پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
چه پرویز قشنگ و نازنینی! ؛ به بهانه انتشار تصاویر جدید از پرویز ثابتی معاون ساواک بعد از 44 سال
پرویز ثابتی معاون و همه کاره سازمان امنیت حکومت محمدرضا شاه پهلوی در سالهای منتهی به سقوط بود. بعد از فرار از کشور در آبان 57 تا کنون هیچ تصویری از او منتشر نشده بود تا اینکه در چند روز اخیر دخترش پردیس ثابتی در خارج از کشور از او تصاویر در جمع اپوزیسیون جمهوری اسلامی منتشر کرد که جنجالی شد و حتی سخنگوی وزیر خارجه ایران نیز در این باره به اظهار نظر پرداخت. به همین مناسبت بد نیست نگاهی کنیم به زندگی و سوابق پرویز ثابتی
↙️به بهانه انتشار تصاویر جدید از پرویز ثابتی (معاون ساواک) بعد از 44 سال زندگی مخفیانه
✍️ قاسم خرمی
🔰 در میان حوادث عجیب سیاسی در چند روز اخیر و حتی در چندماه گذشته، هیچ چیزی برای من قابل تامل تر از انتشار عکس پرویز ثابتی مدیرکل امنیت داخلی و یا در حقیقت معاون ساواک، در جمع اپوزیسیون جمهوری اسلامی در آمریکا نیست
🔰 او بعد از 44 سال زندگی مخفیانه، اکنون در سن 86 سالگی با خونسردی و خرسندی در میان کسانی حاضر شده است که دست کم در ظاهر، علیه سرکوب و دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام شعار می دهند و خواستار آزادی و مدارا و رعایت حقوق بشر در حق مردم ایران هستند
🔰 در میان جمعیتی که در اطراف ثابتی حلقه زده اند، (خاصه گروههای چپ مارکسیستی) از آنهایی که بیش از 50 سال سن دارند و سری در سیاست یک دهه اخیر حکومت پهلوی داشتند، کمتر کسی است که زخمی و یا نیشی از ساواک مخوف دوران زعامت ثابتی در بدن نداشته باشد اما اکنون چهار دهه بعد از آن سالها، ثابتی را که « الهه تباهی» می نامیدند، همچون همرزمی امین در جبهه آزادی خواهی خود پذیرفته و دم بر نمی آورند! چه پرویز نازنینی! چه مبارزین بخشنده ای!
🔰 زمانی بود که نام پرویز ثابتی لرزه بر اندام هر جنبنده سیاسی در ایران دهه 50 می انداخت. همه کاره ی ساواک بود و در دستگیری و شکنجه و اعدام مخالفین حکومت، هیچ چیز اراده او را محدود نمی کرد. حتی در میان مقامات حکومت هم با وزیر و وکیل فالوده نمی خورد و در چشم به هم زدنی می توانست، با یک پرونده سازی ساده، هر صاحب منصبی را به سقوط و دریوزگی بکشاند
🔰 پرویز ثابتی از روسای ساواک امثال نصیری و مقدم حساب نمی برد و حتی عباس هویدا نخست وزیر وقت هم از او بیم داشت. قدرتی مافیایی ثابتی تا جایی پیش رفته بود که تلفن های خصوصی شاه را هم شنود می کرد. گفتگوی تلفنی شاه با علی امینی در سال آخر حکومت که اخیر منتشر شده است، کار ثابتی بود. حتی کاسه صبر اشرف پهلوی را هم لبریز کرده بود تا جایی که به او گفته بود: « ثابتی! برای تو ظاهرا زدن و کشتن مثل آب خوردن است!».
🔰 ثابتی حقوقدان و تئوریسین امنیتی حکومت هم بود بطوریکه در روزهای طوفانی قبل از سقوط شاه، همچنان اعتقاد داشت که با دستگیری و نابودی ۱۵۰۰ نفر از فعالان سیاسی، این بحران فروکش می کند. هرچند در همان روزها نیز در تدارک فروش اموال و انتقال خانواده اش به خارج بود! تنها مقام ارشد حکومتی بود که در اوج بحران و انقلاب، منزل گرانقیمتش را نقد فروخت و با نام مستعار عالیخانی از فرودگاه تهران پرواز کرد و دیگر هیچ کس او را ندید
🔰 من اکنون روی سخنم با پرویز ثابتی نیست، ثابتی البته از گذشته اش پشیمان نیست و اگرچه یکی از عوامل سقوط شاه بود اما خودش را همچنان مدافع امنیت و مخالفان شاه ( حتی همان اپوزیسیونی که دور او را گرفته اند) را خرابکار و تروریست می داند، با این حال، امثال پرویز ثابتی و رضا پهلوی را ( دست کم در مقایسه با سایر اپوزیسیون طالب قدرت و حکومت) به این دلیل کم خطر تر می دانم که حداقل از تاریخ یک درس بزرگ گرفته اند ولو اینکه به زبان نیاورند؛ آموخته اند که با ساواکی گری و سفاکی گری و زدن و بستن، نمی توان بر جامعه ایران حکومت کرد؛ چون نتوانستند حکومت کنند
🔰 روی سخن من با کسانی است در همین حکومت که از همان ثابتی بی رحم زخم ها خورده اند اما با رفتار و کردار خود شرایطی را فراهم کرده اند که اکنون ثابتی و ثابتی های شرمسار و فراری، ظفرمندانه از پناهگاهها خود خارج می شوند و پوزخند می زنند و نغمه آزادی می سرایند! هراس من اما از مردمی است که تاریخ نمی خوانند!
🔻 داستان زندگی و عملکرد امنیتی پرویز ثابتی را در زیر بخوانید
پرویز ثابتی در سال 1315 در شهرستان سنکسر سمنان متولد شد و بعد از طی تحصیلات دوره متوسطه در دبیرستان زرتشتی «فیروز بهرام» تهران، در سال 1334 وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در رشته قضایی، لیسانس گرفت.
سپس با معرفی یکی از بستگانش در سال 1337 به عنوان تحلیلگر و یا بولتن نویس سیاسی به استخدام سازمان اطلاعات و امنیت کشور و یا «ساواک» در آمد که دوسال قبل، توسط سپهبد تیمور بختیار تاسیس شده بود تا فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی را از فعالیت نظامی تحت امر ارتش و شهربانی، تفکیک و متمایز نماید. روسای ساواک طی 22 سال فعالیت این سازمان عبارت بودند از :
سرلشکر تیمور بختیار (فروردین ۱۳۳۶–۲۴ اسفند ۱۳۳۹)
سرتیپ حسن پاکروان (۲۴ اسفند ۱۳۳۹ – بهمن ۱۳۴۳)
سپهبد نعمتالله نصیری (بهمن ۱۳۴۳–۱۷ خرداد ۱۳۵۷)
سپهبد ناصر مقدم (خرداد ۱۳۵۷–۱۷ بهمن ۱۳۵۷)
ساواک که با هدف کنترل فعالیت های امنیت داخلی و خارجی و بطور مشخص کنترل مخالفین حکومت و فعالیت های جاسوسی زیر نظر نخست وزیری تاسیس شده بود، دارای 8 اداره کل بود که در محور آن «اداره کل سوم» قرار داشت و در واقع همه فعالیت های منتقدین و مخالفین حکومت پهلوی در داخل و خارج از مرزها را بر عهده داشت.
کارهای همه کاره ساواک
در باره دستگیری ها، شکنجه ها و حتی قتل های سری ساواک آمارها و حرف حدیث های زیادی وجود دارد اما حداقل بر اساس خاطرات زندانیان سیاسی سابق و بویژه گزارش سازمان های حقوق بشری از زندانهای حکومت در دهه 1350، همزمان با شکل گیری جنبش های مسلحانه توسط گروههای مخالف رژیم، رفتار سرکوبگرایانه ساواک به شدت افزایش یافته و موارد مستند زیادی از اعدام رسمی، قتل با صحنه سازی قبلی و مرگ زیر شکنجه به ثبت رسیده است.
عمده این اتفاقات مرگ بار، زیر نظر اداره کل سوم اتفاق افتاده بود، یعنی همان جایی که پرویز ثابتی حدود 20 سال در آن مشغول به فعالیت و در سالهای آخر رژیم، رئیس پر قدرت آن بود. پرویز ثابتی در سال ۱۳۴۵ به ریاست اداره یکم از اداره کل سوم رسید، سال ۱۳۴۹ معاون دوم اداره کل سوم بود و سال ۱۳۵۲ مسئول اول اداره کل سوم ساواک موسوم به امنیت داخلی شد و زندان «کمیته مشترک ضد خرابکاری» زیر کنترل مستقیم او قرار گرفت. کمیته مشترک در واقع ترکیبی از چند نهاد نظامی و امنیتی بود که برای هماهنگی در سرکوب مخالفین ایجاد شده بود.
به این ترتیب، پرویز ثابتی که به عنوان یک دانشجوی شهرستانی در رشته حقوق دانشگاه تهران تحصیل می کرد تا مدافع حقوق قانونی مردم در مقابل قدرت باشد، تبدیل به برنده ترین شمشیر علیه حقوق قانونی و سیاسی شهروندان ایرانی شد و ساواک را به جهنمی ترین سازمان امنیتی و عامل بی اعتباری حکومت پهلوی مبدل کرد.
ثابتی در سالهای آخر عمر رژیم پهلوی به خاطر دوستی خاصی که با عباس هویدا( نخست وزیر) داشت، حتی به روسای ساواک هم پاسخگو نبود. او ادعا کرده است که هیچ وقت با شاه دیدار حضوری نداشته است اما از طریق هویدا و نیز فرح دیبا، اخبار خاص امنیتی کشور را به گوش شاه می رساند و بر ذهنیت و تصمیمات او تاثیر می گذاشت.

روزهای سقوط و سرگردانی
با روی کار آمدن ناصر مقدم به عنوان رئیس ساواک، پرویز ثابتی موقعیتش تضعیف و نهایتا برکنار شد و در نهم آبان سال ۱۳۵۷ با نام مستعار عالیخانی از طریق فرودگاه بینالمللی مهرآباد تهران، از کشور خارج و بعد از انگلستان، وارد آمریکا شد. او هم اکنون به همراه همسر و دو فرزندش در آمریکا زندگی می کند و درگیر فعالیت های تجاری است.
ثابتی بعد خروج از کشور حدود 30 سالی سکوت کرد تا اینکه در سال 1391 مجموعه گفتگوهای انجام شده او با «عرفان قانعی فرد» تحت عنوان «در دامگه حادثه» منتشر شد انتشار این کتاب ، با واکنش های زیادی مواجه شد و بسیاری از ادعاهای پرویز ثابتی بویژه اینکه: « در ساواک شکنجه ممنوع بود» ! زیر سوال رفت و در غیاب روسای ساواک، راستی آزمایی سخنان ثابتی اساسا ممکن نبود. اما با همه اینها به حرف آمدن ثابتی بعد سه دهه سکوت، اقدام قابل توجهی بود و خواسته و ناخواسته اطلاعات موثری از ساختار امنیتی رژیم برای مخاطبان ارائه کرد. معرفی و نقد این کتاب را به فرصت دیگری وا می نهیم.

و اما شخصیت و رفتار پرویز ثابتی، حقیقتا نیازمند واکاوی و بررسی روانشناسانه است. آنچه مسلم است او انسان با هوش و با مطالعه ای بود اما چه عواملی او را که هیچ علقه دینی و مذهبی نیز نداشت، به سمت این سفاکی و بی رحمی کشاند؟
ثابتی بهایی بود اما خود او، خودش را بی اعتقاد به همه ادیان و مذاهب و وطن پرست می نامد و قساوت های دورانی که در ساواک بود را به پای حفاظت از ایران می گذارد، که البته ادعای باطلی است. این همه بی رحمی باید ریشه در معجونی از جنون، جاه طلبی و عشق به تحقیر دیگران داشته باشد.
ثابتی لذت می برد وقتی زندانی دست بسته و بی پناهی را در مقابل خود می دید و در نقش الهه تباهی، هر طور که دوست داشت با او رفتار می کرد. تا جایی که حتی اشرف پهلوی هم به او گفته بود که برای تو زدن و کشتن مثل آب خوردن است.
ثابتی فکر می کرد که سیستم« بی داد» همیشه بر بنیاد است. او را به خاطر مسئولیت های امنیتی اش هیچ کس سرزنش نمی کند بلکه به خاطر آن تندروی ها و بزن و بگیرهایی مورد سرزنش است که حتی شاه را هم به این نتیجه رساند که امنیت کشور با انحلال ساواک بهتر تامین می شود اما دیگر خیلی دیر شده بود…ثابتی شاه را بیچاره کرد

در همین باره
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات