عكس قرارداد ايران و چين
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

قصه یک عکس تاریخی ؛ آنکه که هنگام امضای « قرارداد» گریه می کند، حکایت ماست !

راستش را بخواهيد ما در باره توافق نامه اي كه يك سطرش، رسما اعلام نشده است فعلا نقد و نظري نداريم اما از چين كه گونه رشديافته از سرمايه سالاري دولتي و فاقد مسئوليت اجتماعي است، مي ترسيم. به رسانه هاي رسمي خودمان هم متاسفانه اعتماد نداريم. تجربه هاي تلخ تاريخي هم از اين نوع توافقات سر بسته داريم. شما جاي ما باشيد نگران نمي شويد؟

 

سرخپوستان آمریکا، چندین سال جنگیدند تا مانع از تصرف اراضی اجدادی خود توسط مهاجران سفید پوست اروپایی شوند. دست آخر کم آوردند و تسلیم شدند و عقب نشینی کردند.

 

دولت مرکزی آمریکا که کشتن و تصرف کردن را، دیگر به مصلحت نمی دانست، در یک مقطعی تصمیم گرفت از راه دیپلماسی وارد شود. اعلام کرد بیاید با زبان خوش و طی توفقنامه ای، زمین هایتان را تحویل دهید. چون  این کاری که ما می کنیم دیگر اسمش غارت نیست؛ می خواهیم برای شما جاده و سد بسازیم و معادن شما را فعال کنیم. آنروزها، هنوز «خام فروشی» و « خام خَری» باب نبود و از جنس «بنجل» چینی هم خبری نبود!

 

رئیس قبایل بومیان آمریکا را مجبور کردند کت و شلوار بپوشد و برای امضای قرار داد فروش اراضی به دولت مرکزی، آماده شود. او همانطور که در عکس می بینید، درطول زمان امضای قرار داد، در حال گریه کردن بود. چرا که می دانست دقیقا و نقدا چه چیزی را از دست می دهد اما مطمئن نبود، چه چیزی را به دست خواهند آورد.

 

 سرخ پوست بینوا، در موضع ضعف بود. قول و رویای ساخت جاده و سد را می گذاشت کنار رفتارهای سابق سفید پوستان و هر طور حساب می کرد، دلش به این کار گواهی نمی داد اما چاره ای هم نداشت. ضمنا می دانست که اگر روزی آن دولت قدرتمند تصمیم بگیرد، پول زمین ها را هم نمی دهد، دستش به جایی بند نیست

 

این عکس حکایت  امروز ماست

 

حالا، حکایت این عکس، حکایت همین توافق ایران و چین است. روی کاغذ آمده است که چین قرار است جاده و کارخانه و پالایشگاه بسازد و حتی میراث فرهنگی و یا «قبر اموات» ما را هم مرمت کند و لابد بصورت پیمانکاری، فاتحه بخواند. حتی در محافل سیاسی و بین المللی هم از مواضع ( بعضا رمانتیک) ما حمایت کند.

 

حالاوقتی این رویا ها و قول ها را می گذاریم کنار رفتارهای سابق چین در مجامع بین المللی در طول چهل سال گذشته و نیز رفتارهایی که این کشور خونسرد و بی رگ با شهروندان مسلمانان کشور خودش می کند، حال همان سرخپوست گریان را پیدا می کنیم. اگر چین با این قدرت و کثرت ( که پیشاپیش به آن لقب ابرقدرت آینده  نیز پیشکش کرده ایم!) طلبکارانه بر ما مسلط شود، حساب ما با کرام الکاتبین است!

 

همکاری و توافق سیاسی و تجاری با چین و ایضا اروپا و آمریکا و آفریقا و دیگر دول جهان، از بدیهیات نظام و اقتصاد بین الملل امروزاست. اما شما اکنون همه کشورهای جهان را کنار زده اید  تا به نمایندگی از ما، با یک دولت  تازه به دوران رسیده ای که از قضا به هیچ کدام از موازین اخلاقی، دموکراتیک و حقوق بشری پایبندی ندارد، توافقنامه 25 ساله امضاء کنید. آنهم با این تصور، که علی الحساب آنرا در چشم غرب فروکنید. چشم غرب کور باد اما بالاخره تکلیف ما  مردم« آزاده» و « همیشه در صحنه» چه می شود؟

 

طبق این توافق، چین قرار است450 میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری کند. این پول کمی نیست البته برای ما که 8 ساله 800 میلیارد دلار در آمد نفتی را معجزه وار به باد داده ایم، شاید این مبلغی نباشد اما برای چینی ها که از آب کره می گیرند، این پول را به خاطر خال لب و چشم و ابروی کسی پرداخت نمی کنند. سرمایه گذاری خارجی قاعده و  آدابی دارد، بفرمایید که چین در قبال این حجم از سرمایه گذاری، دقیقا از ما چه می خواهد؟

 

ما چهل سال است که انواع تهدید و تحریم و فشار سیاسی و اقتصادی را تحمل کرده ایم  که به قول شما « استقلال مان» را بدست آوریم. به این استقلال هم که البته میراث جانفشانی کسان دیگری است، افتخار می کنیم اما اکنون، استقلال خودمان که هیچ، ما داریم آینده فرزندانمان را هم پیش فروش می کنیم. شما را به حرمت همان «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» و به میمنت عدد 25 سال همکاری راهبردی با چین، لااقل 25 جمله در باره این توافق نامه مهم به مردم خودتان توضیح بدهید ! شاید ما هم مثل شما، ته دلمان قرص محکم شد.

 

این پرسش ها را به حساب غزتمندی و میهن دوستی مردم ایران بگذارید و آنرا تعبیر به کارشکنی و همسویی با آمریکا و اسرائیل و سعودی و «بی بی سی» و «من و تو» و دشمنی «تو و من» نکنید که حال عالم و آدم از این استدلالهای نخ نما به هم می خورد و زبانم لال فکر می کنند که لابد ریگی در کفش ماست!    

 

مردم نگرانند به آنها حق بدهید

 

راستش را بخواهید ما در باره توافق نامه ای که یک سطرش، رسما اعلام نشده است فعلا نقد و نظری نداریم اما از چین که گونه رشدیافته از سرمایه سالاری دولتی و فاقد مسئولیت اجتماعی است، می ترسیم. به رسانه های رسمی خودمان هم متاسفانهاعتماد نداریم. تجربه های تلخ تاریخی هم از این گونه توافقنامه  های خارجی داریم

 

 زمانی که قرارداد رویتر امضاء شد و برای 70 سال امتیاز بهره برداری از همه معادن و راهها و قنوات و مزارع ایران به یک انگلیسی واگذار شد، همه ارکان حکومت یکصدا از مزای این توافق حرف می زدند. حتی ناصرالدین شاه اعلام کرد که « که اگر این قرارداد خوب انجام شود خدماتی صورت خواهد گرفت که مافوق ندارد» (1) اما از فردای روزی که متن این قرار داد منتشر شد، دهان همه باز ماند. تا جائیکه حتی لرد کرزن دیپلمات برجسته دولت استعمارگر انگلیس که هیچ تعهدی به منافع ایران نداشت نیز  اعلام کرد: « در هیچ مستعمره ای تا کنون چنین امتیازی به کسی داده نشده است …!»

 

 بگذریم که لغو آن قرار داد هم امتیازی برای مردم ایران در بر نداشت و از سوی دولت مردد قاجار چاره ای برای استفاده از این منابع طبیعی، به عمل نیامد.  اما مشخص شد که به رغم آن همه تعریف ها و تمجیدها، در پس آن قرار داد، سیاستی جز شتیل گیری و حق حساب ستانی در میان نبوده است.

 

مقصود البته مقایسه شرایط فعلی با دوره قاجاریه نیست. هر چند تنها حسن آن زمان این بود که در رقابت های استعماری روسیه و انگلیس، محتوای هیچ توافقی از چشم آنها دور می ماند و زودتر از نیروهای داخلی آگاه می شدند و  به عواقب آن هشدا ر می دادند

اما در همکاری با چین ( اگر منافع اعلام نشده ای هم در آن باشد)  چنانچه  اعتماد و همراهی ملی را جلب نکنید، پیشبرد چنین توافقی با این حجم از تعهدات ، در ایران کار راحتی نخواهد بود. چین کمونیست الگوی مناسبی از حکمرانی در تعامل ملت و دولت  و الگو گیری برای کشوری مثل ایران نیست. 

 

 


 

1-فرهاد معتمد، محمود (1325). سپهسالار اعظم (تاریخ سیاسی دوره صدارت میرزاحسین خان مشیرالدوله). تهران : شرکت نسبی علی اکبر علمی  1325: صفحه 157).

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها