معارفه روابط عمومی وزارت صمت
نویسنده

قاسم خرمی

مديرمسئول

از اين «صمت»: روز نوشته هاي قاسم خرمي

 ۸۰ روز پرفشار

روز اولي كه از طرف مهندس اتابك وزير محترم صمت دعوت به همكاري شدم، قرار بود در نمايشگاه بين المللي تهران مشغول به كار شوم اما بنا به اضطراراتي موقتا به روابط عمومي رفتم تا در حوزه اطلاع رساني كمك كنم. اين ماجرا را در نخستين شماره روزنوشته هايم در وزارت صمت مفصل نوشته ام

به هر حال، این همکاری موقت، 80 روز طول کشید و قرار است بعد از این، در نمایشگاه تهران مشغول به کار شوم.

سه شنبه 13 آذر خدمت آقای وزیر رسیدم. تقاضا داشتند همکاری های رسانه ای من با ایشان همچنان ادامه داشته باشد و در شورای اطلاع رسانی وزارت صمت نیز، حضور داشته باشم. بنابراین، یک و دو روز در هفته را، همچنان در ستاد وزارتخانه خواهم داشت. این هم از پیشانی نوشت ماست «که ما از روابط عمومی خارج می شویم اما روابط عمومی از ما خارج نمی شود!».

کار در روابط عمومی دستگاههای دولتی واقعا کشنده است. بدنه دولت بنا به مجموعه سیاست های ناصواب قبلی، از نیرو و توان کارشناسی تهی شده است. افراد دارای دانش و مهارت یا از کشور خارج شده اند و یا به بخش خصوصی رفته اند که لااقل در معرض گزینش و استعلام و بشین و پاشو قرار نگیرند. بنابراین روابط عمومی های دولتی، از جریان رشد فزاینده تکنولوژی های ارتباطی و اطلاع رسانی واقعا عقب مانده اند و بی دفاع شده اند.

یک زمانی ما در روابط عمومی ها با چندتا خبرگزاری و یا روزنامه شناسنامه دار و با اصل و نسب طرف بودیم که جدای از مواضع سیاسی شان، به حدودی از اصول و اخلاق حرفه ای پایبند بودند و اگر نقدی هم می کردند مبنایی داشت و می شد آنها را پیدا کرد و پاسخ داد. الان اما با وجود شبکه های اجتماعی، هر نفری برای خودش یک رسانه است.

وانگهی، بنا به مصوبه شورای نظارت بر فضای مجازی، روابط عمومی های دولتی حق استفاده از شبکه های اجتماعی خارجی را هم ندارند. مثلا اگر کسی در تلگرام در باره یک وزارتخانه ای سوالی می پرسد ما باید در شبکه «بله» بگوییم بله شما درست می فرمایید و یا اگر در واتساپ نقدی می کند باید در «ایتا» پاسخ بگوییم که حرف شما درست نیست! خلاصه:

ماییم و نوای بی نوایی

بسم الله اگر حریف مایی

اینکه در این 80 روز، عملکرد وزارت صمت چگونه بود، چقدر منعکس شد و چقدر با موافقت و مخالفت مواجه شد، بحث دیگری است اما من می توانم شهادت بدهم که مجموعه مدیران و کارشناسان این وزارتخانه واقعا تلاش کردند و مایه گذاشتند.

خود من از ساعت 7 و نیم و یا 8 صبح تا حداقل ساعت 9 شب در محل کار حضور داشتم. هیچ معاون وزیری زودتر از این ساعت نمی توانست از محل کار خارج شود. آقای اتابک از ساعت 6 صبح تا 10 شب حضور داشت. برخی شب ها تا یک بامداد. البته، به رغم این وقت گذاشتن ها، اینکه گفته شود همه تصمیمات و کارهای مدیران این وزارتخانه درست و اصولی بود هم حرف گزافه ای است.

الان شرایط طوری شده که در دستگاههای دولتی اگر کسی منتظر باشد به فراخور تلاش ها و زحماتش پاداش مالی و یا قدردانی کلامی ببیند، انتظار بیهوده ای است. همه از شما طلبکارند. البته بعضی ها ممکن است مداخلی داشته باشند اما بقیه فقط باید به حکم اخلاق فردی کار کنند و یا مسئولیت ملی در خودشان احساس کنند وگر نه کم می آورند و می بُرند. سکته ناقص هم در کمین آنهاست.

همینقدر بگویم که روزهای سختی در انتظار وزیر و مدیران وزارت صمت است. وزارت صمت به لحاظ نظام مسائل، شبیه هیچ وزارتخانه ای نیست. زمستان ناترازی ها را پشت سر بگذارد، بهار حملات یکدست و حساب شده آغاز خواهد شد.

این شعار وفاق ملی دکتر مسعود ما ، هم تا الان در بخش « ما هم شریکیم» اثر داشته اما باعث کندی تیغ نقدهای غیرمنصفانه به دولت نشده است. بسیار از حامیان جدی دولت هم که می توانستند در شرایط سخت، پشتیبان دولت باشند، متاسفانه فعلا بیرون در مانده اند و نجیبانه سکوت کرده اند و فقط باید نظاره کنند. به قول حافظ:

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها