پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟
آب؛ خط قرمز معدنکاری/ چرا بحران معدن اغلب از آب شروع میشود؟
آب در معدن فقط یک نهاده تولید نیست؛ سرمایهای عمومی و محدود است که با امنیت غذایی، سلامت مردم و پایداری اکوسیستمها پیوند دارد. تجربه شیلی، پرو و آفریقای جنوبی نشان میدهد برداشت بیضابطه، آلودگی منابع و مدیریت ضعیف باطله میتواند یک پروژه اقتصادی را به بحرانی اجتماعی و محیطزیستی تبدیل کند. در ایران نیز هیچ معدن جدیدی نباید بدون ارزیابی ظرفیت آبی منطقه، پایش مستقل و تضمین جبران خسارت مجوز بگیرد
چکامه جواهری آریا_ پرونده «محیطزیست و معدن؛ تعارض یا همزیستی؟» در دو گزارش نخست، ابعاد کلی این رابطه را بررسی کرد.
گزارش اول به این پرسش پرداخت که آیا معدن ذاتاً در تقابل با محیطزیست قرار دارد یا میتوان میان توسعه معدنی و حفاظت از طبیعت توازن ایجاد کرد.
در گزارش دوم نیز مفهوم «معدن مسئولانه» بررسی شد. آن گزارش نقش قانون، فناوری، شفافیت و حکمرانی را در کاهش تعارضهای معدنی توضیح داد.
اکنون، گزارش سوم به یکی از حساسترین ابعاد این پرونده میپردازد: آب در معدن.
در بسیاری از پروژهها، اختلاف میان صنعت، محیطزیست و جامعه محلی از همین نقطه آغاز میشود.
آب فقط یک نهاده تولید نیست. این منبع محدود با امنیت غذایی، سلامت مردم و پایداری اکوسیستمها ارتباط دارد.
همچنین، آینده توسعه مناطق به نحوه مدیریت آب وابسته است.
بنابراین، هر تصمیم معدنی با چند پرسش اصلی روبهروست:
معدن چه مقدار آب مصرف میکند؟
این آب از کجا تأمین میشود؟
خطر آلودگی منابع چقدر است؟
باطلههای معدنی چگونه مدیریت میشوند؟
شرکت در برابر خسارتهای احتمالی چه مسئولیتی دارد؟
در ادامه، تجربه شیلی، پرو و آفریقای جنوبی بررسی میشود. این تجربهها برای توسعه مسئولانه معدنکاری در ایران درسهای مهمی دارند.
چرا آب حساسترین نقطه معدن است؟
در پرونده معدن و محیطزیست، آب حساسترین موضوع است.
آب مرز اداری معدن را نمیشناسد. آلودگی نیز پشت حصار پروژه باقی نمیماند.
یک آلاینده میتواند از محدوده معدن عبور کند. سپس، وارد آبخوان یا رودخانه شود.
در ادامه، زمینهای کشاورزی و منابع دامداری درگیر میشوند. سلامت انسان نیز ممکن است آسیب ببیند.
در نهایت، یک پروژه صنعتی به مسئلهای اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود.
به همین دلیل، آب در معدن فقط موضوعی فنی نیست. این مسئله با اقتصاد، سلامت و اعتماد عمومی پیوند دارد.
مجوز معدن، مجوز استفاده از آینده آب است
در کشورهای خشک و نیمهخشک، مجوز معدن فقط اجازه برداشت ماده معدنی نیست.
چنین مجوزی عملاً بخشی از آینده آبی منطقه را در اختیار پروژه قرار میدهد.
بنابراین، میزان ذخیره تنها معیار تصمیمگیری نیست.
پرسش مهمتر این است که استخراج آن ذخیره به چه مقدار آب نیاز دارد.
همچنین، باید مشخص شود چه حجمی از آب در معرض آلودگی قرار میگیرد.
مسئول پرداخت خسارت نیز باید از ابتدا روشن باشد.
علاوه بر این، مردم نباید پس از تعطیلی معدن با چاه خشک یا رودخانه آلوده تنها بمانند.
سد باطله ناایمن نیز نباید به میراث پروژه تبدیل شود.
آب در معدن کجا مصرف میشود؟
معدنکاری مدرن تقریباً بدون آب ممکن نیست.
آب در حفاری و کنترل گردوغبار کاربرد دارد. شستوشوی سنگ نیز به آب وابسته است.
فرآیندهای خردایش و آسیاب هم از آب استفاده میکنند.
در بسیاری از معادن، جداسازی مواد معدنی بدون آب دشوار است. فلوتاسیون یکی از مهمترین نمونههاست.
انتقال باطله نیز معمولاً به آب نیاز دارد.
خنککاری تجهیزات، تثبیت خاک و احیای محیطزیست از دیگر موارد مصرف هستند.
بنابراین، آب فقط یک ابزار جانبی نیست. در بسیاری از پروژهها، بخشی از فرآیند اصلی تولید به شمار میرود.
نقش آب در فرآوری مواد معدنی
در فرآوری مس، طلا، آهن و بسیاری از مواد معدنی، آب نقش کلیدی دارد.
مواد پس از خردایش باید از یکدیگر جدا شوند. در این مرحله، آب به انتقال و جداسازی کمک میکند.
اگر معدن در منطقهای خشک قرار داشته باشد، همین نیاز میتواند تعارض ایجاد کند.
کشاورزی و دامداری نیز به منابع آب وابستهاند. آب شرب مردم منطقه هم باید تأمین شود.
در نتیجه، معدن ممکن است به رقیب دیگر مصرفکنندگان تبدیل شود.
این رقابت زمانی شدیدتر میشود که منابع آب منطقه محدود باشند.
آلودگی گاهی خطرناکتر از مصرف است
مشکل آب در معدن فقط حجم مصرف نیست.
در برخی پروژهها، آلودگی از برداشت آب خطرناکتر است.
یک معدن میتواند با بازچرخانی آب، بخشی از مصرف خود را کاهش دهد.
استفاده از آب دریا نیز در بعضی مناطق امکانپذیر است. فناوریهای خشکتر هم میتوانند فشار را کمتر کنند.
با این حال، آب آلوده بهسادگی به وضعیت اولیه بازنمیگردد.
فلزات سنگین، مواد شیمیایی و ترکیبات اسیدی میتوانند وارد آب زیرزمینی شوند.
رسوبات باطله نیز ممکن است کیفیت آب را کاهش دهند.
پاکسازی چنین آلودگیهایی دشوار، زمانبر و بسیار پرهزینه است.
سه چهره بحران آب در معدن
بحران آب در معدن معمولاً سه چهره اصلی دارد:
- کمیت
- کیفیت
- اعتماد
هر سه بخش اهمیت دارند. نادیدهگرفتن هرکدام میتواند پروژه را با بحران روبهرو کند.
چهره نخست: کمیت آب
نخستین مسئله، مقدار برداشت آب است.
معدن ممکن است از رودخانه، چاه، چشمه یا آبخوان استفاده کند.
در این شرایط، ظرفیت طبیعی منطقه باید بررسی شود.
آیا منابع آب توان پاسخگویی به نیاز معدن را دارند؟
برداشت جدید چه اثری بر آب شرب دارد؟
کشاورزی و دامداری چگونه تحت تأثیر قرار میگیرند؟
حقابه محیطزیست نیز نباید نادیده گرفته شود.
در مناطق خشک، حتی برداشت محدود میتواند تعادل شکننده آبخوان را بر هم بزند.
افت سطح آب نیز ممکن است سالها ادامه پیدا کند.
چهره دوم: کیفیت آب
دومین مسئله، موادی است که معدن وارد آب میکند.
زهآب اسیدی یکی از مهمترین خطرهاست.
فلزات سنگین نیز میتوانند کیفیت منابع را کاهش دهند.
ذرات معلق و مواد شیمیایی فرآوری، خطرهای دیگری هستند.
نشت سد باطله نیز ممکن است به آلودگی تدریجی منجر شود.
علاوه بر این، روانآبهای آلوده میتوانند از محدوده معدن خارج شوند.
در چنین شرایطی، آب از منبع زندگی به منبع خطر تبدیل میشود.
چهره سوم: اعتماد عمومی
سومین بخش بحران، اعتماد است.
گاهی مردم محلی به دادههای شرکت اعتماد ندارند.
ممکن است تصور کنند اطلاعات مربوط به آب پنهان میشود.
نبود نمونهبرداری مستقل، این نگرانی را بیشتر میکند.
همچنین، بیتوجهی به شکایتها میتواند اختلاف را تشدید کند.
اگر شرکت فقط هنگام دریافت مجوز با مردم گفتوگو کند، مشارکت واقعی شکل نمیگیرد.
در نتیجه، یک اختلاف فنی به اعتراض اجتماعی تبدیل میشود.
اعتماد با سخنرانی ساخته نمیشود. داده عمومی، پایش مستقل و پاسخگویی پایههای اصلی آن هستند.
شیلی؛ معدن مس در سرزمین تشنه
شیلی یکی از مهمترین نمونههای جهانی رابطه معدن و آب است.
این کشور از بزرگترین تولیدکنندگان مس جهان محسوب میشود.
بخش مهمی از معادن آن نیز در مناطق خشک شمال کشور قرار دارند.
بنابراین، معدنکاری از ابتدا با یک پرسش بنیادین روبهروست:
چگونه میتوان فلزی حیاتی را از سرزمینی استخراج کرد که خود با کمآبی مزمن درگیر است؟
این پرسش فقط به اقتصاد مربوط نیست. پایداری اجتماعی و محیطزیستی پروژه نیز به پاسخ آن وابسته است.
حرکت شیلی بهسوی آب دریا
شیلی در سالهای اخیر استفاده از آب دریا را افزایش داده است.
برخی معادن نیز از تأسیسات نمکزدایی استفاده میکنند.
این رویکرد میتواند فشار بر منابع آب داخلی را کاهش دهد.
با این حال، نمکزدایی راهحلی بدون هزینه نیست.
فرآیند شیرینسازی به انرژی زیادی نیاز دارد.
انتقال آب از ساحل به معادن مرتفع نیز زیرساخت گستردهای میخواهد.
همچنین، پساب شور میتواند محیطزیست دریایی را تحت تأثیر قرار دهد.
جوامع ساحلی نیز ممکن است با پیامدهای تازهای روبهرو شوند.
بنابراین، انتقال فشار از خشکی به دریا نباید راهحل کامل تلقی شود.
درس شیلی برای مدیریت آب در معدن
تجربه شیلی یک پیام روشن دارد.
معدن در عصر کمآبی نمیتواند آب را نهادهای ارزان و نامحدود بداند.
هزینه واقعی تأمین آب باید در اقتصاد پروژه محاسبه شود.
همچنین، آثار محیطزیستی هر روش تأمین آب باید بررسی شوند.
آب باید در قلب تصمیمگیری معدنی قرار گیرد.
قرار دادن این موضوع در پیوستهای فرعی، خطایی پرهزینه است.
پرو؛ آب در مرکز اعتراض اجتماعی
پرو یکی دیگر از اقتصادهای معدنی مهم جهان است.
با این حال، بخش معدن این کشور بارها با اعتراضهای محلی روبهرو شده است.
در بسیاری از این تعارضها، آب در مرکز ماجرا قرار دارد.
مردم درباره کاهش منابع آب نگرانی دارند.
آلودگی رودخانهها نیز یکی از محورهای اعتراض است.
اثر معدن بر کشاورزی اهمیت زیادی دارد.
همچنین، جوامع محلی درباره توزیع نابرابر منافع پرسش میکنند.
درآمد ملی، رضایت محلی نمیسازد
تجربه پرو نشان میدهد درآمد معدنی بهتنهایی رضایت اجتماعی ایجاد نمیکند.
ممکن است صادرات کشور افزایش پیدا کند. درآمد دولت نیز شاید بیشتر شود.
اما روستای کنار معدن واقعیت دیگری را میبیند.
اگر آب منطقه کاهش یابد، مردم احساس زیان میکنند.
آلودگی منابع نیز اعتماد عمومی را از بین میبرد.
نادیدهگرفتن صدای جامعه، بحران مشروعیت را تشدید میکند.
در چنین وضعی، هیچ رقم صادراتی نمیتواند اختلاف را حل کند.
معدن چه زمانی توسعه محسوب میشود؟
معدن زمانی توسعه ایجاد میکند که مردم محلی منافع آن را احساس کنند.
جامعه نباید فقط گردوغبار و ترافیک کامیون را ببیند.
خشکی چشمه نیز نمیتواند تنها نتیجه پروژه باشد.
گزارشهای پیچیده و غیرقابل فهم هم اعتماد ایجاد نمیکنند.
مردم باید به اطلاعات روشن دسترسی داشته باشند.
همچنین، سهم آنها از اشتغال و منافع پروژه باید مشخص باشد.
توسعه بدون مشارکت جامعه محلی، فقط استخراج است.
آفریقای جنوبی؛ میراث آبی معدن طلا
آفریقای جنوبی نمونه مهمی از میراث آبی معدن است.
معدنکاری طلا و زغالسنگ برای دههها اقتصاد این کشور را تغذیه کرد.
با این حال، یکی از پیامدهای بلندمدت آن زهآب اسیدی معدن است.
این پدیده میتواند سالها پس از پایان استخراج ادامه پیدا کند.
بنابراین، اثر معدن با تعطیلی رسمی پروژه پایان نمییابد.
زهآب اسیدی چگونه شکل میگیرد؟
برخی سنگها دارای کانیهای سولفیدی هستند.
پیریت یکی از مهمترین نمونههاست.
وقتی این مواد با آب و اکسیژن تماس پیدا کنند، واکنش شیمیایی رخ میدهد.
در نتیجه، آب اسیدی تولید میشود.
این آب میتواند فلزات را در خود حل کند.
سپس، آلودگی وارد منابع زیرزمینی یا سطحی میشود.
کنترل این فرآیند بسیار دشوار است.
تعطیلی معدن، پایان آلودگی نیست
در زمان فعالیت معدن، شرکت ممکن است آب را از تونلها پمپاژ کند.
پس از تعطیلی، این پمپاژ متوقف میشود.
در نتیجه، سطح آب در تونلها و حفرهها بالا میآید.
همین اتفاق خطر آلودگی را افزایش میدهد.
ممکن است شرکت تغییر کند یا از منطقه خارج شود.
کارگران نیز پروژه را ترک میکنند.
اما آب اسیدی همچنان تولید میشود.
در چنین شرایطی، دولت باید سالها برای پمپاژ و تصفیه هزینه کند.
درس آفریقای جنوبی
پیام آفریقای جنوبی روشن است.
آب آلوده، پایان عمر معدن را نمیشناسد.
بنابراین، برنامه تعطیلی باید پیش از آغاز استخراج طراحی شود.
هزینه تصفیه بلندمدت نیز باید در محاسبات پروژه بیاید.
شرکت نباید این مسئولیت را به آینده منتقل کند.
در غیر این صورت، دولت و جامعه هزینه را خواهند پرداخت.
سد باطله؛ محل اتصال آب و ریسک
یکی از خطرناکترین نقاط ارتباط معدن و آب، سد باطله است.
باطله معمولاً ترکیبی از آب و ذرات خردشده سنگ است.
مواد شیمیایی فرآوری نیز ممکن است در آن وجود داشته باشند.
برخی باطلهها حاوی فلزات سنگین هستند.
اگر سد بهدرستی طراحی نشود، نشت رخ میدهد.
ضعف پایش و نگهداری نیز خطر را افزایش میدهد.
در بدترین حالت، شکست سد میتواند فاجعهای گسترده ایجاد کند.
مدیریت آب در سد باطله
استانداردهای جهانی بر مدیریت دقیق آب در سد باطله تأکید دارند.
مدل تراز آب باید بخشی از طراحی باشد.
شرکت باید میزان آب ورودی و خروجی را بشناسد.
همچنین، سناریوهای بارش شدید باید بررسی شوند.
برنامه اضطراری نیز ضروری است.
سناریوی شکست باید پیش از حادثه آماده شود.
تغییر اقلیم نیز باید در محاسبات طراحی قرار گیرد.
هدف، جلوگیری از شکستهای فاجعهبار و کاهش خطر برای مردم است.
آیا مناطق خشک خطر کمتری دارند؟
گاهی تصور میشود سد باطله در مناطق خشک خطر کمتری دارد.
این برداشت همیشه درست نیست.
بارندگی کم، خطر را بهطور کامل از بین نمیبرد.
بارش ناگهانی میتواند حجم زیادی از آب وارد سازه کند.
سیلابهای فصلی نیز فشار شدیدی ایجاد میکنند.
فرسایش، زلزله و ضعف نگهداری خطرهای دیگر هستند.
بنابراین، اقلیم خشک نباید بهانه کاهش استاندارد ایمنی شود.
درس آب در معدن برای ایران
ایران با تنش شدید آبی روبهروست.
افت سطح آبخوانها در بسیاری از مناطق ادامه دارد.
فرونشست زمین نیز به بحرانی جدی تبدیل شده است.
خشکسالیهای پیدرپی، فشار را بیشتر کردهاند.
فرسایش خاک و تعارضهای محلی بر سر آب هم اهمیت دارند.
در چنین شرایطی، هر معدن جدید باید از نظر ظرفیت آبی منطقه بررسی شود.
توجیه اقتصادی بهتنهایی برای صدور مجوز کافی نیست.
پرسشهای ضروری پیش از صدور مجوز
هر معدن باید پیش از دریافت مجوز به چند پرسش پاسخ دهد:
- منبع تأمین آب چیست؟
- چه مقدار آب مصرف خواهد شد؟
- برداشت آب چه اثری بر آبخوان دارد؟
- آیا آب شرب مردم در معرض خطر قرار میگیرد؟
- پروژه با کشاورزی و دامداری تعارض دارد؟
- حقابه محیطزیست چگونه حفظ میشود؟
- کیفیت آب پیش از آغاز پروژه ثبت شده است؟
- چه نهادی پایش را انجام میدهد؟
- آیا آزمایشگاه مستقل در فرآیند حضور دارد؟
- دادهها چگونه منتشر میشوند؟
- برنامه مقابله با نشت چیست؟
- برای سیلاب و شکست سد باطله چه برنامهای وجود دارد؟
- مسئول جبران آلودگی چه کسی است؟
پاسخ این پرسشها باید پیش از آغاز استخراج روشن باشد.
ثبت خط پایه آب
پیش از فعالیت معدن، وضعیت منابع آب باید ثبت شود.
این اطلاعات بهعنوان خط پایه شناخته میشوند.
کیفیت آب زیرزمینی باید اندازهگیری شود.
حجم و سطح منابع نیز اهمیت دارند.
رودخانهها، چشمهها و چاههای اطراف باید بررسی شوند.
بدون خط پایه، تشخیص اثر واقعی معدن دشوار خواهد بود.
در صورت بروز اختلاف نیز هر طرف میتواند ادعای متفاوتی مطرح کند.
بنابراین، ثبت اولیه دادهها یک ضرورت حقوقی و فنی است.
پایش مستقل و انتشار دادهها
نمونهبرداری فقط توسط شرکت کافی نیست.
آزمایشگاه مستقل باید در فرآیند حضور داشته باشد.
نهاد ناظر نیز باید به دادهها دسترسی کامل داشته باشد.
نمایندگان جامعه محلی میتوانند در نمونهبرداری نقش داشته باشند.
نتایج نیز باید به زبان روشن منتشر شوند.
گزارشهای پیچیده و فنی برای مردم کافی نیستند.
شفافیت دادهها میتواند از شکلگیری بیاعتمادی جلوگیری کند.
هزینه واقعی آب چگونه محاسبه شود؟
قیمت اسمی آب همیشه ارزش واقعی آن را نشان نمیدهد.
در منطقه خشک، آب فقط یک نهاده تولید نیست.
این منبع برای کشاورزی، دامداری و زندگی مردم ضروری است.
همچنین، اکوسیستم منطقه به آن وابسته است.
اگر آب با قیمت پایین وارد پروژه شود، معدن در ظاهر سودآور خواهد بود.
اما بخشی از هزینه واقعی به جامعه منتقل میشود.
در چنین وضعی، پروژه از منابع عمومی و نسلهای آینده یارانه میگیرد.
بنابراین، ارزش محیطزیستی و اجتماعی آب باید در محاسبات اقتصادی دیده شود.
بازچرخانی آب
بازچرخانی میتواند مصرف آب تازه را کاهش دهد.
در این روش، بخشی از آب فرآیند دوباره استفاده میشود.
این اقدام فشار بر منابع طبیعی را کمتر میکند.
با این حال، بازچرخانی به طراحی مناسب نیاز دارد.
کیفیت آب نیز باید برای استفاده دوباره کنترل شود.
نشت و تبخیر هم باید محاسبه شوند.
بنابراین، اعلام درصد بازچرخانی بدون توضیح روش کافی نیست.
فناوریهای خشکتر
برخی فناوریها میتوانند وابستگی معدن به آب را کاهش دهند.
فرآوری خشک یکی از گزینههاست.
فیلترکردن باطله نیز ممکن است مصرف آب را کم کند.
با این حال، هر فناوری برای همه معادن مناسب نیست.
نوع ماده معدنی و شرایط زمینشناسی اهمیت دارند.
هزینه انرژی نیز باید بررسی شود.
بنابراین، انتخاب فناوری باید بر پایه ارزیابی فنی و محیطزیستی باشد.
آب دریا و نمکزدایی
استفاده از آب دریا برای برخی معادن امکانپذیر است.
این روش میتواند فشار بر آبخوانها را کاهش دهد.
با این حال، انرژی مصرفی آن بالاست.
ساخت خطوط انتقال نیز هزینه زیادی دارد.
پساب شور باید با دقت مدیریت شود.
اثر بر اکوسیستم ساحلی نیز نباید نادیده گرفته شود.
در نتیجه، آب دریا راهحل جادویی نیست؛ فقط یکی از گزینههای ممکن است.
مسئولیت شرکت معدنی
شرکت باید مصرف آب خود را شفاف اعلام کند.
همچنین، نتایج پایش کیفیت منابع باید منتشر شوند.
برنامه اضطراری نیز ضروری است.
اگر آلودگی رخ دهد، شرکت باید هزینه پاکسازی را بپردازد.
ضمانت مالی میتواند اجرای این تعهد را تضمین کند.
علاوه بر این، مسئولیت شرکت پس از تعطیلی معدن ادامه دارد.
آب آلوده با پایان قرارداد ناپدید نمیشود.
نقش دولت و نهاد ناظر
دولت نباید فقط در زمان صدور مجوز حضور داشته باشد.
نظارت باید در تمام دوره فعالیت ادامه پیدا کند.
نهاد مسئول نیز باید اختیار اجرایی داشته باشد.
در صورت بروز خطر، امکان توقف فعالیت ضروری است.
جریمهها نیز باید بازدارنده باشند.
اگر تخلف از رعایت استاندارد ارزانتر باشد، شرکت انگیزه اصلاح نخواهد داشت.
بنابراین، نظارت بدون قدرت اجرایی اثر محدودی دارد.
مشارکت جامعه محلی
مردم منطقه باید در تصمیمگیری حضور داشته باشند.
آنها مصرفکنندگان اصلی منابع محلی هستند.
همچنین، نخستین گروهی خواهند بود که آثار آلودگی را تجربه میکنند.
شرکت باید اطلاعات را به زبان قابل فهم ارائه دهد.
فرآیند ثبت شکایت نیز باید روشن باشد.
پاسخها باید در زمان مشخص ارائه شوند.
در نتیجه، مشارکت جامعه فقط یک جلسه تشریفاتی نخواهد بود.
جمعبندی گزارش سوم
آب در معدن خط قرمز توسعه معدنی است.
این منبع، زندگی را به اقتصاد متصل میکند.
معدن میتواند شغل و صادرات ایجاد کند.
همچنین، مواد اولیه صنایع را تأمین میکند.
اما اگر آب را کاهش دهد یا آلوده کند، مشروعیت خود را از دست میدهد.
تجربه شیلی نشان میدهد کشورهای معدنی زیر فشار کمآبی ناچار به تغییر روش تأمین آب هستند.
پرو ثابت میکند آب میتواند در مرکز تعارض اجتماعی قرار گیرد.
آفریقای جنوبی نیز هشدار میدهد آلودگی ممکن است دههها پس از پایان استخراج ادامه پیدا کند.
برای ایران، ارزیابی ظرفیت آبی باید پیش از صدور مجوز انجام شود.
خط پایه منابع باید ثبت شود.
همچنین، پایش مستقل و انتشار عمومی دادهها ضروری است.
شرکت باید هزینه واقعی مصرف و آلودگی آب را بپردازد.
برنامه اضطراری و ضمانت مالی نیز اهمیت دارند.
معدن بدون آب ممکن نیست.
اما معدن بدون احترام به آب، توسعه محسوب نمیشود.
همین مرز است که ضرورت اقتصادی را از زخم باز طبیعت جدا میکند.