پیوندهای مرتبط
شرکت ها و تشکل های منتخب
نوسازی سیاسی و پروسه منتقد سازی مخالفین نظام های سیاسی
بی شک وجود شکاف سیاسی در جوامع دستخوش تغییر سیاسی وجود دارد و لازم است چنین نظام هایی از تجربه سایر کشورها در بهبود حکمرانی بهره برده و فرصت گردش نخبگان را فراهم سازند. جامعه ای که نتواند مخالفین را به منتقدین و در نهایت به حامیان نظام سیاسی تبدیل کند با شکست روبرو می شود.
در دانش سیاسی یا ادبیات مرتبط به اصول علم سیاست، دولت ها دارای چهار وجه می باشند که عبارتست از :
وجه عمومی که شامل خدمات امنیتی، رفاهی، رشد و توسعه اقتصادی و انسانی، اشتغال و سایر خدمات عمومی چون خدمات درمانی و توسعه آموزش است .
وجه خصوصی دولت که نشان از نزدیکی برخی گروه های قدرتمند، اقشار و افراد ذی نفوذ به نخبگان حاکم است و معمولا امتیازات ویژه ای را تصاحب میکند.
وجه سوم دولت را وجه سرکوب یا برخورد با قانون شکنان و اعمال حاکمیت دولت برای استفاده انحصاری از قدرت و جلوگیری از هرج و مرج می دانند
و وجه چهارم، وجه ایدئولوژیک یا دستگاه باور و مبانی ارزشی یک نظام سیاسی است که وظیفه اش مشروع سازی یا عینی سازی مدل ذهنی از دولت آرمانی در نزد مردم و تلاش برای برحق جلوه دادن آن است.
بی شک فقدان هر یک از وجوه چهارگانه باعث ضعف دولت ها در سلطه یا هژمون شدن در جامعه است و تنها نسبت به وجه خصوصی دولت ها انتقاد وارد است که برخی از رانت و نزدیکی با قدرتمندان بهره برداری های غیر قانونی و خاص می کنند.
در روند نوسازی سیاسی که شامل اصلاح نظام های سیاسی به سمت پاسخگویی و شفافیت است، تلاش می شود اصول دمکراتیک در رابطه میان دولت و جامعه تقویت گردد و پاسخگویی دولت و شفافیت در تصمیمات بیشتر شود. معمولا در چنین روندی دولت ها را به چهار دسته نظام های خنثی یا سنتی، نظام های خود اصلاح گر، نظام های خود نابود گر و نظام های شکوفا تقسیم می کنند.
نظام های سنتی یا خنثی از جمله نظام هایی هستند که در ابتدای روند توسعه سیاسی قرار داشته و تغییرات قابل توجهی در گذار به دمکراسی تجربه نکرده آند. البته امروزه مصادیق آن را می توان در کشورهای پادشاهی عربی حوزه جنوبی خلیج فارس مشاهده کرد.
نظام های خود اصلاحی را از جمله نظام هایی می گویند که در روند توسعه سیاسی، ساز و کارها و پتانسیل های اصلاح و تعدیل را در خود دارند و در مواقع لزوم دست به اصلاحاتی می زنند اما نظام های خود نابودساز دارای چنین ظرفیتی نبوده و بعلت قفل شدن قدرت در دست یک الیگارشی یا تعداد محدودی از افراد قدرتمند به سوی نابود شدن و کاهش توان هژمونی خود گام بر می دارند.
در دسته چهارم نظام های خود شکوفا قرار دارند که از جمله نظام های قابل وثوق و موفق در ایجاد یک مدل کارآمد از دمکراسی یا حکمرانی مردم هستند که توسط سایر نظام ها به عنوان الگوی مطلوب نظام سیاسی نسخه برداری می شوند.
بررسی های ساموئل هانتینکتون در کتاب های “سامان سیاسی در جوامع در حال دگرگونی ” و ” موج سوم دمکراسی” و همچنین اندیشمندان انجمن علوم اجتماعی در آمریکا نشان می دهد که عموم کشورهای جهان در مرحله دوم و سوم یعنی نظام های متحول شده خود اصلاحی و یا خود نابود گر هستند و معدودی از کشورها در مرحله سنتی یا خنثی به سر برده و کشورهای با الگوی دمکراسی پایدار که دارای دمکراسی تاریخی و کارآمد هستند نیز تعداد معدودی را شامل می شوند.
در کشورهای در حال گذار که تعامل میان ساخت دولت و ساخت جامعه به یک الگوی رابطه مند دو سویه میل نکرده است دارای بحران های زیادی برای نهادینه سازی این رابطه است. گردش نخبگان و شریک سازی احزاب سیاسی در قدرت از جمله مسائل عمده این نظام هاست.
معمولا در نظام های سیاسی خود اصلاحی پروسه تبدیل مخالفین به منتقدین و ورود آنها در ساختار قدرت بوسیله صندوق رای و اصلاح فرایندهای کنش سیاسی رسمی صورت میگیرد و قانونمند می شود به طوری که الگو و جوهر حکمرانی مردمی بر اساس انتخاب حاکمان، نقد حاکمان و در صورت ناکارآمد ی، برکناری آنان صورت بندی شده و در فرایند گذار دمکراتیک، فرایندها اصلاح میگردد و امکان ورود مخالفین سیاسی و جذب آنان فراهم گشته و بر اساس قاعده جذب حداکثری، تعداد زیادی از مخالفین به منتقد و در نهایت به حامیان نظام سیاسی تبدیل شده و دولت به سمت پایداری سیاسی حرکت می کند.
اما در دسته نظام های خود نابود ساز به واسطه عدم اصلاح فرآیندها از یک سو و قوی شدن جامعه از سوی دیگر که بدنبال نقش آفرینی در سرنوشت سیاسی خود است، شکاف میان دولت و جامعه بیشتر شده و نه تنها مخالفین سیاسی به عنوان منتقد جذب نمی شوند که پروسه مخالف سازی منتقدین و حامیان سیستم هم اتفاق می افتد و نظام سیاسی با ریزش نیروهای خود مواجه می شود.
در چنین نظام هایی، حکمرانی به امر بسیار پرهزینه ای تبدیل می شود و دولت نه تنها فاقد مشروعیت می شود که مجبور است از قاعده زور برای سرکوب مخالفین استفاده کند که به جای اقتدار از مصادیق قدرت عریان است و باعث صرف هزینه فراوان و بی اعتباری دولت در نزد جامعه شده و فروپاشی سیاسی را به همراه دارد.
بی شک وجود شکاف سیاسی در جوامع دستخوش تغییر سیاسی وجود دارد و لازم است چنین نظام هایی از تجربه سایر کشورها در بهبود حکمرانی بهره برده و فرصت گردش نخبگان را فراهم سازند. جامعه ای که نتواند مخالفین را به منتقدین و در نهایت به حامیان نظام سیاسی تبدیل کند با شکست روبرو می شود.
حسین معین آبادی
در همین باره
پیشنهادها
خوانده شده ها
آخرین خبرها
مطالب مرتبط
تبلیغات