی در سیاست های رسمی و امنیتی و قضایی کشور نسبت به جامعه رسانه ای مستقل کشور  انجام نمی شود؟ چرا در هنگامه جنگ و یا به وقت دیپلماسی از قلم و قدرت و نفوذ آنان در مسیر منافع کشوری که دوستش دارند، بهره گیری نمی شود؟!

آلموند گولیون (almond gulion) پژوهشگر امریکایی در دهه 1960 میلادی برای توصیف ابعاد نوین دیپلماسی بین المللی از اصطلاح «دیپلماسی عمومی » بهره گرفت. این مفهوم را بعدها پیدایی اصطلاحات جدیدتری نظیر «دیپلماسی فرهنگی» و «جنگ نرم» کامل کرد و به ابزاری اساسی در خدمت اهداف ملی کشورها بدل ساخت. بخشی از دیپلماسی عمومی به معنای استفاده از عوامل و منابع فرهنگی و رسانه ای نظیر راه اندازی نشریات و  سایت های اینترنتی و بکارگیری خبرنگاران و روزنامه نگاران در مسیر سیاست خارجی و امنیت ملی است.

 به یقین روزنامه ها در اغلب کشورهای دموکراتیک حتی در مسائل استراتژیک و امنیتی، لزوما درهمسویی و هم نظری کامل با حکومت، دولت و جناح حاکم به سر نمی برند اما حتی روزنامه های منتقد نیز در اغلب این کشورها در پیشبرد منافع ملی و تامین  امنیت ملی جایگاه موثر و البته مشخصی دارند ودستگاه سیاست خارجی این کشور ها در عرصه دیپلماسی بین المللی، اساسا موجودیت روزنامه های منتقد را بخشی از پرستیژ و اعتبارسیاسی خود محسوب می کنند.

کم نیستند دولت هایی که به دلیل برخی مصالح از ورود به بسیاری از مسائل خاص دیپلماتیک امتناع ورزیده واعلام موضع و اعلام نظر در این خصوص را به روزنامه های منتقد دولت واگذار می کنند و در حقیقت وجود رسانه های منتقد را پشتوانه ای برای چانه زنی های دیپلماتیک خود قلمداد می کنند. آیا به همین نقش ظریفی که رسانه های منتقد ترامپ در طرح مسائلی که دولت آمریکا، صلاح را در سکوت می بیند، دقت نکرده اید؟

 اما چرا در ایران از موجودیت روزنامه نگاران منتقد حکومت و یا به طور دقیقتر منتقداین شیوه حکمرانی،  چنین بهره گیری هایی صورت نمی گیرد و مهمتر اینکه اساسا چرا از روزنامه نگاران و قدرت رسانه ای کشور، در ( به گفته برخی تندروها)  همیشه « دشمن» استفاده می کند و دستگاه سیاست خارجی و دستگاه امنیتی ما، موفق به استفاده مطلوب از چنین توانمندی هایی نمی شود ؟!

بررسی ریشه های تاریخی تضعیف اعتماد میان حکومت و روزنامه نگاران بویژه روزنامه های منتقد  نیازمند واکاوی دقیقتری است با این حال به نظر می رسد که در حال حاضر حداقل بخشی از این معضل به نبود امکان و فرصت گفتگو و مفاهمه مربوط می شود .

 اکنون به نظر می رسد که بیشتر ارتباطات موجود میان روزنامه ها و حکومت صرفا درحد رسمی و اداری یعنی ارتباط با مدیران مسئول نشریات محدود شده و اساسا زمینه ای برای تبادل نظر میان دستگاههای مسئول در زمینه امنیتی و دیپلماتیک با بدنه فکری و سردبیران و دبیران تحریریه و خبرنگاران خبره  نشریات و روزنامه ها پدید نیامده است .

 متاسفانه حجم عمده ای از گفتگوهایی که می تواند به پیشگیری از برخی رفتارهای مجرمانه و ضد امنیتی منجر شود به ناچار بعد از بازداشت و گرفتاری روزنامه نگاران صورت می گیرد؛ زمانیکه دست کم برای یکی از طرفین فرصت اظهارنظر داوطلبانه و مشفقانه از بین رفته است .

بارها اعلام شده که برخی روزنامه نگاران بعد از بازداشت به اشتباه خود واقف شده و با دستگاه امنیتی و قضایی همکاری صادقانه ای در پیش گرفته اند. اگر مقصود از علت این همکاری، رفع برخی سوء تفاهمات وآگاه سازی آنان نسبت به جرائم امنیتی و همچنین دام ها و نقشه های دشمن است،  که یقینا چنین اطلاعاتی می تواند قبل از وقوع جرم و دستگیری و بازداشت  نیز در اختیار آنان قرار گیرد و از تحمیل چنین هزینه های سنگینی برآنها، خانواده هایشان و نیز نظام سیاسی کشور پیشگیری شود.

در مجموع اگر کسی واقعا آگاهانه جرم امنیتی مرتکب می شود بدون شک باید هزینه ارتکاب چنین عملی را پرداخت نماید اما متاسفانه در حال حاضر بیشتر روزنامه نگاران در باره اغلب جرائم امنیتی بویژه آنچه جاسوسی برای بیگانگان خوانده می شود، حقیقتا آگاهی دقیق و حرفه ای ندارند و یا حداقل بر سر مصادیق آن اتفاق نظری فراگیری وجود ندارد . از اینرو هر یک آنان ممکن است درشرایط فعلی به ویژه از بابت فعالیت در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به شکل متعارف مرتکب عملی شوند که شاید نسبت به مجرمانه بودن آن وقوف کامل نداشته باشند.

 در هر صورت، روزنامه نگاری بیش از آنکه یک عرصه منازعه و درگیری حزبی و جناحی و یا زمینی برای دعواها و تسویه حساب های سیاسی باشد، یک حرفه است که افراد آبرومند و باورمند و نیز پایبند به نظام سیاسی و ارزش ها و اعتقادات جاری در آن مشغولند و از همین حرفه پرخطر، امرار معاش می کنند. این حرفه برای بقاء و استمرار نیاز به درجه ای از امنیت شغلی و سرمایه گذاری دارد که تامین آن جز در مسیر تعامل با نهادهای مسئول کشور مقدور و میسر  نخواهد بود . بنابراین ضروری است تا با تقویت پیوندو اعتماد میان حکومت و مطبوعات  خاصه نشریات منتقد دولت، احتمال سوء استفاده بیگانگان از چنین ظرفیت های ثبات بخشی تقلیل یابد.

توضیح: عکس مربوط به تحریریه روزنامه قانون در سال 94 است

در همین باره

Sorry, we couldn't find any posts. Please try a different search.

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم





For security, use of Google's reCAPTCHA service is required which is subject to the Google Privacy Policy and Terms of Use.

پیشنهادها

خوانده شده ها