عطايي 1
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

زندگی و زمانه حاج رجب عطایی: درکوچه های کاریز باد سردی پیچیده بود

كاريز تايباد بعد از اين، مهندس و پزشك و تاجر و جامعه شناس و مورخ و زميندار و كارخانه داران زيادي را به خود خواهد ديد اما بعيد است نسل رجب عطايي دو باره تكرار شود؛ نسل كوشنده و پر غرور و بي نياز. نسل بيدهايي كه از بادهاي ناموافق تايباد هم نمي لرزيدند

بعضی آدمها، بزرگ به دنیا می آیند، بزرگ زندگی می کنند و بزرگ هم می مانند؛ حاج رجب عطایی این گونه است. درخت بید تنومندی است که در مقابل باد و بیداد زمانه، استوار و با وقار ایستاده است. سایه ای است گسترده و خنک برای آدمهای خسته و گرما زده در دشت های وسیع تایباد.

حاج رجب را بیش از 20 سال است که ندیده ام. یک روز در کشاکش رقابت های انتخاباتی مجلس ششم و در غروب یک روز  لرزان پاییزی به دیدارش رفتم. در کوچه های کاریز، باد سردی پیچیده بود و مردم را در خود فروبرده بود. در میان قفلهای سنگین و بسته، فقط درب منزل حاج رجب عطایی باز بود.  

از سرمای پاییزی و بی رسمی های سیاست، سخت آزرده بودم. حاج رجب، چای گرمی تعارف کرد و با نهایت گرمی و صمیمیت، من را پذیرفت. هنگام خدا حافظی، هیچ نگفت. فقط دست های مرا به گرمی فشرد و از رنج های من کاست. گویی می گفت: « نگران نباش رفیق! این راه ناهموارتر از این حرفهاست».  بعد از آن، هر وقت از حوالی کاریز عبور می کنم، احساس می کنم که دست گرم و مهربانی، دست های مرا گرفته و می گوید: « دیدی گفتم نگران نباش، رفیق…! »

عطایی ها، طایفه معتبری در کاریز و تایباد هستند که حتی قبل از انقلاب هم تحصیل کرده و دانشگاه رفته داشتند. خود کاریزی ها هم به مروت و مردانگی شهره اند اما رجب عطایی، گل سر سبد و از کهن نخبگان این قوم است. حاجی از ورزشکاران و پهلوانان به نام آن حوالی نیز به حساب می آید. او پشت خیلی ها را به زمین زده است و البته دست خیلی ها را گرفته و از زمین بلند کرده است. خلق خوی پهلوانی و جوانمردی هنوز در او فروکش نکرده است.

حاج رجب عطایی، اکنون در میان مردم شهر کاریز، دوران پیری را با عزت و احترام تمام سپری می کند، حتما گاه بر می گردد و به عقب نگاه می کند و به همه روزها و  سالهای رفته و راههای ناهموارطی شده، لبخندی می زند و هیچ نمی گوید. لابد هر از گاهی دستی را به گرمی می فشارد و می گوید: « نگران نباش، رفیق!».

کاریز تایباد بعد از این، مهندس و پزشک و تاجر و جامعه شناس و مورخ و زمیندار و کارخانه داران زیادی را به خود خواهد دید اما بعید است نسل رجب عطایی دو باره تکرار شود؛ نسل کوشنده و پر غرور و بی نیاز. نسل بیدهایی که از بادهای ناموافق تایباد هم نمی لرزیدند

عمرت دراز حاجی

 

 

 

در باره شهر کاریز از توابع شهرستان تایباد : 

کاریز تایباد، شهری تازه تاسیس اما به لحاظ تاریخی، منطقه ای با سابقه و شناخته شده ای است و  حداقل تا دوره رضاشاه، زیربناها و تاسیسات تجاری و درمانی محکم تری از خود تایباد داشت و بسیاری از ادارات دولتی در آنجا مستقر بود.

بعد از مصادره اموال ساختمان های صولت خان هزاره در تایباد، بسیاری از مراکز دولتی به تایباد و ساختمان های مصادره شده منتقل شد و از رونق کاریز کاسته شد.

کتاب «فرهنگ جغرافیایی ایران:خراسان » نوشته کارکنان وزارت جنگ انگلستان مستقر در هندوستان بین سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۶ میلادی ( اواخر قرن 19) است که یک مقطعه تاریخی 12 ساله و بحرانی یعنی دوسال آخر حکومت ناصرالدین شاه و تمام 10 سال حکومت مظفرالدین شاه قاجار تا شروع انقلاب مشروطیت را شامل می شود

 

 

در این کتاب اهمیت استراتژیک روستای کاریز در دوره قاجاریه به درستی مورد توجه قرار گرفته و از قلعه ای مستحکم با برج و باروی بلند نام برده شده که به نوعی انبار آذوقه برای لشکر کشی قاجارها، به هرات بوده است. به همین دلیل، ضمن اشاره به مراکز نظامی، اقتصادی، درمانی و کنسولی روسها و انگلیسی ها در این روستا می نویسد:

 

🔶 «تدارکات در اینجا فراوان است و در حدود ۳۰ باب مغازه در آن وجود دارد که اجناس روسی عرضه می کنند علاوه بر این ،در اینجا، یک پایگاه بریتانیایی با سه نفر سوار متعلق به جنرال کنسولی مشهد و سرویس داک (dak) مشهد- هرات هست . در فاصله نیم مایلی شمال غرب و چسبیده و به آبادی کوچک سعدآباد، کاروانسرای وسیعی دیده می شود که توسط معاون الایاله احداث و نگهداری می‌شود  و توسط Russian Loan and Discount Bank اجاره شده و به عنوان کارخانه شستشو و بسته بندی پشم استفاده می شود که در آن در حدود ۲۰۰ نفر مشغول به کار می باشند و نیز شرکت The Russian Nadezda Company Transport در اینجا دفتر نمایندگی دارد».

 

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها