profile-image
قاسم خرمی

مديرمسئول

مدیرمسئول مجله کارخانه دار: روزنامه نگار، پژوهشگر مسائل صنعتی و دارای دکترای علوم سیاسی در گرایش مسائل ایران از دانشگاه تربیت مدرس. سردبیر پیشین روزنامه های همبستگی و قانون)

مطالب مرتبط با نویسنده

صنعت امروز ایران، اصلا با چه نظریه یا الگو و یا استراتژی مشخصی اداره می شود ؟

اگر صنعت این کشور با فکر و نظریه و الگو و راهبرد اداره می شد و برای همه شرایط و اتفاقات تحریمی و غیر تحریمی پیش بینی لازم صورت می گرفت، اقتصاد ما به جای پیوند با اقتصاد جهانی، با افکار عمومی آمریکائیان پیوند نمی خورد و ما اکنون در جدال برای نجات اقتصاد کشور، برای رای آوردن فلان کاندیدا و رای نیاوردن فلان کاندیدا در انتخابات آمریکا، دست به دعا نمی شدیم!

بیشتر بخوانید...

نقش طبقه متوسط در تبدیل «شورش‌های ویرانگر» به «جنبش‌های کمال‌گرا»

طبقه متوسط جدید به دلیل تحصیلات، سطح در آمد، سطح زندگی و نوع آگاهی‌های اجتماعی، دارای آرمان‌های مترقی و رهبر جنبش‌های مدنی (برابری طلب، فمینیستی، زیست محیطی…) است که دستاوردهای آن می‌تواند بر زندگی طبقات پایین تاثیرگذار باشد، اما بصورت طبیعی، هیچ‌گاه تحت تاثیر اقدامات طبقات پایین قرار نمی‌گیرد. برعکس، قادر است تا از طریق روشنفکران، قشر دانشجو را تحت نفوذ بگیرد و از طریق مدیران و کارفرمایان و در چهارچوب بوروکراسی و مقررات حاکم، حرکت‌های انقلابی و ساختاری طبقه کارگر را کنترل کند. 

بیشتر بخوانید...

جان رالز؛ آخرین کوشش لیبرالی برای کاهش نابرابری در جوامع سرمایه داری

جان رالز به عنوان فیلسوف بزرگ لیبرال بعد از همه استدلالات، نهایتا به این جمع بندی می رسد که «اقتصاد بازار» در جوامع سرمایه‌داری، مبتنی بر نابرابری است، اما باید کاری کرد تا این نابرابری به سود همگان تمام شود؛ به حدی که محروم ترین افراد از بیشترین مواهب برخوردار شوند و فرصت مناسبی برای رشد داشته باشند.

به همین دلیل «بازار» یا بخش خصوصی به تنهایی نمی‌تواند عدالت گستری کند و باید دولت در اقتصاد دخالت کند. چون در بازار همه به دنبال نفع شخصی هستند و این دولت است که می‌تواند ازطریق تخصیص (کنترل اعتبارات، قیمت ها و رقابت)، تثبیت (ایجاد اشتغال و رفع بی کاری)، انتقال( تعیین حداقل حقوق و درآمد) و توزیع( تقسیم برابر امکانات و خدمات)، فرصت‌های برابر برای رشد همه افراد را فراهم سازد

بیشتر بخوانید...

ما هم بهتر است پایمان را از روی گلوی همدیگر برداریم!

ما اکنون اما فلسفه انقلاب اسلامی درخصوص حق مشارکت و نظارت قاطبه ملت بر همه اضلاع و ابعاد حکومت و کارگزاران را به برداشتی ایدئولوژیک و ناقص از حفظ نظام با سلطه اقلیت سیاسی، تقلیل داده و بوروکراسی «نخبه گزین» به عنوان مهمترین عامل پویایی، توسعه و حفظ سیستم را به بوروکراسی «نوچه گزین»، «ارادت سالار» و «سفله پرور» تبدیل کرده ایم که خروجی طبیعی آن نمی تواند جز طبری و قاسمی و منصوری و امثالهم باشد.

بیشتر بخوانید...

علی اصغرحاجی بابا بنیان گذار صنعت ریخته‌گری و فروآلیاژی ایران درگذشت

حاجی بابا در سال ۱۳۴۲ کارخانه ریخته‌گری «پارس متال» و سپس در سال ۱۳۵۰کارخانه «شوفاژکار» را تاسیس کرد اما خش زیادی از فعالیت‌های کارآفرینی حاجی بابا در سال‌های بعد از انقلاب رقم ‌خورد که به عنوان مثال می‌توان به تاسیس کارخانه‌های رزیتان (۱۳۶۰)، فروسیلیس ایران (۱۳۶۱) و احیای فروآلیاژ ازنا (۱۳۸۱) و توسعه شوفاژکار (۱۳۸۹) و نیز تاسیس انجمن مدیران صنایع ایران اشاره کرد.

بیشتر بخوانید...

مناصب مدیریتی در وزارت صنعت، از حکومت های خاورمیانه بی ثبات تر است !

این وزاتخانه عظیم و استراتژیک مطابق فلسفه شکل گیری، جایی است که باید محل اجتماع بهترینِ نخبگان، متفکرین و استراتژیست های بزرگ برای طراحی و اجرای پروژه ها و برنامه های  عظیم صنعتی و معدنی و تجاری و حلال مشکل فقر، توسعه نیافتگی و بی کاری فراگیر کشور باشد. کدام اعتماد به نفس کاذب،  اجازه می دهد که این سازمان کلیدی، محل سعی و خطای مدیران بی خبر و یا عرصه تسویه حساب های مقامات از اوضاع با خبر و از خدا بی خبر باشد؟ وزارت صمت  با کدام انباشت های تجربی، بعد از این می خواهد، متولی توسعه صنعتی و مجری رونق و جهش تولید باشد؟ کارکنان و مراجعان بلاتکلیف این وزارتخانه هردم بیل، کفاره کدام گناه را می دهند که تمامی ندارد؟!

بیشتر بخوانید...

درسی از تجربه شریعتمداری و رحمانی  برای مدرس خیابانی و نفر بعدی !

برای کسانی که از نزدیک با شاکله و ساختار وزارت صنعت، معدن و تجارت آشنایند، این وزارتخانه عظیم و حجیم تداعی‌کننده حس دوگانه «جاذبه» و «گریز» است. این حس را بیش از هر جایی می‌توان در درب ورودی ساختمان مرکزی آن در خیابان سمیه تهران تجربه کرد. سنگ‌آویز مجلل و دیدنی آن هر تازه واردی را در بدو حضور، مبهوت و مجذوب شکوه و زیبایی خود می‌کند.

 اما این حس موقتی است، بزودی حس تشویش از ماندن در زیر آوار چندین تن سنگی که به مویی بند است بر او مستولی می‌شود. این احساس متعارض تحسین و تشویش، مختص ارباب رجوع و مراجعین به این وزارتخانه نیست، وزراء و مدیران تازه وارد هم بزودی در می‌یابند که ماندن و کار کردن در وزات پرتلاطم صنعت، معدن و تجارت، به جاذبه لحظات ورود و سوت و صلوات‌های روز معارفه نیست.

بیشتر بخوانید...

ماجرای «فریدون مهدوی» وزیر بازرگانی دولت هویدا که قربانی توطئه «سلاطین شکر» شد!

در هر صورت فریدون مهدوی، وزیر بازرگانی دولت هویدا به عنوان یکی از آگاهان به علم اقتصاد، نه توانست تورم ناشی از سیاست های نفتی ملوکانه را مهار کند و نه حتی توانست مفهوم درست Future Market را برای شاه و دیگران توضیح دهد. او که تقریبا انسان ثروتمند و بی نیاز از مال و منال بود، به سوء استفاده از قدرت و فساد مالی متهم وکنار گذاشته شد و تنظیم بازار مجددا به سلاطین شکر سپرده شد. مدت ها طول کشید تا دادگاه بفهمد چه اتفاقی افتاده و حکم به تبرئه آنها صادر کند

بیشتر بخوانید...

این آخرین عکس از اولین آموزگار من است

عثمان پیشقدم معلم بازنشسته آموزش و پرورش تربت جام، دو سال قبل، زندگی را بدرود گفته بود!! خیلی افسوس خوردم؛ با خود می گویم چه بسا در این چهل سال، من با او از یک کوچه و خیابان عبور کرده ایم و همدیگر را ندیده ام! به عابران لبخند بزنید، شاید یکی از آنها، روزی معلم شما بوده است

بیشتر بخوانید...

یادی کنیم از «مهدی سمیعی» که  از  صاحبنظران عرصه بانکداری و از پاکدستان دوره پهلوی بود

مهدی سمیعی علاوه بر اینکه یکی از تکنوکرات های برجسته و نخبگان بانکی خاورمیانه بود، به سینما و هنر ایران دلبستگی تام داشت. او برای تشویق نقاشان ایرانی، همیشه به میهمانان خارجی و بانکداران جهان آثار هنرمندان کشور را به عنوان هدیه گرانقیمت عرضه میکرد و موزه بانک را با آثار هنرمندان ایران آراست.

بیشتر بخوانید...

« وجود نفت» یا «نبود حکمرانی»؛ ریشه گرفتاری ما در کجاست ؟  

این تصویری از تکاپوی انگلیسی ها برای استخراج نفت در ایران دوره قاجاریه است. این روزها که صادرات نفت ما به دلیل تحریم ها، به حداقل رسیده ، زمان مناسبی است که دوباره از خودمان بپرسیم آیا همه گرفتاری های ما از نفت است و اگر نفت نبود، ما واقعا چگونه کشوری بودیم؟

بیشتر بخوانید...

جنگی که مانع صنعتی شدن ایران در قرن نوزدهم شد

از نکته های جالب تاریخی اینکه سران حکومت قاجار حاضر به پذیرش این  بی لیاقتی و شکست خود نمی شدند و در دوره فتحعلی شاه، هر ساله در سالروز شروع این جنگ ها، جشن پیروزی برکفار برگزار می شد و هیچ کس جرات اعتراض نداشت.

بیشتر بخوانید...