کتاب+اسحاق+جهانگیری
نویسنده

قاسم خرمی

مدیرمسئول

در استقبال از انتشار خاطرات روزانه اسحاق جهانگیری

در آغاز دولت دوم حسن روحاني و در روز معارفه محمد شريعتمداري براي وزارت صمت، هنگام خروج اسحاق جهانگيري، معاون اول از سالن، يادداشتي به او دادم كه در جيبش گذاشت و رفت. در ابتداي ديدار، خيلي ابراز لطف و صميميت كرد اما وقتي چشمش به ياداشت من افتاد، احتمالا با اين گمان كه متقاضي پستي يا مقامي هستم، قدري متغير و رسمي تر شد 

آقای جهانگیری در دولت دوم سید محمدخاتمی وزیرصنایع و معادن بود و من هم چند سال به عنوان مدیرکل روابط عمومی وزارتخانه با او همکاری نزدیک داشتم که مثل همه همکاری ها در آن سطح، عاری از پیچش و چالش هم نبود اما در مجموع و بدون پرداختن به جزئیات، آدم سالم و وزینی بود و هنوز هم به مستنداتی که غیر از این را ثابت کند، دست نیافته ام.
موضوع یاداشت آنروز من در مراسم معارفه شریعتمداری این بود که توصیه کردم خاطرات خودتان را از دوران وزارت صنایع و معادن و قبل از آن وزارت معادن و فلزات تدوین کنید. تاکید کردم که چون من در حوزه صنعت فعالیت پ‍ژوهشی و رسانه ای دارم، حاضرم در تدوین این خاطرات به شما کمک کنم.
چند روز بعد، یکی از مدیران دفترش تماس گرفت و گفت که آقای مهندس جهانگیری بابت یادداشت و توصیه شما، خیلی خیلی تشکر کردند و گفتند که در حال تدوین خاطرات هستم. حتی آن فرد از قول خودش گفت که آقای جهانگیری خاطرات روزانه اش از دوران معاون اولی رئیس جمهور را مرتب می نویسد که در آینده منتشر خواهد شد. خوشحال شدم اگرچه با توجه به حجم مشغله هایش، تردید هم داشتم .
آن آینده ای که آقای جهانگیری وعده داده بود ظاهرا فرا رسیده است و در خبرها خواندم که مجموعه خاطرات ایشان با عنوان « در اندیشه ایران» از سوی انتشارات موسسه اطلاعات و به‌کوشش پدرام الوندی منتشر شده و بزودی در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. چون هنوز این کتاب را دریافت نکرده و نخوانده ام، نقد و بررسی محتوای آن می ماند برای بعد اما نوشتن خاطرات توسط افراد مطلع از مناسبات درونی قدرت و ساختار نظام سیاسی،  فی نفسه اقدامی ارزشمند، مسئولانه و نشانه بلوغ فکری و ظرفیت بالای سیاسی است. در شرایط امروز کار سختی هم هست و به قول محمد علی بهمنی :
 چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
 برای این همه ناباور خیال پرست
هرچند در تدوین و انتشارات خاطرات همه مقامات سیاسی، خواسته یا ناخواسته، حرفهای جدید و ناگفته هایی درز می کند اما هدف اصلی خاطره نویسی یا یادداشت های روزانه در این سطح، فاش گویی و افشاگری نیست. خاطراتی از این دست، ضمن اینکه باید تنگناهای سیاستگذاری و تصمیم گیری پیش روی دولت را آشکار سازد، همچنین باید چند مفهوم کلیدی و یک الگوی تحلیلی برای بسته بندی انواع اطلاعات موجود و فهم بهتر ابهامات آن مقطع تاریخی را فراهم سازد.
 فرض ما این است که اطلاعات و رویدادهای سیاسی و اقتصادی سالهای 92 تا 1400 را که خود ما در آن زیست کرده ایم را کمابیش می دانیم اما با کنار گذاشتن همه این اطلاعات، بازهم فهم ریشه ها و علل برخی رویدادهای مهم این مقطع، برای ما ممکن نیست. خاطرات جهانگیری باید تکه های گم شده از یک پازل تاریخی را کنار هم بگذارد که در حکم روزانه و جستارگشایی برای ورود و پرداختن دقیق تر محققین و مورخین عمل کند و دانش تاریخی جدیدی تولید کند.
شاید به جرات بگویم که اغلب خاطرات سیاسی مقامات قبل و بعد از انقلاب اسلامی را خوانده ام. اغلب آنها هم اگر چه به قول بیهقی ادعا کرده اند که « می خواهم داد این تاریخ به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبایا برگیرم…» اما نه تنها چیز جدیدی به دانش تاریخی نیفزوده اند و مفاهیم کلیدی برای گشایش قفل ابهامات ارائه نکرده اند، بلکه با نشر اطلاعات ناصحیح بر ابهامات موجود افزوده اند و یا آنقدر حاشیه نگاری کرده اند که سوژه اصلی تاریخی مورد غفلت قرار گرفته است.
 یک نمونه از مصادیقی که نشان می دهد چگونه با خاطره نویسی حجیم می توان چیزی به تاریخ نیفزود، خاطرات دوجلدی محسن رفیق دوست است که در میانه نزاع های بعد از وقایع سال 88 و صرفا به قصد قربت به قدرت نوشته شد و چنان بی مایه و بی پایه بود که تاثیری بر احوال شخصی خود او نیز ننهاد.
بعد از جهانگیری، بالاترین مقام جمهوری اسلامی که اقدام به نگارش خاطرات روزانه کرده است، مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور سالهای 68 تا 76 است. هدف این خاطرات البته گرفتن گَرد از تاریخ نبود. بیشتر متمرکز بر ثبت دیدارها و ملاقات ها و اظهار نظر دیگران در باره او و دولتش بود. حتی از پاسخ ها و واکنش های خود او به دیگران که می توانست درچه ای برای ورود به ذهنیت این شخصیت تاثیر گذار باشد، خبری نیست.
با همه اینها با خواندن جمیع خاطرات او می توان فهمید که نخستین شخصیت انقلابی در فضای چپ زده آن سالهاست که متاثر از تغییرات اقتصادی حادث شده در ترکیه و آسیای جنوب شرقی، می خواهد با ادبیات توسعه اقتصادی، اهداف ایدئولو‍ژیک نظام سیاسی را تعقیب کند. همچنین او نخستین شخصیت انقلابی است که از طریق خاطرات اش  نشان داد که دارای «فردیت» است و خانواده و علایق و سلایق بطور کلی سبک زندگی دارد و در هویت جمعی و توده ای مضمحل نشده است.
شاید یکی معدود خاطرات مقامات ارشد سیاسی ایران که تا حد زیادی به تدوین یک چهارچوب تحلیلی برای فهم وقایع زمانه خودش کمک کرد، خاطرات امیر اسدالله علم، نخست وزیر و وزیر دربار محمد رضاشاه پهلوی باشد که جدای از برخی کاستی ها و نقدهای معمول، جای این کتاب در تاریخ معاصر ایران خالی بود و اگر با آن ادبیات و دقت و ظرافت نوشته و منتشر نمی شود، فهم بسیاری از مسائل دو دهه آخر حکومت پهلوی دوم، حقیقتا غامض و مبهم می ماند.
    علم از نخبگان درونی حکومت و از محارم شاه و در نتیجه از نزدیکترین افراد به کانون تصمیم گیری‌های مهم سیاسی در کشور بود. مطالعه این کتاب می‌تواند ما را به مجموعه علایق، تعلقات، منافع و زوایای پنهان فرهنگ و رفتار سیاسی شخص شاه و نخبگان وقت به عنوان یکی از مهمترین عوامل موثر بر سیاست داخلی و خارجی ایران رهنمون سازد.
مجموعه اطلاعاتی که او در گفتگوهای ظاهرا ساده و روزانه اش با شاه، بازتاب داده است، حتی آن لحن چاکر منشانه ای که او در تحریر وقایع به کار برده است، دریچه ای مهم برای فهم زوایای پنهان مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران و در نهایت مجموعه علل افول و سقوط حکومت است.
ما همچنان منتظر خاطرات اسحاق جهانگیری می مانیم و حرف هایی هست که زبان او باور پذیر تر خواهد نمود .
به لب رسید مرا آن سخن که نتوان گفت
به حیرتم که فقیهان شهر خاموشند

در همین باره

پیشنهادها

خوانده شده ها