پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
سبک مقبره سازی متصوفه در جام و باخرز و تایباد
یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی- اجتماعی مناطق جام، باخرز و تایباد، سبک مقبره سازی متصوفه است که در عین بزرگداشت شعائر الهی، بیانگر توجه به آداب اصیل دینی و اسلامی در تدفین افراد مقدس است. در واقع نوآوریهایی که در این سبک دیده میشود نشان دهنده یکی از نشانه های منحصربفرد نبوغ و تفسیر زیبای اهالی این منطقه در مواجهه با آموزه های اسلامی است
جواد خدادوست:
تدفین متوفی در فضای آزاد و در پناه درختی مثمر و سایه دار، تدفین در مقابل خانقاه متوفی، ساخت سنگ آب در میانه یا بالای سر متوفی، پوشش سنگی قبور و استفاده از سنگ های افراشته به منظور معرفی شخصیت والای متوفی، از مهمترین ویژگی هایی به شمار میرود که در تمامی نمونه های شناسایی شده کمابیش به کار گرفته شده است.
از آنجایی که مقبره سازی و تدفین همواره با مرگ و جهان معنوی ارتباط دارند، بهره گیری از هر نمادی ر این راستا میتواند داری بار روحانی و معنوی باشد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
نخستین موردی که میتوان به آن اشاره نمود، تدفین در فضای آزاد است که کاملاً مطابق با آموزه های پیامبر گرامی اسلام مبنی بر خودداری از هرگونه از ساخت و ساز بر روی قبور است.
سازندگان و بانی در واکنش به این مقوله، با کاشت درختی سایه دار و مثمر توجه زائرین را به محل قبر جلب نموده اند. بهره گیری از درختان سایه دار بر روی قبور علاوه بر اینکه به زیبایی طبیعی این قبور کمک میکرد، حس قداست ویژهای نیز به قبور میبخشد، زیرا این عنصر بارها در قرآن به عنوان صفتی از بهشت مورد توجه قرار گرفته است.
وجود نام های متفاوتی چون طوبی (رعد/ 290)، سدره المنتهی، سدرمخضود و طلح منضود (واقعه/ 28 و 29) که قرآن برای درخت بکار برده، نشان از جایگاه رفیع آن در فرهنگ اسلامی دارد.
درخت در نظر نخست نماد رشد و نمو، سبزینگی، سایه داری و بخشندگی است و انبوه درختان زیبا یادآور باغ و جنت میباشد. افزون بر این درخت با بهار و خزان خود معاد الهی و سرنوشت دنیوی و روحانی انسان را یادآور میشود.
با نگاهی به قبور مختلف نماینده این سبک، پی خواهیم برد که تنها درخت پسته بر روی این قبور کاشته شده که افزون بر بومی بودن، دارای سایه و میوه بسیار است. در این زمینه باید توجه داشت که بر خلاف رسم های رایج امروزی که درخت یا سبزینه ای بر بالای سر متوفی کاشته میشود، در سبک مزبور درخت دقیقا در میانه قبر کاشته میشود، چنانکه طبق روایات محلی درخت مزار شیخ احمد جامی از ناف آن حضرت روییده است.
در واقع درخت همواره با سایه اش به عنوان یکی از نعمات بهشتی در نظر گرفته شده است، چراکه سایه نماد حمایت، آرامش و حتی تقدس بشمار میرفته و بر همین اساس خداوند در سور مختلفی از جمله: انسان/ 14، رعد/ 35، یس/ 55 و 56 و فرقان/ 45 از آن یاد کرده است.
همچنین بخاری در باب جنائز آورده است: «پیامبر خدا برای آرامش دو مرد که در گذشته عذاب زیادی دیده بودند، قبور آنان را با برگ درختان پوشاند».
عنصر مهم دیگر، استفاده از سنگ آب به منظور جمع آوری و نگاه داری آب، نشانه ای دیگر از تمایل بانیان آرامگاه به مرتبط ساختن این بنا با بهشت و آراستن آن با نمادی است که مظهر پاکی، طهارت و بندگی بشمار میرود.
آب همواره در نزد ایرانیان مقدس بوده و در نزد اعراب بدوی نیز آب و باران باریده بر مزار مقدس شمرده میشد و همچنین برای آن دعا خوانده میشد تا بدین وسیله به آن مکان نیز جلوهای آسمانی بخشیده شود. همچنین حاصلخیزی، شگون و زندگانی شناخته شده در آب، روح متوفی را به وجود رستاخیز مژده میداد.
برای نمونه، ابنخلکان آورده است که مرثیه زیر را محمد بن سراج در سوگ امام مالکی (وفات 183 هجری) شهر مدینه سروده است: «باشد که آرامگاهت که تو را به دیار باقی رسانده با بارش رحمت ابر تیره و غرّان تطهیر شود» (ابنخلکان، 1364: ج2؛ 548). همچنین عتبی درباره مرگ امیر سبکتین مینویسد: بر سر مزار نصر بیایید و بگویید: آیا میشود که باران صبحگاهی بر مزارش ببارد (عتبی، 1345: 404).
کاربرد سنگ های مرتفع نیز با طرح هایی همچون چلیپا در ابتدا و انتهای قبور، افزون بر اشاره به جایگاه بلند متوفی و همچنین عالم پس از مرگ، یادگارهای زیبایی از هنرمندی و خوشنویسی است که در این منطقه رواج داشته است.
گستره این سبک از مقبره سازی با توجه به بررسی های نگارنده از فریمان (که در حوزه فرهنگی جام قرار گرفته است) تا باخرز، تایباد و هرات را در برمیگیرد.
همچنین کاملترین نمونه این سبک نیز از منظر بهره مندی تمام ویژگی های مذکور، مزار شیخ الإسلام احمد جامی در جام و خواجه عبدالله انصاری در هرات است و هر دو مزار نیز شباهت های شگفت انگیزی با یکدیگر دارند.