پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
روز نوشته هاي قاسم خرمي:
یادی از سربازان پشت پدافند تولید و توزیع کالا و خدمات
جنگ اسرائيل عليه ايران، فقط به لحاظ زماني «جنگ 12 روزه» لقب گرفت اما از حيث شدت و حدت و بويژه عمق اهدافي كه مورد حمله قرار گرفته بود يا قرار بود مورد حمله قرار گيرد، به اندازه چند سال تجربه جنگي خلق كرد
یکی از اهداف شوم اسرائیل از این جنگ بی شرمانه، حمله به زیرساخت های اقتصادی و صنعتی و ایجاد اختلال در معیشت و زندگی روزمره مردم و در نهایت ایجاد جهش در نارضایتی ها و بروز اعتراضات و شورش های خیابانی بود که بدون هیچ اغراقی باید یکی از عوامل مهم خنثی سازی این نقشه ایران ویران کن را عملکرد وزارت صنعت، معدن و تجارت در بحبوحه این جنگ تحمیلی دانست. هر چند ممکن است در میان گرد و غبار جنگ، این نوع عملکردها خیلی به چشم نیاید و شاید اصلا نیازی هم به بازگو کردن آن در کشاکش نبرد نبود.
جریان تولید و تامین کالاها و خدمات مورد نیاز مردم در طول این 12 روز بی وقفه ادامه داشت. کارخانه ها سه شیفت کار می کردند. به جز یکی و دو روز اول که بعضا مردم خریدهای فراتر از نیاز معمول انجام دادند و در استانهای شمالی و مسافر پذیر کشور، توزیع بهنگام کالا با اختلالات مختصری روبرو شد از روز سوم جنگ جریان خدمت رسانی و تامین نیازهای معیشتی مردم به حالت معمول بازگشت.
همه اعضای کلیدی کابینه بویژه وزرا و وزارتخانه های اقتصادی، صنعتی و انرژی در زمره اهداف استراتژیک رژیم صهیونیستی قرار داشتند. فعال نگاه داشتن چرخه تولید و تجارت زیر بمباران بی امان دشمن و از همه مسموم تر، جنگ روانی گسترده با شعار تغییر عنقریب رژیم و پایکوبی وطن فروشان، به هیچ وجه کار راحتی نبود و نیست.
در میانه این نبرد نابرابر و ناجوانمردانه، همه کارکنان و مدیران بخش صنعت، معدن و تجارت کشور، پشت پدافند تولید و تامین و توزیع مایحتاج عمومی، محکم و جانانه ایستادند و به وظیفه ملی و تاریخی خودشان عمل کردند. اما فرمانده نبرد در این جبهه، باز بدون هیچ اغراقی خود سید محمد اتابک وزیر صمت بود که 12 روز بیدار ماند تا کاری نخوابد. من می توانم شهادت دهم که او در طول جنگ، پلک نزد. اگر تمجید از نیروهای مسلح در بحبوحه جنگ واجب است، یاد کردن از خدمات نیروهای تولیدی کشور در چنین زمان و زمانه ای هم لازم است
در این حمله پیش دستانه اسرائیل، خیلی ها غافلگیر شدند اما آقای اتابک در گفتگوهایی که قبلا با هم داشتیم بارها از احتمال چنین وقایعی صحبت می کرد و برای چنین روزهایی کاملا آمادگی داشت. هم او وهم آقای مفتح قائم مقام وزیر در امور تجارت که هردو تجربه های گرانبهایی از حضور در جنگ 8 ساله داشتند، از انباشت های تجربی خود، به نحو شایسته ای بهره بردند.
این جنگ 12 روزه در سطح ملی انسجام و همبستگی های بی نظیری خلق کرد ( البته اگر صدا و سیما بتواند از این سرمایه اجتماعی مراقبت کند ) در سطح درون وزارت صمت و سازمان های تابعه هم صحنه های انسانی و اخلاقی کم مانندی به جای گذاشت. در هنگام شیفت بندی های کاری، خیلی ها حاضر بودند تا احتمال خطر را به جان بخرند و داوطلبانه به جای همکارانشان در محل کار حاضر شود.
روزی که ساختمان های هم جوار سازمان مدیریت صنعتی و ایدرو هدف بمباران قرار گرفت، اینطور نشد که هر کس جان خودش را بردارد و فرار کند. همکاران بلافاصله به کمک هم شتافتند. اجازه دادند که اول بانوان و مسن ترها از راه پله ها عبور کنند و دست آخر خودشان خارج شوند. با اینکه ساختمان تخلیه شده هر لحظه در خطر انفجار قرار داشت، افرادی داوطلبانه خطر کردند تا وسایل جامانده دیگران را بیرون بیاورند.
اینها فقط صحنه هایی است که من به چشم خودم در وزارت صمت دیده ام و یقینا کار شگرف وزارتخانه های نفت و نیرو و کشاورزی و بهداشت و غیره، نیازمند تحریر و تقریر دیگری است. اما تا وقتی دودکش کارخانه ها دود می کند و قلب ایرانیان برای هم می تپد، احتمال شکست در جنگ به این راحتی نیست
این جنگ مثل هر جنگ دیگری بی خسارت نبود اما عظمت روحی و وطن خواهی مردم ایران را آشکار تر کرد و ایضا اشکار کرد که بعد از این، باید سیستم حکمرانی کشور، متناسب با همین همدلی و همبستگی ملی و عظمت روحی ایرانیان بازسازی شود. ایران جدیدی باید متولد شود وگرنه خطر حمله غافلگیر کننده هیچ وقت دفع نمی شود
در همین باره
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات