پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
قوی سیاه رویدادهایی که انتظارش را نداریم
در این کتاب منظور از قوی سفید هر رویداد عادی است که در اطراف ما اتفاق میافتد و قوی سیاه همان رویدادهایی هستند که ما انتظار اتفاق افتادنشان را نداریم. قوی سیاه در این کتاب سه ویژگی دارد: هر اتفاقی که غیرمنتظره است، پیامدی سنگین دارد، پس از وقوع قابل پیشبینی به نظر میرسد ولی پیش از وقوع قابل پیشبینی نیست. بحث اصلی این کتاب مربوط است به نابینایی ما در برابر پدیدههای بختی
قوی سیاه کتابی تأثیرگذار است که بر تفکر در مورد ریسک، عدم قطعیت و شانس در طیف گستردهای از رشتهها، از جمله امور مالی، اقتصاد، علوم سیاسی و فلسفه، تأثیر گذاشته است. این کتاب به عنوان یکی از مهمترین کتابهای قرن بیست و یکم شناخته شده و به زبانهای متعددی ترجمه شده است.
اندیشه ورزی پیرامون ریسک چیست
قوی سیاه کتابی پرفروش و تحسینشده از نسیم نیکلاس طالب، نویسنده و ریاضیدان لبنانی-آمریکایی، است که در سال 2007 منتشر شد. این کتاب به بررسی پدیدههایی با احتمال وقوع کم اما با پیامدهای بسیار بزرگ میپردازد که به آنها رویدادهای قوی سیاه گفته میشود. طالب در این کتاب استدلال میکند که جهان به طور ذاتی غیرقابل پیشبینی است و مدلهای آماری سنتی که بر پایه توزیعهای نرمال بنا شدهاند، برای درک رویدادهای قوی سیاه ناکارآمد هستند. او همچنین به نقد روشهای رایج مدیریت ریسک میپردازد و راهکارهایی برای مقاومت در برابر رویدادهای قوی سیاه ارائه میدهد.
ایدههای کلیدی کتاب قوی سیاه
رویدادهای قوی سیاه: رویدادهایی با احتمال وقوع کم اما با پیامدهای بسیار بزرگ که در مدلهای آماری سنتی قابل پیشبینی نیستند.
فریبندگی روایت: تمایل ما به توضیح رویدادها به گونهای که گویی از قبل قابل پیشبینی بودهاند، حتی اگر اینطور نباشد.
عدم تقارن: تفاوت در اهمیت پیامدهای مثبت و منفی رویدادها.
مقاومت شکننده: سیستمهایی که در برابر رویدادهای کوچک مقاوم هستند اما در برابر رویدادهای بزرگ به شدت آسیبپذیرند.
اخلاق عدم قطعیت: نحوه تصمیمگیری در شرایطی که اطلاعات کامل در دسترس نیست.
نسیم نیکلاس طالب نویسنده، ریاضیدان، و فیلسوف
نسیم نیکلاس طالب نویسنده، ریاضیدان، و فیلسوف لبنانی-آمریکایی است که به خاطر کارش در زمینه احتمال، ریسک، و سیستمهای پیچیده شناخته میشود. او بیشتر به خاطر کتاب پرفروش خود قوی سیاه: اندیشه ورزی پیرامون ریسک (2007) مشهور است که در آن مفهوم رویدادهای قوی سیاه را معرفی میکند.
طالب در سال 1960 در لبنان متولد شد و در دانشگاه لیون فرانسه در رشته ریاضیات تحصیل کرد. سپس به دانشگاه شیکاگو رفت و در آنجا دکترای ریاضیات گرفت. پس از فارغالتحصیلی، طالب به عنوان معاملهگر در وال استریت مشغول به کار شد و در آنجا ثروت قابل توجهی به دست آورد. طالب از سال 2008 استاد برجسته مهندسی ریسک در دانشگاه نیویورک بوده است. او همچنین نویسنده چندین کتاب دیگر در مورد ریسک و عدم قطعیت، از جمله فریبندگی روایت: چرا تقریباً هر چیزی که به شما میگویند اشتباه است (2010) و پوست در بازی: پنهان کردن شکنندگی در دنیایی که زندگی ما را قمار میکند (2012) است.
طالب به خاطر سبک نگارش صریح و بیباک خود شناخته میشود. او اغلب از نظرات رایج انتقاد میکند و از ایدههای جدید و غیرمتعارف استقبال میکند. کارهای او مورد تحسین منتقدان و عموم مردم قرار گرفته است و او به عنوان یکی از متفکران برجسته جهان در مورد ریسک و عدم قطعیت شناخته میشود.
چرا باید قوی سیاه را خواند
دلایل متعددی برای خواندن کتاب قوی سیاه وجود دارد:
دیدگاه شما را نسبت به جهان تغییر میدهد: قوی سیاه ایدههای چالشبرانگیزی را ارائه میدهد که میتواند نحوه تفکر شما در مورد ریسک، عدم قطعیت و شانس را تغییر دهد. طالب با به چالش کشیدن فرضیات رایج، به شما کمک میکند تا دنیای اطراف خود را با دیدی جدید ببینید.
به شما در درک رویدادهای غیرقابل پیشبینی کمک میکند: در دنیایی که دائماً در حال تغییر است، مهم است که بتوانید رویدادهای غیرقابل پیشبینی را درک کنید. قوی سیاه به شما ابزاری برای تجزیه و تحلیل این رویدادها و شناسایی فرصتها و خطرات بالقوه میدهد.
به شما کمک میکند تا در برابر رویدادهای قوی سیاه مقاوم شوید: طالب در کتاب خود راهکارهایی برای مقابله با رویدادهای قوی سیاه ارائه میدهد. با خواندن این کتاب، میتوانید یاد بگیرید که چگونه سیستمهای خود را در برابر شوک و نوسان مقاوم کنید.
خواندن آن لذتبخش است: طالب نویسندهای با استعداد و جذاب است که ایدههای خود را به روشی واضح و مختصر بیان میکند. قوی سیاه کتابی پر از داستانها، مثالها و بینشهای جالب است که شما را مجذوب خود خواهد کرد.
در کتاب قوی سیاه چه میخوانیم
پیش از کشف استرالیا، مردم «دنیای کهن» بی چون و چرا باور داشتند هر قویی سفید است چون تجربیات ایشان پیوسته این باور را تأیید میکرد. دیدن نخستین قوی سیاه برای چند پرنده شناس (و کسانی که دلبستۀ رنگ کردن پرندگاناند) باید شگفتی جالبی بوده باشد؛ اما اهمیت داستان در این نیست. اهمیت داستان در این است که شکنندگی دانش ما را نمایان میکند و نشان میدهد آموختن ما از تجربیات و مشاهدات با چه محدودیتهای شدیدی روبهروست. تنها یک مشاهده کافی است تا گزارهای کلی که دستاورد هزاران سال تماشای میلیون ها قوی سفید است بی اعتبار شود –تنها با دیدن یک قوی سیاه.
من از این مسئلۀ فلسفی-منطقی گامی فراتر می نهم تا به یک واقعیت تجربی برسم، به موضوعی که از کودکی ذهن مرا مشغول داشته است. چیزی که در اینجا «قوی سیاه» نامیدهایم رویدادی است با سه ویژگی: نخست، ناگهانی است چون بیرون از قلمرو انتظارات عادی است و هیچ رویدادی در گذشته نمیتواند به شیوهای قانع کننده احتمال وقوع آن را معین کند. دوم، اثری بس سنگین و نامتعارف دارد. سوم، ما چون آدمیزاد هستیم، بنا به سرشتی که داریم، پسازاینکه سروکلۀ قوی سیاه (به رغم ناگهانی بودنش) پیدا شد، دلایلی سرهم میکنیم تا وقوع آن را توجیه، و ثابت کنیم قابل پیشبینی بوده است.
جمع بندی کنیم؛ قوی سیاه ما سه ویژگی دارد: ناگهانی است، پیامدی سنگین دارد، پس از وقوع قابل پیشبینی می نماید ولی پیش از وقوع قابل پیش بینی نیست. چند «قوی سیاه» کوچک، کمابیش همۀ رویدادهای جهان ما را، از پیروزی اندیشه ها و ادیان گرفته تا دینامیسم رویدادهای تاریخی، و تا جنبه های زندگی شخصی خودمان، توجیه میکنند.
از زمانی که ما دوران پلیستوسین را نزدیک به دههزار سال پیش پشت سر گذاشتیم پیامد این قوهای سیاه پیوسته افزایش یافته است. با انقلاب صنعتی که جهان رو به پیچیدگی گذاشت، روند افزایش «قوهای سیاه» شتاب گرفت، حال آنکه رویدادهای عادی (قوهای سفید) که پیوسته موضوع بحث و بررسی ما هستند و ما می کوشیم با خواندن روزنامه وقوع آنها را پیشگویی کنیم به طور فزایندهای کم اثرتر شده اند.
کمی بیندیشید، ببینید در آستانۀ سال ۱۹۱۴ برای اینکه بتوانید رویدادهای آینده را پیشبینی کنید، درک شما از جهان چه کمکی میتوانسته به شما بکند. (سعی نکنید با تقلب از روی آنچه که آموزگار دورۀ دبیرستانتان در مختان فروکرده پاسخ بدهید). آیا میتوانستید ظهور هیتلر و جنگ دوم را پیشبینی کنید؟ فروپاشی سریع بلوک شوروی را چطور؟ و ظهور بنیادگرایی اسلامی را؟ گسترش اینترنت را؟ فروپاشی بازار را در سال ۱۹۸۷ (و برگشت غیرمنتظرۀ آن را)؟ مدهای زودگذر، بیماری های همه گیر، ایده ها، ژانرها و مکاتب هنری، همه از همین دینامیک «قوی سیاه» پیروی میکنند. به راستی، کمابیش همۀ چیزهای مهمی که در دوروبرتان می بینید شاید در این دسته بگنجند.
ترکیب دو ویژگی (احتمال کم، پیامد سنگین)، از قوی سیاه یک معمای بزرگ میسازد؛ ولی موضوع اصلی کتاب این نیست. معما وقتی پیچیده تر میشود که میبینیم رفتار ما جوری است که انگار قوی سیاهی وجود ندارد! منظورم شما یا پسرعموی شما و خودم نیست؛ منظورم کمابیش تمام «دانشمندان علوم اجتماعی» است که در طول قرن گذشته در سایۀ این باور نادرست کار کردهاند که گویی ابزارهای آنان میتواند عدم قطعیت را اندازه بگیرد. من این بخت را داشته ام که در حوزۀ اقتصاد و سرمایه گواه باشم که کاربرد علوم عدم قطعیت در جهان واقعی تا چه اندازه پیامدهای مسخره ای داشته است. بروید از مدیر سبد سهام خود معنای «ریسک» را بپرسید. ایبسا شاخصی به شما بدهد که احتمال قوی سیاه در آن دیده نشده باشد.
در چنین صورتی ارزش پیشگویی شاخص او برای ارزیابی جمیع ریسک ها چندان بیشتر از ارزش پیشگویی رمالان نخواهد بود (خواهیم دید چگونه بر اندام کلاهبرداری فکری رخت ریاضی میپوشانند). این مشکل در موضوعات اجتماعی به وفور دیده می شود.