پیوند‌های مرتبط

photo_2018-12-13_12-07-26

شرکت ها و تشکل های منتخب

معرفی فعالیت ها و خدمات انجمن حامی

مقبره-سيف-الدين-باخرزي-3-1
نویسنده

کارخانه دار

کمالات سیف الدین باخرزی: گر دست دهد به جز نکویی نکنم

 شرح نظام‌الدّين اوليا در كتاب «فوائدالفواد» در باره نحوه برخورد شيخ سيف الدين باخرز با دشمنش


”سخن در اخلاق درویشان افتاد و معامله ایشان با اهل خصومت, فرمود که بادشاهی بود که او را تارانی می‌گفتند مگر او را به غوغایی بکشتند و این تارانی را با شیخ_سیف_‌الدّین_باخرزی. رحمه الله علیه محبتی عظیم بود

بعد از آنکه او کُشته شد دیگری را بادشاه کردند. این بادشاه که به جای پیشینه نشسته بود منجمی ساعی با او مقرّب شد و آن ساعی با شیخ سیف‌الدّین خصومت داشت.

چون ساعی را در محل سخنی شد با بادشاه گفت اگر می‌خواهی که ملک بر تو مقرّر باشد، شیخ سیف‌الدّین را از میان برگیر که همه تبدیل و تحویل ملک‌ها از و می‌شود.

بعد از استماع این کلمات بادشاه همان ساعی را گفت که هم تو برو و هرگونه که دانی شیخ را بیار, ساعی برفت و شیخ سیف‌الدّین را پیش بُرد. مگر بی‌ادبانه بُرد و دستار در گردن کرده پا به استخفافِ دیگر, الغرض چون شیخ_سیف_‌الدّین. رحمه الله علیه در آمد همین که نظر بادشاه بر او افتاد تا او را چه نمودند در حال از تخت فرودآمد و با معذرت بسیار دست و پای شیخ را بوسیدن گرفت. اسپ و خدمتی دیگر بسیار پیش‌آورد و عذرها خواست و گفت من هم‌چنان آوردن نگفته بودم.فی الجمله شیخ از پیش پادشاه بازگشت و به خانه آمد.

دوّم روز آن بادشاه آن ساعی را دست و پا بسته به خدمت شیخ فرستاد و گفت من حکم کرده‌ام که این ساعی کشتنی است اکنون او را بر تو فرستاده‌ام هر نوع که ترا خوش آید بکُش. شیخ چون ساعی را بدید در حال دست و پای او باز کرد و جامه‌ای که خود پوشیده بود او را پوشانید و گفت امروز برابر من در تذکیر بیا. آن روز دوشنبه, به وعده تذکیر شیخ در مسجد درآمد و این ساعی را برابر خود آورد. آنگاه بالای منبر رفت و این بیت گفت:

آنانکه به جای من بدیها کردند
گر دست دهد به جز نکویی نکنم

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها