كانال بامهاي كاهگلي باخرز
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

مسائل توسعه در جام، تایباد، باخرز و صالح آباد ؛ از کجا باید شروع کرد؟

در مجموع، اگر پرسش اين باشد كه براي توسعه محلي در منطقه تايباد، باخرز، صالح آباد و تربت جام از كجا بايد شروع كرد؟ پاسخ من اين است كه ابتدا بايد شيوه حرف زدن، گفتگو و طرح نظرخود و نقد نظر ديگران را تمرين كنيم. ما بايد در باره مسائل توسعه منطقه به يك «تفاهم جمعي و بين الاذهاني » برسيم. چون توسعه يك بعد مادي و عيني دارد و يك بعد ذهني. يعني اگر در عالم واقع صدها كار مفيد انجام شود اما ذهنيت مردم اين باشد كه كاري انجام نشده و نمي شود، آن جامعه توسعه يافته تلقي نمي شود.

همه مباحثی که ما در خصوص فرهنگ، جغرافیا، اقلیم، تاریخ و احولات امروز و دیروز جامعه و مردم تربت جام، تایباد، صالح آباد و باخرز مطرح می کنیم در نهایت باید به توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این مناطق منجر شود؛ وگرنه، واگویی و شرح دردها و رنجهای تاریخی و امروزی، اگر منجر به تغییر ذهنیت و حرکتی در میان مردم و علی الخصوص نخبگان محلی نشود، دردی را دوا نمی کند.

البته توسعه به مانند مسکنی آرام بخش و یا  جریان برق نیست که با فشردن یک دکمه، به یکباره تاریکی پیرامون ما، به نور و روشنایی مبدل شود. بلکه فرایند گام به گام و کاملا تدریجی است ؛ اما اولین گام و البته «گام درست» باید بالاخره روزی و از جایی برداشته شود. گام درست از این بابت که باید حرکات و اقداماتِ مطالعه شده و همسو صورت پذیرد وگرنه مجموعه کارهای حساب نشده و پراکنده،  لزوما به توسعه منجر نمی شود.

نقدهای ما به عملکرد مقامات حکومتی و مسئولین محلی اعم از نمایندگان مجلس، فرمانداران، بخشداران و دیگر ادارات و نهادهای دولتی و حاکمیتی به جای خود، اما انصاف طی این چهل سال گذشته، اقداماتی هم در منطقه ما، انجام شده است که حالا برخی به چشم می آیند اما در حد انتظار نیست و برخی هم از دیده ها پنهان است و قابل ارزیابی و قضاوت نیست. شاید برخی از مقامات و صاحب منصبان نیز  اساسا  لازم نمی دانند که در باره عملکرد خودشان به رسانه های محلی و یا مردم توضیح بدهند. یعنی حشمت و قدرت و ایضا بقاء و زوال آنها، خیلی به کارنامه کاری آنها بستگی ندارد. که این هم البته مشکلی مربوط به آنها و ماست.

مشکل ماست به این دلیل که سوال کردن و به چالش کشیدن مسئولین، نیازمند فرهنگ، نگرش و رفتاری است که متاسفانه هنوز در منطقه ما پا نگرفته و مستقر نشده است. از مردم عادی شاید خیلی انتظاری نیست اما در سطح نخبگان محلی هم، پرداختن به مسائل محلی اعم از سوال کردن و توضیح خواستن و مطالبه گری، خیلی باب نشده و شاید هم اصلا دغدغه آنها نباشد.

برخی از ما، ( بی توجه به واقعیت های موجود) هنوز هم به دنبال حکومتی مطلوب و آرمانی هستیم. مسئولین محلی را از جنس خودمان نمی دانیم و ورود به مسائل محلی را کسر شان و تقلیل مباحث اصلی به مباحث خرد و پیش پا افتاده می دانیم. در نتیجه در همه مسائلی جهانی صاحبنظریم به جز آنچه با شهر، روستا، محله و خیابان محل زندگی ما مربوط است!

عده ای از ما هم، هنوز با خوش باوری، مسئولین دولتی و حکومتی را، با اصل انقلاب و  نظام یکسان تلقی می کنیم و هر گونه نقد به عملکرد آنها را،  سبب تضعیف نظام می دانیم. در حالیکه بعد از افشای اختلاس های کلان و حیرت آور، تقریبا  همه می دانیم که هیچکس به اندازه مسئولین بی لیاقت و ناکارآمد و فاسد، به حیثیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ضربه نزده است.

برخی دیگر از نخبگان محلی هم،  هنوز از فضای رقابت های سیاسی و انتخاباتی چه در سطح مجلس یا ریاست جمهوری خارج نشده اند و اصطلاحا « انتخابات از آنها خارج شده است اما آنها از انتخابات خارج نشده اند…»! بنابراین از انتخابات که باید یک «گردونه» ملی و دموکراتیک باشد، «گردنه» انتقام گیری و تسویه حساب های سیاسی و قومی و مذهبی و حتی خرده حساب های شخصی ساخته اند. از نظر اینها، کل حیات سیاسی منطقه ما تقسیم می شود به «بعد از انتخاباتی که گذشت و قبل از انتخابانی که در راه است! ». در نتیجه تمام نیرویی که باید صرف  توسعه و عمران و شود صرف جدل و جدال شده است

در مجموع، اگر پرسش این باشد که برای توسعه محلی در منطقه تایباد، باخرز، صالح آباد و تربت جام از کجا باید شروع کرد؟ پاسخ من این است که ابتدا باید شیوه حرف زدن، گفتگو و طرح نظرخود و نقد نظر دیگران را تمرین کنیم. ما باید در باره مسائل توسعه منطقه به یک «تفاهم جمعی و بین الاذهانی » برسیم. چون توسعه یک بعد مادی و عینی دارد و یک بعد ذهنی. یعنی اگر در عالم واقع صدها کار مفید انجام شود اما ذهنیت مردم این باشد که کاری انجام نشده و نمی شود، آن جامعه توسعه یافته تلقی نمی شود.

جای دوری نرویم و از همین فضای مجازی شروع کنیم. به برکت رشد شبکه های اجتماعی، اکنون در سراسر کشور هزاران کسب و کار اینترنتی و هزاران گروه و کانال تخصصی شکل گرفته است و مردم با عقاید مختلف با یکدیگر در حال گفتگو و مفاهمه هستند

 ما از این فضا برای توسعه محلی چه استفاده ای کرده ایم؟ خرسندم از اینکه می بینم در گروههای تلگرامی یک روستای دور افتاده باخرز شدید ترین حملات به رئیس جمهور وقت صورت می گیرد اما ناراحتم که خارج از دولت، جرات انتقاد از کارمند یک نهاد حاکمیتی وجود ندارد! این یعنی اینکه یک جای کار می لنگد و« روح توسعه » در این منطقه دمیده نشده است

این بحث ادامه دارد

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها