مطالب مرتبط با نویسنده
یک معلم کت و شلواری از تربت جام و یک مدرسه کوچک جنب حمام
مشق شبی که برای روز اول می دانند، بصورت طبیعی نباید از چند سطر یا نهایتا یک صفحه بیشتر باشد. اما الان من دقیقا یادم نیست که آیا من واقعا اشتباه شنیدم و یا ناشی ازخودنمایی کودکانه بود، که تکلیفی بیش از حد معمول انجام دادم؟ به هرحال من به جای یک صفحه مشق حرف « ا » نشستم و شبانه و تند تند یک دفترچه ۲۰ برگی یعنی ۴۰ صفحه را پر کردم و خوابیدم.
چرا برای مردم جام و باخرز، معماری اهمیت زیادی نداشت ؟
در هر صورت معماری بخشی از هویت محلی به حساب می آید و متاسفانه حتی در شهرهای تربت جام و تایباد هم، چیزی که بتوان آن را معماری بومی نامید، کمتر به چشم می خورد. به همین دلیل، اکنون که خوشبختانه بسیاری از آن ناامنی های قدیمی مرتفع شده و سطح دانش عمومی هم ارتقاء یافته، چه خوب است تا آن غنای تاریخی، فرهنگی و ادبی و هنری باخرز و جام و صالح آباد و تایباد، به نوعی در معماری ساختمان های روستایی و شهری آن نیز منعکس و متبلور شود و به تکامل و استمرا هویت فرهنگی این منطقه پر قدمت کمک کند.
۵۰ سال امید واری میان «مرگ» و «زندگی»
دهم شهریور، روز تولد من است و اگر همه چیز طبق معمول پیش برود و اتفاق غیرمترقبه ای در زندگی ام پیش نیاید، تقریبا یک سوم عمر مصرف نشده دارم؛ یعنی دو سوم آن گذشته یا دست رفته است.
البته عمر دست خداست؛ می تواند قدری افرایش یابد و یا از آنچه من حساب کرده ام نیز به مرتب کمتر باشد. به هرحال، آنچه مسلم است، روزی تمام خواهد شد و از این بابت گله ای و چاره ای و یا مجالی و ملالی نیست
باخرز و تایباد ؛ از دوره ساسانیان تا الان
نویسنده کتاب« فرهنک مردم و تایباد» در این باره می نویسد:
در دوره ساسانیان، باخرز یکی از روستاهای نیشابور بود که ابر شهری در شرق ایران به حساب می آمد و دوازده روستاق (روستا) با عناوین « ارغیجان، اسپراین، جوین، بیهق، پوشت، روخ، زام (جام)، زاوه، زوزن، اشپند، خواف» داشت . سپس در گذر تاریخ، باخزر به همراه دیگر روستاها، تبدیل به شهرهای نیشابور شده است.
و در دوره اسلامی، باخرز اولین بار در سال ۳۱ هجری قمری، به تصرف اعراب مسلمان درآمد.