پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
گزارشی مربوط به سالهای آخر قرن 19
تایباد، کاریز، محسن آباد و ایل هزاره در گزارش های وزارت جنگ انگلستان
يكي از نكات مهم كتاب«فرهنگ جغرافيايي ايران: خراسان»، توصيف دقيقي از اوضاع تايباد، كاريز و بويژه محل استقرار ايل هزاره يعني روستاي محسن آباد است كه البته در اين گزارش، اين مناطق را تحت عنوان روستاهاي باخرز ناميده است. در اين گزارش ها، نه تنها شرايط اقليمي، جمعيت و جغرافيا بلكه ميزان اراضي زراعي و تعداد گاوها و گوسفندان مردم هم بطور دقيق درج شده است. اطلاعاتي كه همين الان هم تهيه آن به راحتي ممكن نيست!
رقابت های استعماری انگلستان و روسیه در ایران، تا اواخر قرن نوزدهم میلادی همچنان به شدت ادامه داشت. شرق ایران و خراسان منطقه نفوذ روسها به حساب می آمد و انگلیسی ها خیلی قدرت مانور و حضور آشکار و گسترده نظامی و سیاسی نداشتند. بنابراین، اوضاع این منطقه را عموما از طریق اعزام ماموران سری و یا جاسوسان محلی رصد می کردند.
کتاب «فرهنگ جغرافیایی ایران:خراسان » نوشته کارکنان وزارت جنگ انگلستان مستقر در هندوستان بین سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۶ میلادی است که یک مقطعه تاریخی 12 ساله و بحرانی یعنی دوسال آخر حکومت ناصرالدین شاه و تمام 10 سال حکومت مظفرالدین شاه قاجار تا شروع انقلاب مشروطیت را شامل می شود
این کتاب، بر اساس گزارش های پراکنده ماموران انگلیسی از خراسان و بویژه مرزهای شرقی تهیه و تدوین شده و خیلی علایق و احساسات نویسنده خاصی در آن دخیل نبوده است. ضمن اینکه، اطلاعات بسیار ریز و دقیقی از شهرهای و روستاهای این منطقه از کشور، ارائه می کند.
رویکرد اصلی این قبیل گزارش ها، عموما نظامی و امنیتی است و برخلاف آثار مستشرقین، خیلی جنبه تاریخی و تحقیقی ندارد. برای کشور انگلستان، حفظ مستعمرات هندوستان مهم بود و حساسیتش به خراسان و آسیای میانه، شاید به این دلیل بود که مناطق می توانست زمینه نفوذ و یا دسترسی کشورهای دیگر به هندوستان را فراهم آورد.
یکی از نکات مهم این کتاب، توصیف دقیقی از اوضاع بالا ولایت، میان ولایت و پایین ولایت باخرز است که در اینجا، وضعیت تایباد، کاریز و بویژه محل استقرار ایل هزاره یعنی روستای محسن آباد مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش ها، نه تنها شرایط اقلیمی، جمعیت و جغرافیا، بلکه حتی میزان اراضی زراعی و تعداد اسب ها، گاوها و گوسفندان مردم هم بطور دقیق درج شده است. اطلاعاتی که همین الان هم تهیه آن به راحتی ممکن نیست و حتی مترجم کتاب نیز اسامی برخی روستاها را حتی از روی نسخه انگلیسی، اشتباه ترجمه کرده است!
مثلا در باره تایباد با دقت توضیح می دهد که: « روستایی است در کنار مرز شرقی خراسان، واقع در پای دامنه شمالی کوه سنگ دختر، در فاصله تقریبی ۴ مایلی جنوب کاریز و ۲۰ مایلی شمال کرات. این آبادی از حدود ۷۰۰ واحد مسکونی و ۲۵۰۰ نفر جمعیت تشکیل شده که تقریباً همگی سنی اند و ۶۰۰ راس گاو، پنج هزار راس گوسفند و بز و ۱۰۰ راس اسب دارند و تولید سالیانه گندم و جو در آن، حدود ۵۸ هزار و ۵۰۰ من هندی (۲۱۷۶ تن) تخمین زده می شود…».
در این کتاب اهمیت استراتژیک روستای کاریز در دوره قاجاریه به درستی مورد توجه قرار گرفته و از قلعه ای مستحکم با برج و باروی بلند نام برده شده که به نوعی انبار آذوقه برای لشکر کشی قاجارها، به هرات بوده است. به همین دلیل، ضمن اشاره به مراکز نظامی، اقتصادی، درمانی و کنسولی روسها و انگلیسی ها در این روستا می نویسد:
«تدارکات در اینجا فراوان است و در حدود ۳۰ باب مغازه در آن وجود دارد که اجناس روسی عرضه می کنند… علاوه بر این ،در اینجا، یک پایگاه بریتانیایی با سه نفر سوار متعلق به جنرال کنسولی مشهد و سرویس داک (dak) مشهد- هرات هست . در فاصله نیم مایلی شمال غرب و چسبیده و به آبادی کوچک سعدآباد، کاروانسرای وسیعی دیده می شود که توسط معاون الایاله احداث و نگهداری میشود توسط Russian Loan and Discount Bank اجاره شده و به عنوان کارخانه شستشو و بسته بندی پشم استفاده می شود که در آن در حدود ۲۰۰ نفر مشغول به کار می باشند نیز شرکت The Russian Nadezda Company Transport در اینجا دفتر نمایندگی دارد».
گزارش وزارت جنگ انگلستان در باره روستای محسن آباد، بیشتر بر روی ایل هزاره و بویژه حکومت یوسف خان و پسرش اسماعیل خان متمرکز است و در این باره می نویسد : « بعد از آخرین محاصره هرات، فرمانده سپاه ایران، حسام السلطنه، والی خراسان در حدود ۵ هزار خانواده از هزارهها را از منطقه مرکزی ایل، واقع در هرات به خراسان کوچاند. اراضی واقع در مناطق جام و باخرز به آنان واگذار شد؛ به رئیس آنها یوسف خان لقب و حقوق سرتیپی و اجازه داشتن عده ای از سواران هزاره ( سواران غیر منظم ) اعطاء گشت…».
این گزارش همچنین تایید کننده مطالبی است که قبلا در باره «تیولداری» به عنوان یکی از شیوه های مالکیت ارضی در جام و باخرز نوشته بودم. در اینجا نیز ضمن بیان این مطلب که «شوکت الدوله رئیس تیموری ها و شجاع الملک رئیس هزاره هاست. اولی قبلا حاکم بوده اما هم اکنون دومی او را کنار زده است» تایید می کند که زمین هایی در جام و باخرز بصورت تیول در اختیار هزاره ها قرار گرفته و حتی از ناصرالدین شاه لقب «شجاع الملک» را دریافت کرده اند.
دوره تاریخی مورد بررسی این کتاب تا قبل از حکومت محمدرضاخان(پدر صولت) است اما لازم به یاد آوری است که در نهایت میان فرزندان یوسف خان، یعنی اسماعیل خان و محمدرضاخان هزاره اختلافاتی بروز کرد و اسماعیل خان به منظور پیشگیری از برادرکشی، تمام اموالش را رها کرد و به افغانستان بازگشت .
متن کامل گزارش کتاب «فرهنگ جغرافیایی ایران خراسان نوشته کارکنان وزارت جنگ انگلستان مستقر در هندوستان بین ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۶» در باره تایباد و کاریز و محسن آباد
استخراج شده توسط: ایوب محمدی
تایباد:
روستایی است در کنار مرز شرقی خراسان، واقع در پای دامنه شمالی کوه سنگ دختر، در فاصله تقریبی ۴ مایلی جنوب کاریز و ۲۰ مایلی شمال کرات.
این آبادی از حدود ۷۰۰ واحد مسکونی و ۲۵۰۰ نفر جمعیت تشکیل شده که تقریباً همگی سنی اند و ۶۰۰ راس گاو پنج هزار راس گوسفند و بز و ۱۰۰ راس اسب دارند. در اطراف این روستا ، مقادیر فراوانی کشتزار وجود دارد و تولید سالیانه گندم و جو در آن در سال های عادی (شامل دو سوم گندم و یک سوم جو ) حدود ۵۸ هزار و ۵۰۰ من هندی (۲۱۷۶ تن) تخمین زده می شود. آب آن خوب و فراوان است .یک مسجد عالی هم در این جا دیده می شود .
در یک گزارش روسی در مورد شمال شرق خراسان. هم کاریز و هم تایباد مکانهای مناسبی برای انبار تدارکات به هنگام پیشروی به هرات معرفی شدهاند . جادهای از تایباد به هرات از طریق غوریان کشیده شده که گفته می شود برای عبور وسایل نقلیه چرخدار از طریق کافر قلعه مناسب تر است.
(Oranoffsky,1894 ; Wanliss, 1903 ; Watson 1906)
کاریز:
روستایی در مرز گمرکی خراسان، در کنار جاده اصلی کاروان رو بین مشهد و هرات، که بر روی دشتی کاملاً مسطح قرار گرفته و فاصله آن از هریرود ۲۴ کیلومتر و از تربت حیدریه ۱۵۷ کیلومتر است. این آبادی در منطقه باخرز واقع شده و دارای ۱۵۰ واحد مسکونی است که نیمی از آنها در داخل قلعه و بقیه در خارج آن سکونت دارند.
قلعه در سمت غرب آبادی قرار گرفته و با بارویی گلی با ارتفاع تقریبی ۲۰ پا محصور شده است. این قلعه به شکل مربعی ساخته شده است و در هر یک از گوشه ها ،برج هایی دارد و در وسط هر ضلع، برجی دیده می شود. هر یک از اضلاع تقریباً ۱۰۰ یارد طول دارد. در فاصله ۱۴ مایلی غرب قلعه موجود ،خرابه های قلعه قدیمی دیگری واقع بر روی یک تپه مشاهده می شود. این تپه اشراف کاملی و تمام مناطق اطراف از شمال تا شرق دارد ،اما خود نیز در تحت اشراف ارتفاع پستی که در فاصله حدود نیم مایلی غرب است، قرار دارد .قناتی که آب این آبادی را تامین می کند، چسبیده به دامنه شرقی تپه است.
کاریز بدون شک به علت موقعیت اش که در کنار جاده مشهد به هرات و همچنین بین پل خاتون و سیستان واقع شده است، اهمیت استراتژیکی خاصی دارد. روسها در اینجا پست کوچکی به عنوان قرنطینه (condon)متشکل از یک پزشک و شش قزاق به فرماندهی یک نفر ستوان مستقر کرده اند.
علاوه بر این ،در اینجا،یک پایگاه بریتانیایی با سه نفر سوار متعلق به جنرال کنسولی مشهد د و سرویس داک (dak) مشهد هرات هست . در فاصله نیم مایلی شمال غرب و چسبیده و به آبادی کوچک سعدآباد، کاروانسرای وسیعی دیده می شود که توسط معاون الایاله احداث و نگهداری میشود توسط Russian Loan and Discount Bank اجاره شده و به عنوان کارخانه شستشو و بسته بندی پشم استفاده می شود که در آن در حدود ۲۰۰ نفر مشغول به کار می باشند نیز شرکت The Russian Nadezda Company Transport در اینجا دفتر نمایندگی دارد.
تدارکات در اینجا فراوان است و در حدود ۳۰ باب مغازه در آن وجود که اجناس روسی عرضه می کنند. سکنه ی آن ۸۰ رأس گاو ، ۵۰۰ راس گوسفند و بز و ۳۰ نفر شتر دارند . مقادیر فراوانی آب از ۴ دهنه کاریز فراهم می شود و اراضی عظیمی زیر کشت است . در سال های عادی، تولید متوسط گندم و جو آن در حدود ۷۱۵۰ من هندی (۲۶۵ تن ) تخمین زده می شود. در اینجا چراگاه عالی برای شتران وجود دارد، اما سوخت کم است.( C. Wanliss,1903 ; Sykes 1905 ; Watson, 1906)
محسن آباد:
روستایی است در منطقه باخرز خراسان، در فاصله ۱۱ مایلی شمال کاریز. این آبادی ملکی محمد رضا خان ،شجاع الملک، رئیس ایل هزاره های ایران و حاکم باخرز است.
جمعیت هزاره آن در حدود ۱۰۰۰ نفر است که ۱۵۰ راس گاو و هزار راس گوسفند و بز دارند. تولید عادی سالیانه گندم و جو آن ۴۰۰۰ و ۱۰۰۶ من هندی( ۱۴۹ – ۳۷ تن) تخمین زده می شود. از ۲۰ سال پیش در حدود ۵۰ نفر سرباز ایرانی با دو عراده توپ صحرایی زنگ زده و از کار افتاده در اینجا مستقر بوده است.
هزاره ها:
بعد از آخرین محاصره هرات، فرمانده سپاه ایران ،حسام السلطنه،والی خراسان در حدود ۵هزار خانواده از هزارهها را از منطقه مرکزی ایل، واقع در هرات به خراسان کوچاند.
اراضی واقع در مناطق جام و باخرز به آنان واگذار شد؛ به رئیس آنها یوسف خان لقب و حقوق سرتیپی و اجازه داشتن عده ای از سواران هزاره ( سواران غیر منظم ) اعطاء گشت.
پس از یک مدت کوتاه، عدهای در حدود ۲ هزار خانوار از آن ها به قلعه نو برگشتند و در نتیجه مقامات دولت ایران معتقد بودند که باقی ماندن مابقی خانوارها در مناطق مرزی خیلی به صلاح نزدیک نیست، بنابراین آنها را به اسفراین که برای مدت چند سالی در آن اسکان یافتند؛ انتقال دادند . آنها از اسفراین به کنه گوشه ،روستای واقع در نزدیکی مشهد کوچ کردند.
در سال ۱۸۷۷ یوسف خان به حکومت باخرز برگزیده شد. وی در آنجا آبادی محسن آباد را در مرز هرات احداث کرد و عدهای از خانوارهای ایل را در آنجا اسکان داد . پسر وی اسماعیل خان، با عدهای از خانوارهای این در کنه گوشه باقی ماندند.
یوسف خان در سال ۱۸۸۵ در گذشت و پسرش اسماعیل خان ،جانشین وی شد. امروزه تعداد هزاره ها در خراسان در حدود ۱۲۰۰ خانوار است و در مناطق کنه گوشه ، کنه بیست ، کلاته چنار، محسن آباد و مشهد و باخرز سکونت دارند. تعدادی از خانوارها در مناطق زورآباد هم سکنا دارند.
در حال حاضر ۱۸۹۸ (1276 ه.ش) اسماعیل خان، رئیس همه هزاره های سنی خراسان است و حدود ۵۲ سال سن دارد. وی در سال 1894 درجه امیر تومانی (سرلشکری) و لقب شجاع الملک را از مرحوم ناصرالدین شاه ،دریافت کرده است.
در سال ۱۸۹۶ وی مجدداً به حکومت باخرز منصوب شد که هنوز هم ( 1898) در این مقام باقی است .خود وی در مشهد سکونت دارد و برادرش، سرتیپ محمدرضا خان به جای وی نایب الحکومه است. شجاع الملک همچنین پسری به نام عبدالفایز خان، ۲۲ ساله دارد. شوکت الدوله رئیس تیموری ها و شجاع الملک رئیس هزاره هاست. اولی قبلا حاکم بودهاما هم اکنون دومی او را کنار زده است
(Stewart; Maula Bakhsh)
در صفحه جدا شده از این کتاب تعدادی از روستای باخرز ذکر شده که بعضا اشتباه ترجمه و یا تایپ شده است

