پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
چرا معدنکاری به نگاهی مبتنی بر کل زنجیره ارزش نیاز دارد؟
امروزه بسیاری از شرکتهای معدنی برای کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری، هر بخش از عملیات را بهصورت مستقل بهینهسازی میکنند، اما کارشناسان معتقدند ارزش واقعی زمانی خلق میشود که تصمیمها با نگاه به کل زنجیره ارزش اتخاذ شوند، زیرا صرفهجویی در یک بخش اگر به افزایش هزینه یا کاهش بازیابی در بخشهای پاییندستی بیانجامد میتواند سودآوری کل مجموعه را تحت تأثیر قرار دهد
احسان رنجبران-صنعت معدن در بهینهسازی عملکرد هر بخش بهصورت مستقل کارنامه موفقی دارد. واحدهای تدارکات با قدرت برای کاهش هزینههای خرید مذاکره میکنند، بخش عملیات به دنبال افزایش بهرهوری است، کارخانههای فرآوری حداکثر بازیابی را هدف قرار میدهند و واحدهای ذوب نیز بر افزایش ظرفیت تولید و پایداری فرآیند تمرکز دارند. اما به باور شرکت AECI Mining مشکل از جایی آغاز میشود که ارتباط میان این تصمیمهای جداگانه بهخوبی دیده نمیشود.
درحالیکه هر بخش تلاش میکند عملکرد خود را بهبود دهد، یکی از بزرگترین فرصتهای خلق ارزش ممکن است در درک تأثیر تصمیمهای هر بخش بر سایر حلقههای زنجیره ارزش نهفته باشد.
با افزایش فشار بر شرکتهای معدنی برای بهبود سودآوری، ارتقای عملکرد زیستمحیطی و افزایش بهرهوری داراییها، یک چالش مهم بیش از گذشته خود را نشان میدهد: تصمیمهایی که در یک بخش ارزش ایجاد میکنند، گاهی در مقیاس کل زنجیره ارزش به از بین رفتن ارزش منجر میشوند.
رانی هاگینز مدیر محصول سامانههای انفجاری در AECI Mining در این خصوص میگوید: این موضوع لزوماً ناشی از تصمیمگیری نادرست نیست، بلکه اغلب نتیجه پیچیدگی ساختارهای سازمانی است، جایی که هر متخصص وظیفه دارد بدون آنکه تصویر کاملی از پیامدهای تصمیمهایش در بخشهای پاییندستی در اختیار داشته باشد، حوزه مسئولیت خود را بهینه کند.
ممکن است یک تصمیم در بخش خرید صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند، یک تغییر عملیاتی بهرهوری را افزایش دهد یا اصلاحی در فرآیند هزینههای جاری را کاهش دهد اما تأثیر مجموع این تصمیمها بر کل سامانه معدن معمولاً تا مدتها بعد آشکار نمیشود.
آلایندههایی که در سراسر زنجیره ارزش حرکت میکنند
بررسیهای اخیر نشان داده برخی آلایندههای ناشی از فرآیند از جمله ترکیبات حاوی سرب میتوانند در نقطهای از عملیات وارد چرخه معدن شوند و سپس در سراسر زنجیره ارزش باقی بمانند.
حضور این آلایندهها میتواند بر راندمان فرآوری، میزان مصرف مواد شیمیایی، عملکرد متالورژیکی، الزامات مدیریت زیستمحیطی و در نهایت میزان بازیابی فلز اثر بگذارد.
ناتالی شاکلتون مدیر تحقیق و توسعه متالورژی معدنی در AECI Mining میگوید: تاکنون مطالعات منتشرشده بسیار اندکی درباره تأثیر سرب بر فرآیندهای متالورژیکی پاییندستی و عملکرد مواد شیمیایی انجام شده است.
هاگینز نیز توضیح میدهد: در صنعت معدن معمولاً این تصور وجود دارد که چنین آلایندههایی در جایی از فرآیند حذف خواهند شد، اما در بسیاری از موارد آثار آنها بلافاصله قابل مشاهده نیست.
به اعتقاد AECI، این گسست میان بخشهای مختلف عملیات احتمالاً در بسیاری از معادن وجود دارد. ممکن است یک معدن از وجود آلاینده در سامانه خود آگاه باشد اما نداند این ماده چگونه در مدار فرآوری جابهجا میشود، در کدام نقاط تجمع میکند و چه اثری بر عملکرد بخشهای پاییندستی میگذارد. در نتیجه زمانی که مشکلات در واحدهای فرآوری، ذوب یا پالایش آشکار میشوند، منشأ اصلی آنها دیگر در کانون بررسیها قرار ندارد.
بهینهسازی بخشی یا بهینهسازی کل زنجیره؟
این وضعیت پرسش مهمی را پیش روی مدیران معادن قرار میدهد که آیا تصمیمها بر مبنای بهینهسازی یک بخش اتخاذ میشوند یا بر اساس بهینهسازی کل زنجیره ارزش؟
تفاوت این دو رویکرد بسیار تعیینکننده است. ممکن است تصمیمی در یک واحد سازمانی صرفهجویی ایجاد کند و در همان بخش موفق ارزیابی شود، اما اگر همین تصمیم در ادامه باعث کاهش بازیابی، افزایش هزینههای فرآوری، تحمیل هزینههای بیشتر زیستمحیطی یا افت کیفیت محصول شود، معادله اقتصادی آن بهطور کامل تغییر خواهد کرد.
در واقع صرفهجویی زمانی واقعاً صرفهجویی محسوب میشود که در سراسر زنجیره ارزش معدن حفظ شود.
در برخی موارد صرفهجوییهای نسبتاً محدود در بخشهای بالادستی میتواند چندین برابر توسط زیانهای ناشی از کاهش بازیابی، افت بهرهوری یا کاهش ارزش محصول در بخشهای پاییندستی خنثی شود.
ضرورت تصمیمگیری یکپارچه
یکی از چالشهای اصلی این است که ساختارهای سنتی تصمیمگیری همواره همه ذینفعان را در فرآیند تصمیمسازی دخیل نمیکنند. بخشهای خرید، استخراج، فرآوری، متالورژی، مدیریت زیستمحیطی و ذوب، هر یک عملکرد را با شاخصها و معیارهای متفاوتی ارزیابی میکنند.
هاگینز در این زمینه میگوید: این موضوع نشان میدهد که مدیران معادن ممکن است از برخی پیامدهای پاییندستی تصمیمهای خود آگاهی کامل نداشته باشند و به همین دلیل فرصت درک اثر واقعی تصمیمها بر کل سامانه از دست برود.
آینده رقابتپذیری معدنکاری
به باور AECI، آینده رقابتپذیری صنعت معدن بیش از هر زمان دیگری به توانایی شرکتها در عبور از بهینهسازیهای بخشی و حرکت به سمت تفکر یکپارچه در کل زنجیره ارزش وابسته خواهد بود.
فناوریها، محصولات و شیوههای عملیاتی نباید صرفاً بر اساس هزینه خرید یا عملکرد کوتاهمدت ارزیابی شوند، بلکه باید سهم آنها در عملکرد کل اکوسیستم معدن سنجیده شود.
این رویکرد مستلزم نگاهی جامعتر است، نگاهی که علاوه بر مرحله اجرا، پیامدهای آن بر فرآوری، میزان بازیابی، عملکرد زیستمحیطی، ایمنی کارکنان و خلق ارزش در بلندمدت را نیز در نظر بگیرد.
به گفته شاکلتون این ارزیابی میتواند شامل شاخصهایی مانند انتخابپذیری فلوتاسیون، میزان مصرف مواد شیمیایی، پایداری واحدهای ذوب، نیازهای تعمیر و نگهداری، پیچیدگی فرآیندهای تصفیه، الزامات پایش انطباق با مقررات و عملکرد بازیابی نیز شود.
از نگاه AECI موفقترین شرکتهای معدنی آینده، آنهایی خواهند بود که پیش از اتخاذ هر تصمیم عملیاتی مهم، همواره این پرسش ساده را مطرح کنند که «این تصمیم چه اثری بر کل زنجیره ارزش خواهد داشت؟».
هندریک بوتا مدیر پرتفوی مواد منفجره و سامانههای انفجاری در AECI Mining میگوید: نگاه AECI برای حل یک مسئله فقط مربوط به یک بخش خاص نیست، بلکه کل زنجیره ارزش معدن را مدنظر قرار میدهد. در صنعت معدن بزرگترین ریسکها و در بسیاری از موارد بزرگترین فرصتها معمولاً در داخل یک بخش شکل نمیگیرند بلکه در مرز میان واحدهای مختلف ایجاد میشوند.
بوتا تأکید میکند: تجربه صنعت نشان داده است صرفهجوییهای ایجادشده در بخشهای بالادستی در برخی شرایط میتواند چندین برابر تحت تأثیر زیانهای پاییندستی قرار گیرد. بهویژه زمانی که عواملی مانند میزان بازیابی، بهرهوری فرآوری، مدیریت زیستمحیطی و ارزش نهایی محصول بهطور همزمان مورد ارزیابی قرار گیرند.
در همین باره
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات