نسبت دختران به پسران در کنکور

۶۵ به ۳۵ زنگ خطری برای آینده ایران

پیشرفت زنان اتفاق خوبی است؛ اما عقب‌ماندن پسران، زنگ خطر است کشور نباید مجبور باشد میان این دو یکی را انتخاب کند وظیفه‌ی سیاست‌گذار این است که کاری کند هر دو گروه بتوانند تحصیل کنند، مهارت بیاموزند، شغل پیدا کنند، زندگی تشکیل دهند و در ساختن ایران فردا نقش داشته باشند.

سینا فغانی :

ای مسئولان ایران، ای رؤسای قوای سه‌گانه، ای وزیران علوم، آموزش و پرورش، صنعت، معدن و تجارت و تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ای مسئولان سازمان سنجش؛ به داد ایران برسید.

این جمله را از سر شعار نمی‌نویسم می‌نویسمش چون یک عدد، یک عدد ساده و رسمی، چند شب است خواب را از سرم پرانده است. این متن یک گزارش اداری نیست، یک بیانیه‌ی سیاسی هم نیست؛ حرف یک شهروند نگران است که دلش برای این خاک می‌سوزد و فکر می‌کند اگر امروز حرف نزند، فردا دیگر دیر است.

شاید بخوانید و بگویید اغراق می‌کند بخوانید، بعد قضاوت کنید.

در آمار رسمی داوطلبان کنکور سراسری، سهم دختران و زنان چیزی نزدیک به شصت‌وپنج درصد اعلام شده و سهم پسران و مردان حدود سی‌وپنج درصد یک بار دیگر بخوانید: نزدیک به دو سوم داوطلبان ورود به دانشگاه، دختر هستند.

این عدد به‌تنهایی یک خط خبری نیست؛ زنگ خطر یک روند چندساله است عددی که اگر همین امروز فقط ثبت شود و کنار برود، چند سال دیگر به شکل مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر سراغمان می‌آید.

اول از همه بگذارید روشن حرف بزنم تا کسی برداشت نادرستی از این نامه نداشته باشد. اینکه دختران و زنان ایرانی این‌طور جدی، این‌طور مصمم، پا در میدان علم گذاشته‌اند و در مقاطع عالی تحصیل می‌کنند، نه‌تنها مشکل نیست، افتخار است این یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های انسانی این مملکت است و باید قدرش را دانست.

پس این نامه، نامه‌ای علیه پیشرفت زنان نیست حتی یک کلمه‌اش هم نباید این‌طور خوانده شود مسئله‌ی اصلی، رقابت زن و مرد نیست؛ مسئله، نسبت نامتوازن مشارکت دختران و پسران در مسیر آموزش عالی است و این پرسش جدی که چرا بخش بزرگی از پسران جوان این کشور، دیگر مثل قبل در این مسیر حضور ندارند.

پیشرفت زنان نباید متوقف شود تا مردان جبران کنند؛ و عقب‌ماندگی مردان هم نباید بهانه‌ای شود برای نادیده گرفتن پیشرفت زنان.

آنچه باید نگرانش باشیم، سلامت و تعادل سرمایه‌ی انسانی کشور است؛ نه اینکه کدام جنسیت جلوتر است.

پس بگذارید سؤال را ساده و صریح بپرسم، همان سؤالی که این نامه حول آن نوشته شده: چرا پسران جوان این کشور، به‌تدریج از مسیر آموزش عالی عقب می‌مانند؟ چه اتفاقی افتاده که یک نسل از پسران، دیگر آن‌طور که باید، راهی دانشگاه نمی‌شود؟

این سؤال را باید مسئولان کشور جواب بدهند، نه من اما وظیفه‌ی من به‌عنوان یک شهروند نگران این است که این سؤال را بلند بپرسم، آن‌قدر بلند که در وزارتخانه‌ها هم شنیده شود.

اینجا وسوسه‌ی بزرگی وجود دارد: اینکه فوراً یک مقصر پیدا کنیم و تمام اما این کار نه منصفانه است، نه علمی به‌جای این، باید از مسئولان خواست که با ابزار پژوهش و آمار دقیق، این فاصله را ریشه‌یابی کنند.

عواملی که باید جدی و علمی بررسی شوند، از جمله این‌هاست:

  • تغییر انگیزه‌ی جوانان برای ورود به دانشگاه.
  • وضعیت بازار کار و اینکه مدرک دانشگاهی چقدر واقعاً به شغل و درآمد تبدیل می‌شود.
  • ارزش اقتصادی مدرک در سال‌های اخیر.
  • مهاجرت و خروج نیروی جوان از کشور.
  • تغییر الگوی انتخاب رشته در میان پسران و دختران.
  • مشکلات آموزشی در دوره‌ی مدرسه، پیش از رسیدن به کنکور.
  • افت انگیزه‌ی تحصیلی در میان پسران نوجوان.
  • تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی در انتظارات از دختران و پسران.
  • خدمت سربازی و اثر آن بر مسیر تحصیل و اشتغال مردان.
  • وضعیت اشتغال و درآمد جوانان به‌طور کلی.
  • و ناامیدی نسبت به آینده‌ی اقتصادی کشور.

این‌ها را به‌عنوان فرضیه می‌گویم، نه حکم قطعی اما یک چیز قطعی است: سکوت درباره‌ی این علت‌ها، خودش یک انتخاب سیاست‌گذاری است، انتخابی که هزینه‌اش را نسل بعد می‌دهد.

کنکور فقط یک روز امتحان نیست؛ نقطه‌ی پایان یک مسیر دوازده‌ساله است اگر پسری در دبستان و دبیرستان انگیزه‌اش را از دست بدهد، دیگر انتظار نداشته باشید در هجده‌سالگی یک‌شبه با شور و شوق پای کنکور بنشیند.

پس از وزارت آموزش و پرورش صادقانه می‌پرسم: چند سال است وضعیت افت تحصیلی و ترک تحصیل پسران را در مقاطع پایین‌تر رصد کرده‌اید؟ چند گزارش شفاف درباره‌اش منتشر شده؟ اگر ریشه در مدرسه است، درمان در کنکور پیدا نمی‌شود.

اینجا می‌خواهم شفاف باشم و از شعارزدگی دوری کنم: حرف من این نیست که اصل خدمت سربازی باید کنار گذاشته شود حرف من این است که آیا ساختار فعلی‌اش، با نیازهای آموزشی، اقتصادی و حرفه‌ای نسل امروز هماهنگ است یا نه؟

برای بسیاری از پسران، این دوره می‌تواند یک وقفه‌ی جدی در مسیر تحصیل، ورود به بازار کار، یادگیری مهارت یا راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک باشد در اقتصادی که همه می‌دانیم چند سال اول ورود به بازار کار، سال‌های طلایی برای ساختن تجربه و شبکه‌ی حرفه‌ای است، این وقفه بی‌اثر نیست.

پس سؤال درست این نیست که «سربازی خوب است یا بد؟» سؤال درست این است: «چطور می‌شود این تکلیف ملی را طوری بازطراحی کرد که کمترین آسیب را به آینده‌ی تحصیلی و شغلی جوانان بزند؟» این سؤالی است که از مسئولان نظامی و اقتصادی کشور، هر دو، طلب می‌کنم.

تحصیل، مهارت، اشتغال و درآمد، چهار حلقه‌ی به‌هم‌متصل یک زنجیره‌اند وقتی یک حلقه ضعیف شود، بقیه هم می‌لرزند اگر پسری ببیند مدرک دانشگاهی همکلاسی‌اش را به شغل مناسب و درآمد کافی نمی‌رساند، چرا باید انگیزه داشته باشد که همان مسیر را برود؟

این‌جا دقیقاً همان‌جایی است که باید تصحیح کنم چیزی را که در نگاه اول ممکن است گفته شود: اشتغال زنان مشکل نیست افزایش مشارکت اقتصادی زنان، برای هر اقتصادی خبر خوبی است و ایران هم از این قاعده مستثنا نیست.

مشکل زمانی شروع می‌شود که مردان جوان نتوانند وارد بازار کار شوند، وقتی اشتغال جوانان -از هر جنسیتی- پایدار نباشد، وقتی درآمد واقعی جوانان سال‌به‌سال آب می‌رود، و وقتی بخش بزرگی از نسل جوان احساس کند دیگر امکان ساختن یک آینده‌ی اقتصادی روشن ندارد.

پس مسئله‌ی اصلی، افزایش فرصت اقتصادی برای همه‌ی جوانان است؛ به‌خصوص جلوگیری از این‌که پسران، آرام‌آرام، از مسیر تحصیل، مهارت و اشتغال کنار گذاشته شوند.

این بخش را با احتیاط زیاد می‌نویسم، چون نمی‌خواهم گزاره‌ای ساده و قطعی بگویم نمی‌گویم «زن تحصیل‌کرده حتماً با مرد کم‌تحصیل ازدواج نمی‌کند» و نمی‌گویم «تحصیلات زنان باعث افت جمعیت می‌شود» چنین جمله‌هایی هم ساده‌انگارانه‌اند، هم بی‌انصاف.

اما این را هم نمی‌شود نادیده گرفت: عدم تعادل در فرصت‌های آموزشی، شغلی و اقتصادی میان زنان و مردان، می‌تواند روی الگوهای تشکیل خانواده اثر بگذارد به همین دلیل، رابطه‌ی میان تحصیلات، اشتغال، درآمد، انتظارات ازدواج، سن ازدواج و باروری در ایران، باید موضوع یک مطالعه‌ی جدی و علمی باشد؛ نه موضوع حدس و گمان در فضای مجازی.

اگر تعداد قابل‌توجهی از مردان جوان از مسیر تحصیل، مهارت‌آموزی و بعد اشتغال پایدار عقب بمانند، منطقی است که بپرسیم آیا بخشی از آن‌ها در تشکیل زندگی مشترک با دشواری بیشتری روبه‌رو خواهند شد یا نه این را به‌عنوان یک ریسک اجتماعی و اقتصادی قابل بررسی مطرح می‌کنم، نه یک رابطه‌ی قطعی و اثبات‌شده.

جمعیت کشور، نتیجه‌ی هزاران تصمیم کوچک خانوادگی است که در بستر شرایط اقتصادی و اجتماعی گرفته می‌شود اگر بخشی از جوانان -دختر یا پسر- احساس امنیت شغلی و اقتصادی نداشته باشند، طبیعی است که تصمیم به تشکیل خانواده و فرزندآوری هم به تأخیر بیفتد یا کوچک‌تر شکل بگیرد.

این را هم نباید به یک عامل واحد فروکاست اما نادیده گرفتن سهم شکاف آموزشی و اقتصادی جوانان در معادله‌ی جمعیت کشور، یک اشتباه سیاست‌گذاری بزرگ خواهد بود از مسئولان می‌خواهم این حلقه را هم در مطالعات جمعیتی‌شان جدی بگیرند.

این بخش را هم با احتیاط می‌نویسم نمی‌گویم تحصیلات کمتر یا درآمد کمتر «حتماً» به افسردگی می‌انجامد؛ چنین ادعایی نه علمی است، نه منصفانه.

اما این را می‌شود گفت: بیکاری طولانی، بی‌ثباتی اقتصادی، احساس شکست پیاپی، نداشتن چشم‌انداز شغلی روشن، و احساس عقب‌ماندن از هم‌سن‌وسالان، می‌تواند برای سلامت روان و مشارکت اجتماعی جوانان مسئله‌ساز باشد این چیزی است که هر نظام سلامت روانی جدی در دنیا آن را می‌شناسد و رصد می‌کند دولت هم باید این موضوع را جدی بگیرد، نه اینکه فقط وقتی آماری منتشر شد یادش بیفتد.

اینجا باید خیلی دقیق حرف بزنم، چون این حساس‌ترین بخش این نامه است: نمی‌گویم مردان کم‌تحصیل حتماً به سمت جرم می‌روند چنین جمله‌ای نه‌فقط غلط است، بلکه به بخش بزرگی از جوانان صادق این کشور توهین می‌کند.

چیزی که می‌شود گفت این است: وقتی جوانان از مسیرهای آموزش، مهارت، اشتغال و مشارکت اجتماعی خارج می‌شوند، احتمال قرار گرفتن‌شان در معرض مجموعه‌ای از آسیب‌های اجتماعی بالا می‌رود این یافته‌ای است که در بسیاری از جوامع دیگر هم دیده شده و سیاست‌گذار باید پیشگیرانه عمل کند، نه واکنشی.

هدف این بخش، ترساندن مردم از پسران و مردان جوان این کشور نیست هدف، هشدار دادن درباره‌ی خطر رهاشدگی بخشی از یک نسل است رهاشدگی، نه گناه آن جوان است، نه گناه خانواده‌اش؛ رهاشدگی، نتیجه‌ی نبود سیاست است.

این جنگ زن و مرد نیست؛ این هشدار درباره‌ی یک کشور است.

می‌خواهم این را چند بار تکرار کنم چون می‌دانم چقدر راحت می‌شود این نامه را بد فهمید: هیچ‌جای این متن قرار نیست دختران و زنان این کشور را مقصر جلوه بدهد، و هیچ‌جایش هم قرار نیست پسران و مردان را ضعیف یا شکست‌خورده نشان بدهد.

کشور نباید مجبور باشد میان پیشرفت زنان و پیشرفت مردان، یکی را انتخاب کند این یک بازی حاصل‌جمع صفر نیست سیاست‌گذار درست، کسی است که کاری کند هر دو گروه بتوانند تحصیل کنند، مهارت بیاموزند، شغل پیدا کنند، زندگی مشترک تشکیل دهند و در ساختن آینده‌ی این سرزمین سهیم باشند.

پس درخواست من از مسئولان کشور، شعار نیست؛ درخواست، مشخص و قابل اجراست: یک مطالعه‌ی ملی، جدی، مستقل و شفاف درباره‌ی این شکاف انجام دهید آمار دقیق منتشر کنید اجازه ندهید این موضوع فقط در فضای مجازی و با حدس و گمان بچرخد.

مردم این کشور حق دارند بدانند وضعیت واقعی نسل جوان‌شان -از دبستان تا دانشگاه، از سربازی تا بازار کار- چیست شفافیت، اولین قدم برای هر اصلاح واقعی است.

این نامه فقط قرار نیست اعتراض باشد چند پیشنهاد مشخص هم روی میز می‌گذارم:

  • انجام یک مطالعه‌ی ملی و مستقل درباره‌ی علت‌های کاهش مشارکت پسران در آموزش عالی
  • بررسی وضعیت تحصیلی پسران از دوره‌ی ابتدایی تا دانشگاه، نه فقط در روز کنکور
  • بررسی علمی نقش خدمت سربازی در تأخیر تحصیل و اشتغال جوانان
  • توسعه‌ی جدی مسیرهای مهارت‌آموزی و آموزش فنی و حرفه‌ای، به‌عنوان مسیر معتبر و باکیفیت در کنار دانشگاه
  • ایجاد مسیرهای سریع‌تر و واقعی برای ورود جوانان به بازار کار
  • حمایت واقعی و بدون بوروکراسی از کارآفرینی جوانان
  • اصلاح سیاست‌های آموزشی برای جلوگیری از افت انگیزه و ترک تحصیل پسران
  • بررسی رابطه‌ی میان تحصیلات، اشتغال، درآمد و تشکیل خانواده در ایران امروز
  • راه‌اندازی یک داشبورد ملی برای رصد وضعیت آموزشی، اقتصادی و اجتماعی جوانان، دختر و پسر
  • انتشار گزارش سالانه و شفاف به مردم درباره‌ی وضعیت سرمایه‌ی انسانی جوانان کشور

اگر امروز مسئولان فقط به عدد کنکور نگاه کنند و از کنارش عبور کنند، چند سال دیگر ممکن است با مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر روبه‌رو شویم: نسلی از جوانان که بخشی از آن‌ها نه مدرک دانشگاهی دارند، نه مهارت کافی، نه شغل پایدار و نه امید روشنی به آینده

این، فقط مسئله‌ی آموزش عالی نیست به آموزش و پرورش گره خورده، به اشتغال، به اقتصاد، به سیاست جمعیتی، به سربازی، به مهاجرت، به خانواده، و حتی به امنیت اجتماعی یک تار و پود واحد است؛ اگر یک نخش را نادیده بگیریم، کل پارچه از هم می‌پاشد.

پیشرفت زنان اتفاق خوبی است؛ اما عقب‌ماندن پسران، زنگ خطر است کشور نباید مجبور باشد میان این دو یکی را انتخاب کند وظیفه‌ی سیاست‌گذار این است که کاری کند هر دو گروه بتوانند تحصیل کنند، مهارت بیاموزند، شغل پیدا کنند، زندگی تشکیل دهند و در ساختن ایران فردا نقش داشته باشند.

یک آیه برای یادآوری مسئولیت ما در تغییر

إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ

«همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»

سوره رعد، آیه ۱۱

این مسئله را کوچک نشمارید این مسئله را به تعویق نیندازید

آقایان مسئول، هنوز فرصت اصلاح وجود دارد؛ اما نباید صبر کنیم تا این مسئله به بحران تبدیل شود به داد ایران برسید

در همین باره

Sorry, we couldn't find any posts. Please try a different search.

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم





For security, use of Google's reCAPTCHA service is required which is subject to the Google Privacy Policy and Terms of Use.

پیشنهادها

خوانده شده ها