پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
از خاطرات تاج السلطنه؛
بازي «برق خاموش كن» ناصرالدين شاه با زنان دربار
تاجالسلطنه دختر ناصرالدینشاه در کتاب خاطرات خود مینویسد:پدرم در روی صندلی پهلوی دکمه چراغ مینشست همینطور که اینها مشغول صحبت بودند، چراغ را خاموش میکرد. یک مرتبه هرج و مرج غریبی ظاهر، صداهای فریاد استغاثه و فحش و ناسزا بلند، فغان برپا ...
ورود اوليه برق و روشنايي توسط امين الصرب در دوره حكومت ناصرالدين شاه قاجار ، سبب واكنش هاي عجيب و غريب توسط مردم عامي شده بود اما درست در همان زمانی که مردم عادی با دیدن برق و روشنایی انگشت تعجب در دهان می گرفتند، در کاخ سلطنتی برق کاربردهای دیگری نیز پیدا می کرد و گاهی تا حد یک سرگرمی تنزل پیدا می کرد.
تاجالسلطنه دختر ناصرالدینشاه در کتاب خاطرات خود مینویسد:
یکی از بازیهایی که من خیلی دوست داشتم و مایل بودم در تمام شبها که این بازی دایر است حضور داشته باشم، بازیای بود که پدرم اختراع کرد و اسم آن بازی را چراغ خاموشکنی گذاشته بودند … در شبی که این بازی شروع میشد، از عصر به خانمها خبر میدادند که امشب چراغ خاموشکنی است. زنهای محترم و خانمهای بزرگ اغلب حاضر نمیشدند چون برای خود یک وهن عظیمی میدانستند. لیکن سایرین حاضر و با کمال بشاشت این بازی را شروع میکردند … این بازی عبارت بود از خاموش کردن چراغ.
در تاریکی حکم قطعی در آزادی داشته؛ همدیگر را ببوسند، کتک بزنند، گاز بگیرند، کور کنند، سر بشکنند، دست بشکنند، مختار بودند و تمام این خانمها در اول شروع بازی، در میان تالار مینشستند؛ پدرم در روی صندلی پهلوی دکمه چراغ مینشست همینطور که اینها مشغول صحبت بودند، چراغ را خاموش میکرد.
یک مرتبه هرج و مرج غریبی ظاهر، صداهای فریاد استغاثه و فحش و ناسزا بلند، فغان برپا … مثل یکی از زاویههای جهنم که انسان منتظر هزاران خطر است، ناگهان چراغ روشن و هر کس به هر حالتی بود دیده میشد؛ اغلب لباسها پارهپاره، گونهها و صورتها خونآلود، عریان و مکشوفالعوره که از شدت کتک خوردن قطعه بزرگ لباسشان فقط یک ربع متر بود؛ صورتها موحش، موها پریشان، چشمها سرخ و غضبناک …
به این ترتیب شاه هم می توانست به این وسیله بداند که کدام از زنان دربارش با یکدیگر دشمنی دارند.
در همین باره
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات