profile-image
قاسم خرمی

مدیر مسئول نشریه کارخانه دار

روزنامه نگار، پژوهشگر مسائل صنعتی و دارای دکترای علوم سیاسی در گرایش مسائل ایران از دانشگاه تربیت مدرس. سردبیر پیشین روزنامه های همبستگی و قانون

مطالب مرتبط با نویسنده

چلوکبابی شمشیری؛ رستورانی فعال تر از 100 حزب سیاسی

1403-07-11

پدیدهای مثل حاج محمد حسن شمشیری ثابت کرد که کمک به وطن و مردم گرفتار وطن، مستلزم هیچ درجه از دانش یا منصب و مقام نیست. می توان بدون توان خواندن و نوشتن و با یک قهوه خانه کوچک در عرصت سیاست و جامعه، تاثیرات گذاشت که دهها نخبه علمی و حزب و گروه سیاسی قادر به آن درجه از اثر گذاری نباشند. می توان در زندگی انتخاب های درست کرد و روی آن ایستاد.

ما و میراث فکری و فرهنگی شمس و مولانا

1403-07-08

ما ایرانیان اکنون وارث منظومه فکری بزرگی هستم که دست کم یک وجه آن اندیشه‌های صوفیانه و عرفانی است که در فکر، نیایش، ادبیات، هنر، موسیقی و در زندگی روزانه ما ساری و جاری است. شمس و مولوی بخشی از همین جریان سیال است که از دست دادن آن، ما را در جهان نو شونده، متزلزل خواهد کرد. بگذاریم هر کس آنگونه که می پرستد با خدای خود گفتگو کند و به زندگی خود سامان و جهت بخشد.

از این «صمت»: روز نوشته های قاسم خرمی

1403-06-30

من، بنا داشتم در طول دوران همکاری در داخل وزارت صمت، هر روز چیزی بنویسم و آرشیو کنم و در آینده اگر فرصتی دست داد منتشر کنم.  روز نوشته ها و خاطرات روزانه، معمولا مختص مقامات بالاست. حالا من سعی می کنم از پایین به بالا نگاه کنم و بر اساس مشاهدات خودم با زبانی غیر رسمی و غیر اداری، برخی مسائل و تنگناهای سیاستگذاری  و  تصمیم گیری در حوزه صنعت، معدن و تجارت را ثبت کنم. 

 بعدا تصمیمم عوض شد و با خودم گفتم این چه کاری است که منتظر آینده نامعلوم بمانم؟  وانگهی، اگر این نوشته ها بتواند به درک بهتر شرایط و تعدیل انتظارات و کاهش فشارها  بینجامد، چه بهتر که دست کم بخشی از آن، همین حالا منتشر شود.

 این نوشته ها را ادامه خواهم داد و مشخص است که دلنوشته شخصی  است و ارتباطاتی به مسئولیت حقوقی و اداری من ندارم. آنچه هم می نویسم، سعی می کنم که نزدیکترین روایت به حقیقت باشد. تا چه شود 

چیپ شوم در شهر تایباد

1403-06-30

در سالهای پایان جنگ ایران و عراق که شمار شهدای جنگ رو به فزونی نهاد، در شهر تایباد یک اداره مستقلی با عنوان « بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان تایباد» تاسیس شد تا به امور مربوط به خانواده ها و بازماندگان شهدا رسیدگی کند. قبل از این، این امور توسط نهادی مشابه در تربت جام انجام می شد.

علل قدرت یابی بورژوازی تجاری در جمهوری اسلامی، با نگاهی به زندگی اسدالله عسکراولاد

1403-06-22

واقعیت این است که تبدیل عسکر اولادی از یک بورژوازی خرده پا به یک بورژوازی تجاری بزرگ، محصول اقدام نیرو‌های سیاسی در دامن زدن به فضای ضد سرمایه داری بود، اما او با هوشیاری یا معرفت تاریخی خود به آلت دست این ایدئولوژی سرمایه ستیز تبدیل نشد. شک نکنید که به حکم اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران، او نیز به عنوان یک طبقه موتلف با بلوک قدرت، از فضای حادث شده بعد انقلاب بی نهایت استفاده کرد و سود برد. اما تبدیل به سرمایه دار تصادفی، رانتی و وام ستان و ارزبگیر و فاسد نشد.

تاریخ اجتماعی «دستشویی» در مناطق روستایی جام و باخرز و تایباد

1403-06-18

رسانه ها تصویری از مدرن ترین و گرانترین دستشویی جهان را منعکس کرده اند. به همین بهانه یادی کنیم از دستشویی های عذاب آور در روستاهای قدیم ایران

غلام حیدرخان اصلاحات

1403-06-14

حضور شخصی مثل ابراهیمبای سلامی در قامت استاندار یکی از استانهای شرقی می تواند بسیار موثر باشد. البته مطمئن نیستم خود او آماده پذیرش چنین مسئولیتی باشد اما حداقل بد نخواهد بود اگر در انتخاب استانداران این مناطق، از مشورت و نظرات او استفاده شود.

حکمرانی شایسته گزین و رونق ساز در وزارت صمت

1403-06-11

برای کسانی که از نزدیک با شاکله و ساختار وزارت صنعت، معدن و تجارت آشنا هستند، این وزارتخانه عظیم و حجیم تداعی‌‌‌کننده حس دوگانه «جاذبه» و «گریز» است. این حس را بیش از هر جایی می‌‌‌توان در کنار درِ ورودی ساختمان مرکزی آن در خیابان سمیه تهران تجربه کرد؛ سنگ‌‌‌آویز مجلل و دیدنی آن هر تازه‌واردی را در بدو حضور، مبهوت و مجذوب شکوه و زیبایی خود می‌کند. اما این حس موقتی است و به‌زودی حس تشویش از ماندن در زیر آوار چند تن سنگ بر او مستولی می‌شود. این احساس متعارض تحسین و تشویش، مختص ارباب‌رجوع و مراجعان به این وزارتخانه نیست، بلکه وزرا و مدیران تازه‌وارد هم به‌زودی درمی‌‌‌یابند که انگیزه ماندن و کار کردن در وزارت پرتلاطم صنعت، معدن و تجارت، به اندازه جاذبه لحظات ورود و تشویق و ابراز احساسات روز معارفه نیست.

گاه دل تنگی های ما، کاریکاتوری از رنج دیگران است

1403-06-09

به گمان من او تنها ترین آدمی بود که تا به آن روز، به چشم دیده بودم. او احتمالا روز صدبار تمام زندگی اش را از اول به آخر و از آخر به اول مرور کرده و با اوهام جنگیده و دو باره به همین آشیانه فلزی خودش برگشته است. تنهایی او فقط وحشتناک نبود، هراس آور و وهم آلود بود. هراس آور بود چون او این کار را خودش بصورت داوطلبانه و برای مدت نامعلومی، انتخاب کرده بود. در حقیقت «تنهایی شغل او بود » و این شغل می تونست، سالها استمرار یابد.

شرایط کشور برای تحول در اقتصاد و صنعت آمده است

1403-06-05